درد دلهای یک ايراني خارجنشین درباره حوادث پس از انتخابات
متن زیر را از پانوشت ها (کامنتهای) يكي از كاربران محترم فرندفيد است كه ساکن کانادا و از طرفدارن موسوی بوده؛ وي در اين متن لحن صادقانه ای دارد و به نكات مهمي اشاره مي كند كه بدون دخل و تصرف در اينجا نقل ميشود:
سلام. قبل از انتخابات من طرفدار موسوی بودم. بعد از انتخابات تا ۲ هفته فکر میکردم تقلب شده. بعد دیدم موسوی هیچ سندی برای اینکه تقلب شده ندارد و از روی باد شکم صحبت کرده. زمان گذشت و جبهه بندیها نشون داد کسانی که اصلا به فکر کشور نیستند پشت سر موسوی قرار دارند. کار به جایی رسید که مجاهدین خلق هم طرفدار موسوی شدند! کسانی که قبل از انتخابات با بنده در همین کانادا بحث میکردند که آقا اصلا رای دادن در جمهوری اسلامی معنی ندارد و تو احمقی که ....
ادامه مطلب
جرج بوش در مراسم افتتاح بنیاد بوش:
اصلاحطلبان در ایران خط مقدم امریکا هستند و امید آنها به ماست/ همکاری سازگارا با بنیاد بوش
جرج بوش در مراسم افتتاح «بنياد بوش»، اصلاح طلبان را خط مقدم آمريكا خواند و گفت چشم اميد آنها به ماست.
به گزارش رجانیوز به نقل از کیهان، دانشگاه دالاس در ايالت تگزاس ديروز مهمان رئيس جمهور سابق آمريكا بود. «جرج بوش» كه براي افتتاح «بنياد بوش» به اين دانشگاه رفته بود، در يك سخنراني پرشور، اصلاح طلبان ايران را خط مقدم آمريكا خواند و افزود: آنها با چالش هاي فراواني روبرو هستند و چشم اميدشان به ماست.
بوش كه در زمان حكومت خود با راه اندازي دو جنگ (افغانستان و عراق) جان صدها هزار تن را گرفت، اعلام كرد: اصلاح طلبان و ناراضيان سياسي منتظر حمايت و رمق گرفتن هستند و به آنها وعده داد آمريكا از آزادي آنها در برابر ديكتاتورها پشتيباني خواهد كرد.
بوش به ديدارهاي خود و همسرش «لورا» با عناصر اپوزيسيون به نام آنچه او «فعالان دموكراسي»، «مدافعان آزادي مذاهب» و «خانواده زندانيان سياسي» مي خواند، اشاره و خط مشي و هدف بنياد جديدالتأسيس بوش را نيز در همين راستا عنوان كرد.
بوش در اين زمينه گفت: «آمريكا پشتيبان آزادي كه آنها به سختي و همزمان با تنگ شدن عرصه توسط ديكتاتورها به دست آورده اند خواهد بود. من و همسرم لورا در طول دوران رياست جمهوري ام با فعالان دموكراسي، مدافعان آزادي مذاهب و خانواده زندانيان سياسي ديدار كرديم. بنياد بوش به اين راه ادامه خواهد داد. من از تمام فعالان سياسي در سراسر جهان حمايت خواهم كرد.»
سخنان بوش نشان داد اين بنياد مدت ها پيش از اين مراسم كار خود را آغاز كرده است چرا كه وي از تماس و توافق با برخي چهره ها و احزاب سياسي اپوزيسيون در سراسر جهان خبر داد و در مورد ايران اختصاصاً از محسن سازگارا نام برد و گفت قرار است افرادي مانند سازگارا در تهيه بسته اي به نام «آزادي» به بنياد بوش كمك كنند.
وي در تشريح ماهيت «بسته آزادي» آن را شامل اسناد و تاريخچه مبارزات سياسي خواند كه به صورت ويديويي درخواهد آمد. بوش اضافه كرد اين بسته براي ناراضيان سياسي، مبلغان زيرزميني و زندانيان سياسي ارسال خواهد شد تا آنها را ياري كند و اين پيام را به گوش شان برساند كه آمريكا با شما همراه بوده و از شما حمايت خواهد كرد.
سخنراني بوش در حالي انجام مي شد كه تصويري از چند دختر ايراني به همراه واژه «آزادي» در پشت سر وي خودنمايي مي كرد.
البته اين نخستين بار نيست كه بوش به صراحت از اصلاح طلبان حمايت مي كند. اولين حمايت بي پرده او از اپوزيسيون جمهوري اسلامي ايران به 12 جولاي 2001 برمي گردد كه در بيانيه اي رسمي اعلام شده بود.
مورد بعدي كه بسيار جنجال آميز هم شد به سخنراني بوش در 5 ژانويه 2008 برمي گردد. او كه در تدارك سفر به خاورميانه بود گفت: «صبح بخير، سه شنبه من سوار بر هواپيماي رياست جمهوري عازم سفري به خاورميانه هستم... در اين سفر با شركاي خود درباره نبرد عليه تروريست ها و تندروها مشورت خواهم كرد. آنها سپرشان را زمين نمي گذارند پس ما هم نبايد بگذاريم. اين تنها يك نبرد نظامي نيست، مذهبي هم هست! سپس آمريكا باز هم در اين منطقه حضور خواهد داشت. ما از دموكرات ها و اصلاح طلبان از بيرون و بغداد تا دمشق و تهران حمايت خواهيم كرد و در كنار آنها خواهيم ايستاد».
پس از اين نطق راديويي، رهبر انقلاب طي سخناني در جمع مردم قم به مناسبت 19 دي در واكنش به اين سخنان بوش اعلام كردند: «هم مردم و هم آن دسته اي كه رئيس جمهور آمريكا از آن اعلام حمايت كرده است بايد فكر كنند كه چرا آمريكا مي خواهد از آن دسته حمايت كند و از آن دسته چه نقصي داشته كه آمريكا را به فكر حمايت از آن انداخته است. حمايت آمريكا از هر كسي در ايران يك ننگ است. گروه ها و افراد سياسي علاوه بر متمايز كردن مرز خود با دشمن، بايد مرز خود را با مزدوران، نوكران و افرادي كه در خدمت دشمن هستند نيز مشخص كنند».
البته بوش حق دارد با چنين صراحتي از اصلاح طلبان حمايت كند. او يك بار دستاوردهاي شيرين همكاري با آنها را چشيده و از آن به عنوان «نتايج دلگرم كننده» ياد مي كند. آذرماه سال گذشته بوش در موسسه بروكينگز با حسرت گفته بود: «ايران هسته اي را تحمل نخواهيم كرد. ما قبل از آنكه احمدي نژاد بر سر كار بيايد، داشتيم به نتايج دلگرم كننده اي در خصوص موضوع هسته اي ايران مي رسيديم، چون آنها با توقف غني سازي موافقت كرده بودند. متاسفانه پس از انتخابات رئيس جمهور احمدي نژاد، ايران مسير برعكسي را برگزيد و اعلام كرد بار ديگر به غني سازي دست مي زند».
اندر باب آمدن شیخ نمایشگاه را
شیخ را گفتند چه شد به نمایشگاه درآمدی، گفت سیل مریدان بس که تقاضا نمودندی من از رد آن ناتوان بودمی لذا با جمع مریدان رهسپار شدمی و بس مردم به سمت ما تمایل داشتندی دستار ز سر فرو انداختندی. مریدی گفت یا شیخ، جملگی مریدان مهیا بر هفت شبانه روز جشن داشتندی که جایزه صلح نوبل را به ارمغان آوری، پس چه شد آن همه صابون که بر شکمهای خود مالاندیم. خطاب آمدی که ای احمق من تا صبح نفر اول بودمی ولی ساعتی به خواب رفتمی و چون اسم آن رفیق شفیق گرمابه و گلستانمان ز صندوق نوبلیان برآمدی ، به رسم رفاقت سکوت کردمی ولی این نکته ناب با شما همی گویم که بدانید که گرچه نامش اوباماست ،او با ماست.
کی بود رسم ما بد عهدی با دوستان
اوباماست گر چه باشد به ارض کفرستان
چون این جواب نغز جمله اصحاب شنیدند همه دست بر آسمان کردی و شکر خدای به جا آوردی از فرط کمالات شیخ.
دیگر مریدی گفت یا شیخ دلیل این ازدحام بر گردتان چیست؟ تا امروز گمان بر این داشتیم که تنها ما بر کرامات حضرتتان واقفیم و بس! شیخ گفت مریدان ما در همه عالم سینه چاکانده،برای بعضی دم تکانده، در بی بی سی و VOA سر جنبانده، از شیوخ برادر عربی پول ستانده، به ظرافتی چند کرامات ما را پرورانده به خورد جماعت خورانده تا چنین شده و جماعتی از سروش تا گوگوش بر دایره ارادت ما میگردند. رعیت هم اظهار ارادتی دارند بس زیاد از این نمط. از بدو ورود کفش ها به سمت ما به رسم لطف، پیشکش نمودندی و من در عجبم که چه شد رای ما از آرای باطله نیز کمتر شدندی با این همه مرید!
مردی که تازه به جمع مریدان رسیده بود ندا در داد که یا شیخ صندوق های رای را چگونه یافتی؟ شیخ گفت ننجون من هم دانستی که تقلبی کردندی عظیم. صندوق ها را چند طبقه کردندی و آن را با ساعت خواب ما تنظیم نمودنی که تا ما سر بر بالشت گذاریم رای ها دگرگون شدندی.
گویند جوانک تا چنین شنید نعره ها زد و سر بر بیابان گذاشتی زین غم تا شهید شدی و شیخ به همراه میرش در ختمش گریه ها و زاری ها کردی عجیب.
منبع : گروه اینترنتی محراب اندیشه
از انفعال در سعدآباد تا اقتدار در ژنو
مذاكرات ايران و 1+5 در ژنو در مقايسه با مذاكرات هستهاي دولت اصلاحات با سه كشوراروپايي از جهات مختلفي قابل نقد و بررسي است.
روحيه حاكم بر دولت مدعي اصلاحات، روحيه انفعال و ترس و تحير بود و دشمن نيز آن را به خوبي ميشناخت؛ از اين رو همواره قبل و در حين مذاكرات با هيئت ايراني از زبان تهديد سخن ميگفت. اين سياست كه بوش از آن به سياست هويج و چماق تعبير ميكرد، بر آن بود تا ا زطريق تهديد نظامي و تحريم همه جانبه ايران را در مذاكرات به پذيرش هويج يا آبنبات متقاعد سازد.بر اين اساس هر گاه كه به زمان مذاكرات نزديك ميشديم بر شدت تهديدات آمريكا و اتحاديه اروپا افزوده ميشد. در حين مذاكرات نيز تيم ايراني را به اجراي تهديدات در صورت شكست مذاكرات تهديد ميكردند. به عنوان نمونه، بنا بر اعتراف جك استراو وزيرخارجه وقت انگليس د رمذاكرات سعد آباد با مشتي كه بر روي ميز كوبيد و تهديدات قبلي را تكرار كرد فضا به نفع اروپاييها تغيير كرد و تيم ايراني همه چيز را واگذار كرد به طوري كه ديگر حاضر نشدند امتياز چند دانه سانتريفيوژ تحقيقاتي نيز به ايران بدهند. فضاي رعب و وحشت آن چنان بر مذاكرات سايه افكنده بود كه قدرت مقاومت و ايستادگي را در برابر زياده خواهي هاي غربي ها گرفته بود ودايما هيات ايراني از اين ميترسيد كه كشورهاي اروپايي مذاكرات را ترك كرده، به فاز نظامي روي آورند. اين فضاي تهديد كاذب متاسفانه توسط تيم به مسوولان نظام در دولت و مجلس نيز منتقل ميشد و بر تصميمات آن ها نيز تاثير گزار بود. جالب اين كه اين افراد سعي ميكردند به كمك دوستان مرعوبشان در مجلس ششم و دولت ،رهبري نظام را نيز مرعوب كنند و به پذيرش خواست دشمن وادار نمايند!! نمايندگان مجلس ششم در نامه 127 نفره به مقام معظم رهبري مبني بر ضرورت سازش در برابر آمريكا از معظم له خواستند در برابر زياده خواهي هاي دشمن تسليم شوند در بخشي از نامه ننگين آن ها به مقام معظم رهبري آمده است: «شايد در صفحات تاريخ پرفراز و نشيب معاصر ايران هيچ زماني را به حساسيت امروز نتوان يافت، تنها با تسامح ميتوان وضعيت ايران را در زمان اشغال در جنگ جهاني دوم و يا پيش از پذيرش قطعنامه 598 با وضع كنوني قابل مقايسه دانست كه در اولي با قطع هرگونه اميد در داخل، عامل خارجي سرنوشت كشور را رقم زد و در برهه دوم، دور انديشي و اراده و تدبير حضرت امام خميني و اتكاي به مردم كشور را نجات داد اما شايد دوره كنوني از اين لحاظ بي مانند باشد كه شكافهاي سياسي و اجتماعي با تهديد خارجي و برنامه آشكار دولت ايالات متحده آمريكا به عنوان قدرتي كه در برابر خود مانعي نميبيند، براي تغيير نقشه ژئوپولتيك منطقه همزمان شده و نظام ناچار به كنش و واكنش در برابر اين برنامه است...» القاكنندگان نااميدي و ترس در دل مردم، در ادامه نوشتهاند: «اگر جام زهري بايد نوشيد، قبل از آنكه كيان نظام و مهمتر از آن استقلال و تماميت ارضي كشور در مخاطره قرار گيرد بايد نوشيده شود و بيترديد اين برخورد خردمندانه و متواضعانه از سوي ملت با همان پاداشي مواجه ميشود كه امام عزيز راحل روبهرو شد. اين اقدام؛ نشانه تدبير، دورانديشي، مصلحتجويي و خيرخواهي و توفيق الهي است.» (حيات نو، به نقل از كتاب وسوسه شيطاني)
مقام معظم رهبري در باره خطر اين نوع تفكر براي كشور در جمع دانشجويان علم وصنعت فرمودند: «درمقابل دشمن اگر مسوولين كشور احساس رعب و خوف بكنند، بر سر ملت بلاهاي بزرگ خواهد آمد. آن ملت هائي كه ذليل و مقهور دست دشمن شدند، عمده علت اين بود كه مسوولان - پيشروان قافله ملت - شجاعت و اعتماد به نفس لازم را نداشتند. گاهي در بين آحاد مردم عناصر مومن، فعال، فداكار، آماده به جانبازي هستند، منتها مسوولين و روسا وقتي خودشان اين آمادگي را ندارند، نيروهاي آنها هم از بين ميرود و اين ظرفيت هم نابود ميشود. آن روزي كه شهر اصفهان در دوره شاه سلطان حسين مورد غارت قرار گرفت و مردم قتل عام شدند و حكومت باعظمت صفوي نابود شد، خيلي از افراد غيور بودند كه حاضر بودند مبارزه و مقاومت كنند؛ اما شاه سلطان حسين ضعيف بود. اگر جمهوري اسلامي دچار شاه سلطان حسينها بشود، دچار مديران و مسوولاني بشود كه جرات و جسارت ندارند؛ در خود احساس قدرت نميكنند، در مردم خودشان احساس توانائي و قدرت نمي كنند، كار جمهوري اسلامي تمام خواهد بود.» معظم له در آخرين ديدار خود با نمايندگان مرعوب مجلس ششم در پاسخ به نامه موهن آن ها نسبت به مرعوب شدن در برابر دشمن هشدار دادند و فرمودند انساني كه مرعوب ميشود نمي تواند تصميم بگيرد. مرعوب شدن و عقب نشيني در برابر دشمن حد يقف ندارد. حد يقف آن تسليم در برابر دشمن و عقب نشيني از مواضع انقلاب و پذيرش عامل مستقيم دشمن بر عرصه حاكميت كشوراست.
ولي امروز در مذاكرات ژنو اقتدار نظام اسلامي را همه احساس ميكنند؛ از يك سو سايت هسته اي ايران در نطنز با تمام قدرت به صورت تمام وقت فعاليت ميكند بنابر اين مذاكره، وقت كشي براي ما نيست هرچه مذاكرات ادامه يابد متضرر نمي شويم. در حالي كه در گذشته ادامه مذاكرات به ضرر ملت ايران تمام ميشد چرا كه تاسيسات ما همه مهر و موم شده بود و دشمن بر طولاني شدن مذاكرات تاكيد ميورزيد. از سوي ديگر در مذاكرات پيشين اين پيشنهادات اروپايي ها بود كه محور مذاكرات قرار ميگرفت ولي اكنون اين جمهوري اسلامي است كه با بسته پيشنهادي خود محور مذاكرات را تعيين ميكند.در گذشته اگر اين اروپايي ها بودند كه با زدن مشت محكم روي ميز، ايران را تهديد به ترك مذاكره ميكردند و اين ايران بود كه همواره به آن ها خواهش و التماس ميكرد اكنون ايران است كه در برابر 1+5 مشت هاي خودرا گره كرده و آن ها را تهديد به ترك مذاكره ميكند. قبلا اين آمريكا و اروپا بود كه در آستانه مذاكرات از زبان تهديد سخن ميگفت و د ركنار تهديد به چماق، هويج نشان ميداد، ولي امروز اين ايران است كه در آستانه مذاكرات رزمايش موشكي با برد بيش از 2000 كيلومتر برگزار ميكند و از سوي ديگر رسما از آماده سازي سايت ديگري به نام سايت «فردو» سخن به ميان ميآورد. و جالب تر از همه اين كه در بسته پيشنهادي سخني از موضوع هسته اي نيست زيرا ايران بحث هسته اي را در چارچوب» ان، پي، تي» پايان يافته تلقي ميكند. وعلاوه بر آن خواهان مذاكره براي خريد اورانيوم با غناي 20درصد براي داروسازي ميشود كه مورد قبول طرف هاي مذاكره كننده قرار ميگيرد. موفقيت ايران در موضوع هستهاي نشان ميدهد كه مديريت سياست خارجي با پيروي از فردي حكيم و مدبر (مقام معظم رهبري) كه همه قوا را ازمقننه و مجريه گرفته تا نيروهاي مسلح در يك جهت هماهنگ ميكند، با موفقيت بهپيش ميرود. اين مطلب به اندازه اي روشن است كه پوتين در سفر به تهران رسما اعلام ميكند تا اين حكيم در تهران نشسته باشد هيچ قدرتي نميتواند ايران را به زانو در آورد. ولي به هرحال نبايد در اين ميان از نقش دولت نهم و دهم و شجاعت شخص دكتر احمدي نژاد غافل بود، چرا كه اگر فرماندهان رده پايين اطاعت پذير نبودند، فرمايشات آقا به صورت معمول و روان عملي نميشد.
نتيجه: 1) در موضوع هستهاي پرونده ايران مختومه شد.
2) سايه تهديد براي هميشه از سر ملت ايران برداشته شد.
3) ايران از نظر قدرت در كنار كشورهاي 1+5 قرار گرفت و به قدرت اول منطقه تبديل شد.4) اقتدار سياسي و نظامي و علمي ايران به نمايش گذاشته شد و كشورهاي 1+ 5 با اين مذاكرات عملا آن را به رسميت شناختند 5) پيام اين مذاكرات اين بود كه كشورهاي جهان سومي كه در سايه سياست هاي استعماري عقب مانده نگه داشته شده اند ميتوانند با الگو گرفتن از انقلاب اسلامي، كشور خود را از شر استعمار برهانند و به استقلال همه جانبه دست يابند. 6) اگر دولت ها و مسوولان كشور ولايت پذير باشند نتايج شيريني براي كشور و مردم به بار خواهد آمد. چنان چه در امور داخلي از جمله فرهنگ، ولايت مداري خود را به منصه ظهور برسانند و منويات معظم له را عملي سازند يقينا نتايج شيرين تري براي كشور به ارمغان خواهد آمد.
گروه اقتصادی- «ساخت پالايشگاه از نظر من غير اقتصادي است. سرمايه گذاري بايد بازگشت داشته باشد. اين بايد مهمترين علت باشد نه صرف اينکه وارد نسازيم توليد کنيم. ما بايد زنجيره توليد و توزيع را با هم داشته باشيم که فاقد زنجيره توزيع هستيم و از اين رو توليد بنزين براي ما صرفه اقتصادي ندارد و همان بهتر که وارد کنيم اما به قيمت واقعي به فروش برسانيم تا دچار بحران نشويم. از نظر قانوني نيز مجلس هفتم زماني اجازه ساخت و تاسيس پالايشگاه را دارد که حتماً توجيه اقتصادي داشته باشد هم وزير و شوراي اقتصاد تاييد کند که با اين قيمت داخلي اصلاً توجيه نداشت. تنها در اين چند سال اخير به دليل افزايش قيمت نفت و فرآورده ها، اقتصاد پالايشگاه ها وضعيت مطلوب تر پيدا کرد که البته باز هم در ايران ساخت پالايشگاه اقتصادي نيست.»
این همهی استدلالهای فردی است که بهعنوان باسابقهترین وزیر پس از انقلاب نام گرفته برای متوقف کردن طرح ساخت پالایشگاههای جدید از سال 77 تا سال 84 و پایان دولت خاتمی در کشور.
بیژن نامدار زنگنه، بیش از 2 سال قبل یعنی 31 شهریور 86 در گفتوگو با روزنامه اعتماد و در پاسخ به این سؤال که "آقاي مهندس چرا وزارت شما توليد بنزين و ساخت پالايشگاه را جدي نگرفت؟"، اظهارات فوق را بیان کرد.
زنگنه در حالی ساخت پالایشگاه برای ایران را مقرون به صرفه اقتصادی نمیدانست و بر همین اساس، یکی از زیربناییترین و استراتژیکترین طرحهای کشور را به تعطیلی کشاند که در حال حاضر و با عبور غرب از تهدیدهای غیرعملی مانند حمله نظامی و قطعی شدن عدم عقبنشینی ایران در مسئله هستهای، طرح تحریم بنزین ایران بهعنوان جدیترین گزینه پس از تصويب سنا و کنگره امريکا، بر روی میز رئیسجمهور امریکا قرار گرفته است.
در عین حال، اگرچه کارشناسان و مدیران نفتی ایران از آماده بودن طرح خودکفایی 48 ساعته بنزین خبر میدهند و حتی طی روزهای اخیر از اجرای آزمایشی این طرح ظرف هفته آینده خبر داده شده است اما بهدلیل اینکه در اثر اجرای این طرح، طرحهای پتروشیمی کندتر میشوند، مهمترین دستور کار فعلی وزارت نفت، افزایش ظرفیت پالایشگاههای موجود است، بهطوری که در این خصوص، پالایشگاههای اراک، بندرعباس و اصفهان در این زمینه فعال شدهاند.
اما در شرایط فعلی گویا زنگنه علاقهای به اظهارنظر درخصوص اهمال خود در ساخت پالایشگاههای جدید با توجه به اینکه تهدیدها علیه جمهوری اسلامی مورد تازه و غیرقابل پیشبینی نبوده است، ندارد.
در این زمینه بهنظر میرسد سازمان بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات که تخلفات اداری دولت و کارکنان آن را برعهده دارند، باید با ورود به این مسئله نسبت به واکاوی علل اهمال تعمدی در توقف ساخت پالایشگاههایی که در صورت ساخت آنها، غرب درخصوص بهکارگیری اهرم فشار انرژی علیه ایران از این ناحیه خلع سلاح بود، توضیح بخواهد.
منبع : رجانیوز
اقدام شايسته رئيسجمهور برای عزل یک مدیر
چندي پيش ذبيحي رئيس سازمان تامين اجتماعي طي حکمي يكي از مقامات سازمان تامين اجتماعي را عزل نمود. هر چند در اين حکم دليل اين برکناري عدم وجود هماهنگي و لزوم صيانت از مصالح سازمان تامين اجتماعي ذکر شده بود اما بررسيهاي حاكي از آن است كه علت اصلي اين برکناري اقدام غيرقانوني و خاصه ولخرجي مقام مغرول از کيسه بيتالمال بوده است. وي در اقدامي مغاير با ضوابط تعدادي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي را به همراه خانواده با يک فروند هواپيماي چارتر به هزينه سازمان تامين اجتماعي به سفري تفريحي به شيراز اعزام کرده بود.
رئيسجمهور پس از اطلاع از اين موضوع در اقدامي شايسته و قابل تقدير در راستاي صيانت از اموال عمومي دستور برکناري وي را صادر ميكند.
سازمان تامين اجتماعي نهادي است عمومي که اموال آن متعلق به تمامي بيمهگزاران اين سازمان است.
پی نوشت: به نظر من در این سازمان عریض و طویل در کنار اصلاح ساختار و حقوق های مدیران کل آن از این گونه اقدامات هم باید بسیار انجام شود.
تحركات اخير ديپلماتيك كشور تركيه و نقش پررنگ اين كشور در تحولات منطقهاي و نيز تنشهاي پيش آمده ميان مقامات اين كشور و رژيم صهيونيستي حكايت از تغييراتي در مواضع تاكتيكي و شايد هم راهبردي دولت رجب طيب اردوغان در منطقه دارد.

به گزارش فارس، تحركات اخير ديپلماتيك كشور تركيه و تنشهاي پيش آمده ميان مقامات اين كشور و رژيم صهيونيستي حكايت از تغييراتي در مواضع تاكتيكي و شايد هم استراتژيك دولت اردوغان در منطقه دارد، اينكه اين تغيير مواضع با چه هدفي و براي رسيدن به چه منافعي صورت ميگيرد، موضوعي است كه گمانهزنيهاي متفاوتي را به ميان ميآورد، اما آنچه در آن شكي نيست، مطامعي است كه دولت همچنان مليگراي تركيه در اين تغيير چهره بينالمللي به دنبال آن است.
كشور تركيه كه بر ويرانههاي امپراطوري بزرگ عثماني ساخته شده است؛ اگر چه از دوره "تركهاي جوان " و رهبري "مصطفي كمال آتاتورك " سعي كرد تا بيش از آن كه با گذشته مرتبط باشد با دنياي مدرن و متجدد همپا و هم وساق شود، اما همچنان روياي بازگشت به دوره مجد و عظمت دربار امپراطوري به مثابه يك نوستالژي افكار زمامداران ترك را به خود مشغول ميساخت.
در دوره اخير حساسيت تركها بر پيوستن به اتحاديه اروپا از آن جهت كه بازگشت عزت از دست رفته را در پيوستن و همگرايي با اروپا ميبينند از همين رو است كه اين مساله به مهمترين مساله سياست خارجي تبديل شده است. البته در راه رسيدن به اين هدف همه متفقالقولاند، از اسلامگرا تا لائيك به همين نتيجه رسيدهاند و چنين آرزويي به نظر ميآيد كه به خواستي ملي تبديل شده است.
ماجرا به اتحاديه اروپا محدود نميشود، حتي درباره ارتباط دوستانه تركيه با رژيم صهيونيستي در دهههاي گذشته نظرات متنوعي وجود دارد؛ عدهاي اگر چه اين رابطه را مرتبط با نفوذ صهيونيستها و غربيها در ارتش تركيه تعبير ميكنند، اما در عين حال اين رابطه را با تلاش اين كشور براي بدست آوردن جايگاهي مناسبتر در منطقه مربوط ميبينند. اين تحليل تا به آنجا پيش ميرود كه حتي از نگاه برخي تحليلگران مواضع اخير رهبران تركيه عليه رژيم صهيونيستي را نيز بر همين اساس تفسير كردند.
پس از جنگ 22 روزه در اجلاس داووس مجادله لفظي رجب طيب اردوغان با پرز رئيس رژيم صهيونيستي بازتاب وسيعي در رسانههاي جهان و به ويژه در افكار عمومي تركيه داشت. اين مجادلات البته از هرگز از لفظ پا فراتر نگذاشت، اما همان چيزي كه در سالهاي پيش از آن يعني پيش از به قدرت رسيدن حزب "اعتدال و توسعه " محل شماتت تركيه بود- يعني رابطه با رژيم صهيونيستي- اين بار از موضعي ديگر سبب تقويت نقش تركيه در منطقه شد.
با توجه به وضعيت منطقه سه گمانه اصلي را ميتوان درباره اين تغييرات در چهره سياستخارجي تركيه طرح كرد:
انتقام از اتحاديه اروپا:
يكي از گمانههاي مهم در زمينه اتخاذ موضع تند دولت تركيه در قبال رژيم صهيونيستي مساله انتقام گيري و تحت فشار قرار دادن اتحاديه اروپا به خاطر عدم حمايت اين اتحاديه از پيوستن تركيه به باشگاه اروپاييها است.
وارد كردن آمريكا به بازي، و استفاده كردن از اين كشور براي اعمال فشار بر كشورهاي اروپايي راهكاري است كه به زعم برخي ناظران از طرف سياستمداران ترك به كار گرفته شده است.
بر اساس اين نظريه تركها به خوبي از نقطه ضعف امنيتي غرب در منطقه مطلع بوده و از اين طريق ميكوشد با گروكشي موقعيت خود را بهبود بخشد.
خاورميانه به جاي اروپا:
گمانه دوم نيز بر اساس همان چالش قديمي سياست خارجي تركيه براي پيوستن به اتحاديه اروپا استوار است با اين تفاوت كه در اين نظريه تركها به اين ميانديشند كه به جاي اروپا موقعيت خود را در خاورميانه بازسازي كنند و نقش ارتقاء يافتهتري را در تحولات اين منطقه ايفاء كنند. اين مسالهاي است كه آمريكاييها و حتي صهيونيستها نيز از آن استقبال ميكنند، چرا كه حضور جديتر تركيه نزديك به آمريكا و داراي رابطه با صهيونيستها در برابر ايران ضد آمريكايي و ضد صهيونيستي، ميتواند به نقش ايران در منطقه لطمه زده و به زعم غربيها نقش ايران را تعديل كند.
شواهدي چند نيز بر اين ماجرا دلالت ميكند، از يك سو همزماني نزديكي سوريه به تركيه با سفر پادشاه عربستان به سوريه و از طرف ديگر در عين درگيريهاي لفظي ميان تركيه و صهيونيستها شنيده ميشود كه رژيم تلآويو نقش جدي را در ميانجيگري براي پايان اختلاف ميان ارمنستان و تركيه بر عهده داشته است.
اظهار نظر برخي مقامات رسمي تركيه و حزب حاكم درباره اينكه اختلاف ميان تركيه و رژيم صهيونيستي زودگذر و مقطعي خواهد بود نيز مويد اين نظريه است.
در صورت صحت اين نظريه از طرفي تركها در روياي بدستگرفتن نقش تعيين كنندهاي در منطقه مهم خاورميانه بوده و از سوي ديگر آمريكا و اسرائيل عليرغم بحراني شدن رابطه ميان تركيه و رژيم صهيونيستي تا حدودي از تركيه به عنوان آلترناتيو استقبال ميكنند.
تغيير استراتژي منطقهاي و انتخاب جهان اسلام
گمانه سوم از آنجا نشات ميگيرد كه تغييرات صورت گرفته را نه تغييراتي صرفا تاكتيكي كه تغييراتي كاملا راهبردي فرض كنيم بر اين اساس احتمالا حزب حاكم تركيه ميبايست به اين نتيجه رسيده باشد كه ادامه روش سنتي گذشته نميتواند منافع اين كشور را آن طور كه تركها به آن ميانديشند تامين كند. باز هم مساله قديمي اتحاديه اروپا نقش مهمي در اين تحليل دارا است؛ چرا كه سرخوردگي تركيه ناشي از تحقيرهايي كه اين اتحاديه نسبت به اين كشور روا داشتهاست ميتواند باعث يك تغيير موضع جدي در جهتگيري اين كشور شود؛ با اين وصف اولين رابطهاي كه قرباني خواهد شد رابطه با صهيونيستها است چرا كه از يك سو باعث افزايش مقبوليت حزب حاكم شده و از سوي ديگر باعث ارتقاء جايگاه اين كشور در منطقه خواهد شد.
حال بايد منتظر واكنشهاي آتي دولت اردوغان در عرصه منطقهاي و بينالمللي بود تا معلوم شود كدام يك از گمانهها بيشتر به واقعيتهاي در جريان در اين كشور همسايه نزديكتر است. با اين حال به نظر ميرسد تركها همچنان روياي امپراطوري را ميبينند.
نويسنده: محمد مهدي سجاديان
هدفمند کردن یارانه ها یعنی چه ؟
از دیروز صبح بررسی لایحه هدفمند کردن یارانه ها در صحن علنی مجلس آغاز شد. دولت نهم برای تهیه این لایحه زحمات زیادی متقبل شد و وقت زیادی صرف کرد. آنچه اکنون در صحن علنی در حال بررسی است هر چند در کمیسیون ویژه مجلس دستخوش تغییراتی شده و طرح اولیه دولت نیست اما به هر ترتیب، دولت در جلسات مختلف با نمایندگان کمیسیون ویژه بر سر آن به توافق رسیده اند.
لایحه هدفمند کردن یارانه ها هر چند از جهت شکلی یکی از هفت مورد اصلاح طرح تحول اقتصادی دولت است ، اما از نظر اهمیت و توجه افکار عمومی شاید مهم ترین آنها باشد . علت آن هم به پرداخت مستقیم و یا غیر مستقیم مالی به اقشار کم درآمد بر می گردد. با طرح این موضوعات سئوالات مختلفی در ذهن جامعه نقش بسته که امیدواریم پس از پایان بررسی لایحه بتوان به آنها پاسخ دقیق تری داد. اما در عین حال به نظر می رسد که هنوز بسیاری از مردم درباره اصل این موضوع ابهام دارند و در محافل می پرسند که هدفمند کردن یارانه ها یعنی چه ؟
برای درک درست این موضوع به چند نکته باید اشاره کرد :
1 . قیمت تهیه و توزیع انرژی های مهمی چون آب ، برق ، گاز ، بنزین و نفت بسیار بیش از آن چیزی است که ما می پردازیم. این موضوع البته به کشور ما اختصاص ندارد بلکه تقریبا در تمام کشورها چنین است . شاید ایران از معدود کشورهایی است که تاکنون برای ایجاد تعادل بین دخل و خرج این موارد از جهت فرهنگی و اقتصادی فکری نکرده است بلکه با پرداخت بخشی از هزینه های آن توسط دولت (که در حقیقت به نوعی از جیب خوردن است) تلاش کرده ایم تا این هزینه ها را مستقیم به مردم تحمیل نکنیم هر چند غیر مستقیم و بدون آن جامعه حس کند، این هزینه ها به تک تک افراد جامعه تحمیل شده است .
2 . نام این مساعدت و پرداخت هزینه ها را یارانه گذاشتند یعنی کمک کردن . بدیهی است که کمک در مواقعی تحقق پیدا می کند که نیاز وجود داشته باشد. بنابراین هر کس درآمد بیشتری دارد اساسا یا به کمک نیاز ندارد و یا به کمک کمتری نیاز دارد و بر خلاف آن ، هر کس درآمد کمتری دارد، به کمک بیشتری نیاز دارد.
3 . بدیهی است که اگر کسی درآمد بیشتری داشت، نیاز کمتری دارد و به صورت طبیعی چون به دنبال رفاه است ، پس مصرف بیشتری خواهد داشت اما بر خلاف آن کسی که درآمد کمتری دارد ، هر چند نیاز بیشتری دارد ولی به دلیل ناتوانی، مصرفش کمتر خواهد بود. یعنی :
درآمد بیشتر = مصرف بیشتر > نیاز کمتر
درآمد کمتر = مصرف کمتر > نیاز بیشتر
اکنون دو نفر را فرض کنید که یکی منزلی با 500 متر مربع زیر بنا و دیگری منزلی با 50 متر مربع زیربنا دارد . بدیهی که فرد اول به اندازه 500 مترمربع آب ، برق ، گاز ، بنزین و نفت ارزان قیمت مصرف می کند . طبعا چنین فردی نه تنها خودش که دیگر اعضای خانواده هم وسیله نقلیه شخصی در اختیار دارند و از آن استفاده می کنند . همانطور که بدیهی است فرد دوم هم فقط به اندازه 50 متر مربع از آب ، برق ، گاز ، بنزین و نفت ارزان قیمت استفاده می کند و اکثر این افراد از وسایل نقلیه شخصی بهره نمی برند و با وسایل نقلیه عمومی احتیاجات خود را برطرف می کنند.
فردی که منزلی با 500 متر مربع زیربنا دارد ، نیازش کمتر و مصرفش بیشتر است ولی به اندازه 500 متر مربع یارانه آب ، برق ، گاز ، بنزین و نفت دریافت می کند و فرد دیگر با منزل 50 متر مربعی ، نیازش بیشتر و مصرفش کمتر است ولی ما یارانه کمتری به او پرداخت می کنیم !
سی سال است که این بی عدالتی اجرا می شود و البته پس از پایان جنگ و آغاز اداره کشور بر اساس برنامه های پنج ساله تدوین شده ، تصحیح این روند در دستور کار قرار گرفت اما متاسفانه هر دولتی به دلیل ترس از عوارض این برنامه ، از اجرای آن شانه خالی کرد تا دولت نهم که با تمام وجود شانه اش را زیر این بار برد .
اکنون دولت می خواهد با آزاد کردن قیمت حامل های انرژی و حذف یارانه ای که به همه می پرداخت، رابطه بین مصرف و پرداخت هزینه را عادلانه کند. با رساندن حامل های انرژی به قیمت واقعی، هر کس بیشتر مصرف کند ، بیشتر هزینه می پردازد.
تا این جا نیمی از جاده عدالت طی شده و رابطه بین مصرف و پرداخت هزینه عادلانه شده اما همچنان رابطه بین نیازمند و پرداخت یارانه ایجاد نشده است . برای تحقق این بخش دولت قصد دارد بخشی از مبلغ اضافه شده حامل های انرژی که از اقشار پردرآمد دریافت می کند را در بین اقشار کم درآمد توزیع کند و با این کار ضمن جبران تورم ناشی از این افزایش قیمت ، مدیریت مصرف و هزینه کرد این یارانه را به خانواده ها واگذارد.
امید است دولت و مجلس در این راه سخت که چاره ای جز پیمودن آن نیست موفق باشند . از یاد نبریم که اصلاح الگوی مصرف تنها راه حل تحقق عدالت و پیشرفت است .
چرا مي خواهند احمدی نژاد را يهودي تبار معرفي كنند؟
در پی ادعای برخی رسانه های غربی مبنی بر اینکه احمدی نژاد ریشه یهودی دارد ؛ سایت وطن به بررسی چرایی این ادعا پرداخت و نوشت:
چندي پس از آغاز دولت نهم تلاش بسياري از سوي رييس جمهور كشورمان شد تا با يك اقدام متفاوت با قضيه رژيم اشغالگر قدس برخورد شود و با ادبيات منطقي مباني و دلايل انديشه اي نادرست يهوديان در اشغال سرزمين فلسطينيان را زير سووال ببرد .
به گزارش سایت وطن ، اين اقدام شجاعانه با طرح سووالاتي در زمينه هولوكاست و ناتواني غرب در پاسخ به سووالات مطرح شده به همراه بود سووالاتي كه اساس و دلايل اشغال سرزمين فلسطين توسط يهوديان را كاملا بي اساس نشان ميداد.
در همين راستا همايشي در بررسي هولوكاست در تهران برنامه ريزي شد و محققين بسياري از سراسر جهان در اين همايش به نقد هولوكاست و اسناد ودلايل غير واقعي صهيونيستها پرداختند و اين اولين زمين لرزه بزرگ براي تاريخ و تابوهاي يهوديان صهيونيست محسوب مي شد كه ريشه و بنيان تشكيل دولت يهود در فلسطين را كه پيشتر با تحريف تاريخ و مظلوم نمايي تبديل به حق شده بود تا حدودي از بين برد .
پس از اين اقدام با فشار لابي صهيونيسم اكثر انديشمندان دعوت شده در كشورشان دستگير شدند تا ديگر در موضوع هولوكاست سخني به ميان نياورند و با تصويب قطعنامه اي در سازمان ملل كشورها ملزم شدند تا ديگر راجع به هولوكاست حرفي به زبان نياورند و بدون تحقيق آن را به عنوان يك اصل قطعي پذيرا باشند . و احمدي نژاد هم به عنوان يهودي ستيز در رسانه هاي وابسته به صهيونيستها معرفي شد تا وي به عنوان دشمن يهوديان نگريسته و حرفهايش فاقد اعتبار تلقي شود.
اما رييس جمهور كشورمان در دفاع از مردم مظلوم فلسطين كه از سياست هاي اصولي جمهوري اسلامي است و از زمان امام (ره ) در دستور كار دولتمردان كشور قرار دارد باز هم كوتاه نيامد و در همه اجلاس هاي سازمان ملل و تقريبا در بيشتر مصاحبه هايش با رسانه هاي خارجي ضمن زير سووال بردن هولوكاست و ادعاي كشته شدن بيش از 6ميليون يهودي در كوره هاي آدم سوزي آلمان نازي نسل كشي فلسطيني ها را در فلسطين به شدت محكوم كرد.
يكي ديگر از اقدامات محمود احمدي نژاد در زمينه ضد صهيونيستي اش شركت در اجلاس ضد نژاد پرستي دوربان 2 در ژنو سوييس بود كه عليرغم محدوديت هاي پيش بيني شده براي ممانعت از سخنراني و طرح موضوع اسراييل و هولوكاست ايشان با شجاعت مباحث خود را مطرح نمود كه مورد تشويق كشورهاي اسلامي قرار گرفت كه در كنار موضع گيري هاي ديگر كشورمان در مباحث مربوط به فلسطين خصوصا در دفاع از ملت فلسطين در جنگ غزه به محبوبيت محمود احمدي نژاد در ميان ملت هاي اسلامي افزوده شد و بسياري از سران عربي و غرب كه در فجايع اسراييل نسبت به فلسطينيان سكوت اختيار مي كردند در ميان امت اسلام جايگاهشان متزلزل تر شد .
بر اين اساس براي اعراب پذيرفتني نبود كه يك غير عرب در مورد حوادث فلسطين از آنهاپيشي بگيرد و آنها را زير سووال ببرد زيرا به اعتقاد سران عرب مساله فلسطين به غير اعراب مرتبط نيست و مساله فلسطين يك مساله عربي است .
پس براي سران عربي چساباندن انگي كه تلاشهاي رييس جمهور كشورمان را ناشي از موارد ديگر در مساله فلسطين نشان دهد در اين برهه مطلوب تر به نظر مي رسد .
براي غرب نيز كه لابي صهيونيسم در هدايت سياست هاي آن كشورها از اركان اصلي به شمار مي آيند و رسانه هاي موثر و يا به عبارتي غولهاي رسانه اي دنيا كه تحت كنترل آنهاست زير سووال رفتن هويت صهيونيستي را بر نمي تافت و آنها نيز تلاشهاي زيادي را براي شنيده نشدن مباحث مطرح شده توسط رييس جمهور كشورمان انجام دادند و مطرح شدن يهودي تبار بودن ايشان آخرين حربه آنان به شمار مي رود.
البته به عقيده كارشناسان مي شد طرح اين گونه سووالات از سوي يك مقام غير رسمي مطرح مي گرديد و همايش بزرگ هولوكاست نيز توسط يك سازمان غير دولتي NGOبرگزار مي شد و دولت پشتيباني هاي مالي و انديشه اي از آن سازمان غير دولتي مي كرد . چون در آن صورت هم سووالات درست و منطقي آقاي رييس جمهور از كانالي غير سياسي مطرح مي شد و هم منافع ملي ما بيش از اين حاصل مي گرديد .
ذكر اين نكته هم ضروري مي رسد كه ملت ما طبق فرمايش حضرت امام هر گاه وحدت كلمه داشتند و در يك صف برادرانه در كنار هم بودند دشمنان ملت ما كمتر به خود اجازه داده اند تا به ملت و دولت ما توهين كنند .
در وقايع قبل و پس از انتخابات 22 خرداد پس از آنكه برادري ها و همدلي ها تبديل به تهمت ها و نزاع سياسي شد و برادران ديروز تبديل به دشمنان امروز شدند دشمنان واقعي آرمانهاي مقدس امام راحل به خود اجازه هر نوع بي احترامي به نظام جمهوري اسلامي كه برآمده از خواست ملت ايران است و هزاران شهيد براي به بار نشستن آن جان خود را نثار كردند مي دهند و از سخنان طرفين كه رنگ و بوي دوستي ندارد در دشمني شان استفاده مي كنند.
ته خط میر حسین
موسوی قبل از انتخابات به خاطر همکاری با سازمان مجاهدین، مشارکت و نهضت آزادی مورد بازخواست قرار گرفته بود اما حالا دیگه ماجرا بسیار فراتر از این صحبتهاست. کسی که خودش رو خط امامی معرفی کرده بود حالا از طرف محمد رضا پهلوی(سلطنت طلبان)، مسعود رجوی (منافقین)، اسرائیل (صهیونیست های خون آشام)، انگلیس (روباه پیر)، آمریکا (شیطان بزرگ)، فرانسه و آلمان (حامیان رژیم صهیونیستی) مورد تقدیر و تمجید و حمایت واقع شده. همه اینها به کنار، موسوی چند روز قبل یکی از بزرگترین حماقتهای عمرش رو انجام داد و نامهای به حسینعلی منتظری (شیخ مطرود) نوشت و از او کمک خواست!؛ این یعنی ته خط.
یکی از دوستان می گفت ما این همه خودمون رو کشتیم تا بگیم میرحسین موسوی دستش با منتظری و رجوی و پهلوی و ... تو یه کاسه هست اما اینا کار ما رو راحت کردند و دیگه نیازی به زحمت ما نیست.
حالا خاتمی باز هم بیاد ملاقاتش با جورج سوروس رو تکذیب کنه؛چه فایده!
ناسزا به پیامبر با پرچم سبز در نیویورک !
حمید رسایی
روز سه شنبه ساعت یازده و ده دقیقه با تماس تلفنی تشریفات ریاست جمهوری بلافاصله به پاویون جمهوری اسلامی در فرودگاه مهرآباد رفتم تا همراه با هیات ریاست جمهوری عازم سفر به نیویورک و شرکت در شصت و چهارمین اجلاس سازمان ملل شوم. ویزای من و برخی دوستان دیگر مجلس تا صبح روز سه شنبه صادر نشده بود که پس از صدور با تاکید رییس جمهور تا دوستان نماینده به هیات اضافه نشدند، هواپیما از روی باند پرواز بلند نشد و نهایتا با یک ساعت تاخیری که برای پیوستن ما صورت گرفته بود، وقتی به عنوان آخرین نفر داخل هواپیما شدم ، موتورها روشن و سفر سیزده ساعته به نیویورک آغاز شد.
برنامه های رییس جمهور مانند ایران بسیار فشرده و متراکم بود و از همان ابتدا با مصاحبه رسانه ها آغاز شد. حضور در شصت و چهارمین اجلاس سازمان ملل، یازده مصاحبه با شبکه های مختلف تلویزیونی و روزنامه های بین المللی و ملاقات با سران برخی کشورها و جلسات با دانشجویان و نخبگان فرهنگی آمریکا و ایرانیان مقیم ، تقریبا هیچ وقت خالی ای برای احمدی نژاد باقی نگذاشته بود. بعید می دانم هیچ رییس دولت دیگری با این حجم کاری در سفر به نیویورک حضور داشته باشد.
سالن سازمان ملل و جلسات آن تقریبا شبیه به مجلس خودمان بود. کشورهایی که روسای جمهورشان نطق می کنند از یکی دو ماه قبل وقت گرفته اند. در بین نطق روسای جمهور هم اینطور نیست که همه سراپا گوش باشند. ترددها ، مشغول بودن هیات ها به مطالعه و سخن گفتن آنان با هم امری رایج است. میزان توجه و یا عدم توجه حاضران به نطق یک رییس جمهور را از سکوت حاکم بر سالن و گوشی های ترجمه ای که آویزان گوش هاست ، می توانستیم بفهمیم . برهمین اساس هم باید بگویم که سخنرانی رییس جمهور ایران از جمله چند دولتی بود که تقریبا سکوت بر جلسه حکمفرما شد و هیچ گوشی ترجمه ای بر زمین نماند که این نشانه تاثیرگذاری جمهوری اسلامی بر مناسبات جهانی است.
در برخی از مصاحبه های احمدی نژاد با خبرنگاران شناخته شده آمریکایی که حضور داشتم ، از همان ابتدا شاهد ضربه فنی شدن این خبرنگاران کار گشته بودم . شاید صراحت احمدی نژاد و تسلط وی بر مطالب و موضوعات مختلف و همچنین کارد تهاجمی رییس جمهورمان نسبت به سیاست دوگانه حاکم بر جریان رسانه ای دنیا که معمولا با سئوال کردن از خود خبرنگاران در پاسخ ها همراه می شود ، یکی از مهمترین دلایل این موضوع باشد. مصاحبه با یازده رسانه مهم مکتوب و تلویزیونی ، تقریبا احمدی نژاد را خبرسازترین رییس جمهور این سفر کرده.
از جمله جلسات مهم رییس جمهور در این سفر ، جلسه ای سه ساعته با حدود دویست و پنجاه دانشجوی آمریکایی بود که در بزرگترین سالن هتل صورت گرفت . بعد از جلسه دکتر در دانشگاه کلمبیا تقریبا هیچ دانشگاه دیگری اجازه اعطای فرصت به رییس جمهور ایران را ندارد که البته این ممنوعیت از این سفر شامل هتل های کشوری که مجسمه آزادی را پس از جنگ جهانی دوم با پول مردم فرانسه در یکی از جزایر خود نصب کرده هم شد ! حدود یک هفته قبل از حضور احمدی نژاد در نیویورک ، مسئولان دو هتلی که قرارداد استفاده از سالن های آنها از حدود یک ماه قبل بسته شده بود، به صورت یک طرفه و غیر قانونی از در اختیار قرار دادن سالن های خود عذر خواستند و به همین دلیل جلسات با دانشجویان آمریکایی در سالن کوچک تری برگزار شد. نکته جالب توجه ، حضور این دانشجوبان از ایالت های مختلف آمریکا و با هزینه دانشگاه بود که نشان از عطش جریان دانشجویی در آمریکا با شنیدن سخنان رییس جمهور کشورمان داشت.
سئوالات دانشجویان آمریکایی کاملا متنوع و متناسب با جریان اطلاع رسانی حاکم بر غرب بود و البته صراحت احمدی نژاد در پاسخ و غیر دیپلماتیک و غیر رسمی بودن آن سبب می شد تا همه دانشجویان سراپا گوش باشند تا جایی که پس از سه ساعت ، وقتی مجری برنامه پرسید تا چه وقت دوست دارید که جلسه ادامه داشته باشد ، یکی از دانشجویان گفت : پنج صبح و بقیه کف زدند .
تقریبا در اکثر مصاحبه ها و جلسات از این دست ، یکی از سئوالات اصلی ، موضوع انتخابات ایران و تقلب در آن و همچنین دسته گل های واهی آقای کروبی بود. واقعا تاسف خوردم که رییس جمهور کشورمان در سفری به این مهمی و با این حجم کاری بالا ، به جای اختصاص وقتش برای دفاع از حقوق مردم ، مجبور بود به تشریح موضوع عدم تقلب در انتخابات بپردازد ، همان نکته روشن و واضحی که امروز برخی از سیاسیون افراطی در دادگاه ها و میزگردهای تلویزیونی خود عنوان می کنند و البته بر خلاف ادعای اول آنها با بایکوت خبری دنیا مواجه است.
به نظرم تا امروز (پنج شنبه) یکی دیگر از جلسات مهم این سفر، نشست صمیمی با فعالان مذهبی و مسئولان تشکل های اسلامی در آمریکا بود . حدود سی نفر از این فعالان که بیشتر آنها از برادران اهل سنت بودند ، در جلسه ای یک ساعته و نیمه به بیان دیدگاه های خود و همچنین طرح سئوالاتشان پرداختند. اهمیت این جلسه را وقتی بیشتر حس می کنیم که بدانیم این افراد پل های ارتباطی ما با حدود ده میلیون مسلمان در آمریکا هستند. دو نکته قابل توجه در این این جلسه بود ، یکی وقتی که سیاه پوستی از میان علمای حاضر به انتخاب چهار سال قبل احمدی نژاد در حالی که ناشناخته بود اشاره کرد و پس از چهار سال کار و تلاش که صدای آن به آمریکا هم رسیده بود، انتخاب مجدد وی را بدیهی و طبیعی می دانست و آن را دلیل کافی برای عدم تقلب برشمرد و دومی هم تشکر چند تن از علمای سنی جلسه که ابراز داشتند هر ساله روسای کشورهای اسلامی به سازمان ملل می آیند ولی تنها شما هستید که ما را دعوت می کنید و باب گفتگوی با ما را باز کرده اید.
حضور عناصر ضد انقلاب اعم از سازمان منافقین ، سلطنت طلبان و گروه های معاند دیگر ، به گفته ایرانیان مقیم و برخی از دوستان که در سال های قبل هم در هیات حضور داشتند، هیچ افزایشی از نظر تعداد نداشت. هر روز صبح و بعد از ظهر حدود دویست نفر در برابر مقر سازمان ملل و شب ها هم حدود صد نفر در برابر هتل محل اقامت جمع می شدند و شعار می دادند. تنها تفاوت امسال این جماعت ، رنگ سبز لباس ها و مچ بندهایشان بود. هر بار که ما قصد داشتیم به جلسات سازمان ملل برویم و یا داخل هنل شویم ، شعار دادن های این جماعت هم آغاز می شد. در هیات امسال برای بار اول دو روحانی (بنده و آقای میز تاج الدینی) نیز همراه رییس جمهور در هیات حضور داشت و همین موضوع سبب شد تا در مواقعی که ما قصد تردد به هتل را داشتیم ، شعار دهندگان ماهیت حقیقی خود را بیشتر نشان دهند. شاید تلخ ترین لحظات نیز همین اوقات بود نه به دلیل توهین آنها به ما بلکه به خاطر فحش و ناسزاها به پیامبر خدا و اهل بیت و رهبر فقید انقلاب که از زبان برخی از این سبزپوشان و جماعتی که عکس موسوی را به دست داشتند ، جاری می شد و البته به هیچ وجه مورد اعتراض دیگر شرکت کنندگان قرار نمی گرفت!
با دیدن این صحنه ها واقعا برای امثال آقای موسوی و خاتمی که هر دو سیدند تاسف خوردم ، برای خط امامی که اینها دم از آن می زنند. بارها گفته ام که این چه خط امامی است که از بوش ، اوباما ، مرکل ، سارکوزی ، ربع پهلوی ، رجوی گرفته تا صدای آمریکا و صدای اسرائیل و رادیو منافقین و شبکه های ماهواره ای ضد انقلاب دم از آن می زنند؟
شاید گفته شود که این جماعت چه ارتباطی با موسوی و خاتمی دارند، قطعا آنها هم از ناسزا به اهل بیت ناراضی اند ، بله قطعا چنین است اما آیا آنها از خود نمی پرسند که چرا این جماعت هتاک به آنها دل خوش کرده اند و با نمادهای آنها به این میادین می آیند !؟ اصلا وقتی نمادی را تا این اندازه دست مالی کردند و به کثافت آغشته شد ، آیا هم چنان باید به عنوان راه سبز امید از آن نام برد و نباید از آن اعلام برائت کرد؟ سال 1380 را به یاد آوردم که آقای خاتمی در انتخابات هشتم ریاست جمهوری برای بار دوم به ریاست جمهوری رسید و جماعتی از حامیانش در قم در حالی که شادی می کردند ، با دیدن روحانیون به تمسخر آنها می پرداختند! عمامه به سری رای آورده بود ، اما عمامه به سران مورد اهانت قرار می گرفتند؟! فاعتبروا یا اولی الابصار.
در جلسه دانشجويان با احمدي نژاد چه گذشت؟

چند روز پيش جمعي از بچه هاي تشكل هاي دانشجويي نشستي مفصل با دكتر احمدي نژاد برگزار كردند كه نتايج اين نشست صميمي فكر مي كنم كمك شاياني به تغيير فضاي سياسي و تطهير وجهه رئيس جمهور بكنه.
اميدوارم مسئولان هرچه زودتر مشروح اين جلسه رو در اختيار افكار عمومي بذارن تا قضاوت ها صحيح و درست بشه.
در اينجا به برخي از محورها و موضوعاتي كه احمدي نژاد به آنها اشاره كرد و فكر مي كنم ميشه اونها رو منتشر كرد، اشاره مي كنم:
ادامه مطلب
اعتراف در زير فشار ؟
همگي اخبار مربوط به دادگاه آقايان رو شنيديم و از تلويزيون ديدم. مسئله اي كه در اين بين مورد توجه قرار گرفت اين بود كه اين اظهارات در شرايط سخت و زير فشار گفته شده است و يا اينكه اعترافات خود آقايان بوده است؟
در اين مورد به يك جمله اي از خود آقاي عطريانفر بسنده ميكنيم كه واقعا پاسخ همه ي اين شبهات را داد :
آقاي عطريانفر در پاسخ به اين سوال كه بعضي ها ميگويند شما اين اعترافات را زير فشار گفته ايد پاسخ دادند كه :
من اعترافي نكردم من يك سري استدلال كردم.
همه باید کمکش کنند
مقام معظم رهبري در تاريخ 4 تير ماه 87 بیاناتی فرمودند كه در اين مقطع از تاريخ، توجه نيروهاي ارزشي و حزباللهي به اين جملات بسيار ضروري است. ايشان فرمودند:
" اين كسى كه اين عَلم را بر دوش كشيده، بلند كرده، همه بايد كمكش كنند؛ يكى عرقش را پاك ميكند، يكى بادش ميزند. اگر ديدند كه در نگه داشتن عَلم دارد اشتباه ميكند، راهش اين نيست كه يك مشتى هم به پشتش بزنند، خودِ او و عَلم را سرنگون كنند. راهش اين است كه كمكش كنند اين اشكال برطرف شود؛ اين نكته را بايد همه توجه كنند، بخصوص كسانى كه در عرصه سياست و در عرصه فرهنگ و در عرصه رسانه و در عرصههاى گوناگون نقش و حضورى دارند".
نيم نگاهي به كارنامه مشایی در سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری
کارنامه رحیم مشایی در سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری، از فصول درخشان عملکرد دولت نهم است و بیهوده نیست که رییس جمهور در مراسم تودیع وی خطاب به بقایی گفت کار در این حوزه پس از مشایی آسان نیست. یاران خورشید بخشی از این کارنامه را منتشر می کند.
ادامه مطلب


