
رابطه ی احمدی نژاد با ولایت فقیه چگونه است ؟
حمید رسایی
مدتی است که برخی از شخصیت های سیاسی به شکل غیر منصفانه ای احمدی نژاد و دولت وی را به ولایت ناپذیری متهم می کنند . حتی این عده کار را به آنجا رساندند که در روزهای اخیر در جلسات با وزرای پیشنهادی از آنها سئوال می کردند که اگر رهبر معظم انقلاب نظری داشته باشد و رییس جمهور نظری دیگر ، شما کدام یک را انتخاب می کنید ! جالب اینجاست که اصولگرایانی در مجلس ، دولت را به ولایت ناپذیری متهم می کنند که در انتخابات دهم با حمایت صریح یا تلویحی از کاندیداهایی که انقلاب مخملی را در پی گرفتند ، با واسطه به جان ولایت فقیه افتادند !
تیر این اتهام در حالی به سوی دولت نهم و در راس آن رییس جمهور نشانه رفته که یکی از مهم ترین ویژگی های احمدی نژاد تبعیت از ولایت است . علاوه بر این، از نظر بنیادی نیز رییس دولت به شکلی ریشه ای به موضوع ولایت معتقد است . مروری بر دیدگاه های احمدی نژاد در این خصوص که به عقیده من از استحکامی عقلی و شرعی برخوردار است ، نه تنها به ما که به رییس دولت نیز کمک می کند تا در این مسیر ، مستحکم تر از گذشته گام بردارد.
آنچه در پی می آید ، مروری است بر مواضع دکتر احمدی نژاد در خصوص موضوع ولایت فقیه که در طول سال های بعد از ریاست جمهوری وی عنوان شده است. از یاد نبریم ، احمدی نژاد تنها کاندیدایی بود که در رقابت چهار سال قبل و همچنین در رقابت این دوره و در طول این چهار سال با صراحت تمام از ولایت فقیه و مبانی آن سخن می گفت و دفاع کرد .
راه درست، اطاعت از رهبری است
6 مهر 84 در اجلاس علمای قم : جمهوری اسلامی وظیفهای جز تمهید مقدمات برای آن واقعه بزرگ ندارد. لذا از چنین منظری جمهوری اسلامی ایران باید سمت و سوی عدالت ، گسترش و تعالی مادی و معنوی داشته باشد وباید تلاش کند خود را به جامعه مهدوی نزدیک کند. تردیدی نیست که راهی که با هدایت و ولایت فقیه جامع الشرایط طی می شود، راه درستی است .
عشق به ولایت فقیه ، ادامه اتصال به امام عصر است
27 دی 84 : این دولت با افتخار و با فریاد بلند اعلام میکند که عاشق و منتظر آن امام بزرگوار است و راه نجات بشریت را حاکمیت امام عصر (عج) میداند. عشق امروز مردم ایران به ولایت فقیه و رهبری در ادامه خط اتصال به وجود حضرت ولی عصر (عج) است .
اطاعت از ولی فقیه تدام اطاعت از غدیر و امام عصر است
29 دی 84 در پیام به مناسبت همایش علمی غدیر : تداوم غدیر و ولایت در عصر حاضر توجه به خورشید ولایت و امام عصر(عج) و اطاعت از ولایت فقیه در عصر غیبت است. دوران حکومت مولا علی(ع) دوران عدالت و خدمت و دفاع از کیان دینی و امت اسلامی بود و تداوم غدیر کوشش در تقویت نظام اسلامی است که در عصر حاضر به دست امام راحل و شهیدان والامقام و ملت عزیز ایران ایجاد شده است.
ولایت فقیه یعنی حقیقت کربلا و ما موظف به پیروی هستیم
1 بهمن 85 به هنگام تقدیم لایحه بودجه سال 86 : امروز صاحب اختیار و ولی و حاکم حقیقی از ناحیة خداوند امام عصر است و تبعیت از آن حضرت و سلسله مراتب از او، تنها راه فلاح و رستگاری و حقیقت حضور در کربلا و درک عاشوراست.
فلسفة وجودی جمهوری اسلامی نیز چیزی جز انتشار این حقیقت نیست و ولایت فقیه از نخستین روز استقرار نظام مقدس تا امروز پیوسته بر این حقیقت زیبا و روشن تأکید کرده است و راه را به همگان نشان داده است و ما نیز موظف به پیروی از این پرچم مقدسی هستیم که به مدد الهی و عنایات مهدوی در این سرزمین عزیز به اهتزاز درآمده است و خدا را شاکریم که ملت ایران به رهبری خردمندانة رهبر فرزانه و معظم انقلاب پرچمدار پیروی از فرهنگ حسینی و عاشق و دلباختة قطب عالم امکان است.
ولایت فقیه عامل پیروزی و شعبه ای از ولایت پیامبر است
22 بهمن 85 در سخنرانی راهپیمایی 22 بهمن : ولایت فقیه در راستای امامت ضامن استقلال، یکپارچگی و حرکت صحیح و رو به رشد ملت و کشور ماست. ولایت فقیه رمز استواری و ماندگاری ملت عزیز ایران است. ولایت فقیه فریاد خداپرستی و عدالت طلبی ملت ما و همة ملتهای عالم است. ولایت فقیه ضامن سربلندی، عظمت، همدلی و پیروزیهای ملت ایران است. در طول 28 سال بسیاری از توطئه ها، فتنه ها و تهاجمهای دشمن از فشارهای سیاسی، طراحیهای تبلیغاتی، تلاش برای ایجاد تفرقه، درگیریهای گوناگون توسط گروهها و دستجات متفاوت و از جنگ سنگین تحمیلی که همة قدرتهای عالم در آن شریک و متحد بودند، تا ایجاد برخی ناامنیها و جنگهای روانی همه و همه به لطف عزت، ایستادگی و درایت رهبری عزیز در طول انقلاب خنثی شده است و کشتی حرکت ملت ایران از طوفانهای سهمگین دوران ما به سلامت به ساحل آرامش رسیده است. دنیا بداند ملت بزرگ ما به خوبی دریافته است و ایمان دارد که ولایت فقیه که شعبه ای از ولایت رسول اعظم حضرت محمد مصطفی (ص) است و شعبه ای از ولایت ائمة اطهار (ع) است، یک گوهر ناب و یک عطیة الهی است. به همین دلیل است که ملت ایران با همة وجود و تا پای جان در تبعیت و دفاع از این حقیقت الهی ایستاده است و خواهد ایستاد.
امروز پرچم عزت و صلابت ما در دست رهبری معظم انقلاب است. ناکامی دشمنان زشت خو در هجوم مستمر به این رکن انقلاب موجب شده است که اخیراً زبونانه و ذلیلانه به دروغ و شایعه پناه ببرند. شایعاتی که ترجمة امیدها و آرزوهای آنان است. به فضل الهی این آرزوها را مانند صدام به گور خواهند برد.
امروز به لطف خداوند رهبری عزیز انقلاب سالم و با صلابت پرچم عزت و انقلاب ملت ایران را بر دوش می کشند و ملت نیز با بیداری، آگاهی و اشتیاق و متحد پشت سر ایشان در حرکت است.
هیچ تصمیمی بدون رضایت ولی خیر نیست
13 اردیبهشت 86 در دیدار با روحانیون کرمان : حالا یک عزیزی مثال خوبی می زد. من این را تکرار می کنم چون این مثال خیلی به دلم نشست. گفت شما فرض کنید امروز ما در دوران امیرالمؤمنین علی (ع) بودیم. چه حالی داشتیم؟ میشد یک لحظه از یاد امام غافل باشیم؟ میشد یک روز صبح بیدار شویم نپرسیم آقا امروز دستور و فرمان چیست؟ وظیفة امروز چیست؟ شیعه واقعی امیرالمؤمنین اینطوری است دیگر. مگر میشود [بگوییم] امام برای خودش زندکی میکند ما هم برای خودمان داریم زندگی میکنیم. این که نیست. خب حالا امام که هست. نسبت جامعه ما با امام چیست؟ و چه کسی باید این نسبت را برقرار بکند. آیا مأموریتی بالاتر از برقراری این ارتباط هست؟ شما کارهای خیر را ردیف کنید. بالاترین کار خیری را که به نظرتان
میرسد برای یک نفر انجام بدهید. این را مقایسه بکنید با اینکه دست آن فرد را بگیرید با امام آشنا کنید و دلش را با امام پیوند بدهید. کدام مهمتر و ماندگارتر است؟ نه اینکه کارهای دیگر را تعطیل کنیم، همه کارهای دیگر هم باید با عشق امام انجام بشود. اصلاً تأیید عمل خیر تا توسط امام انجام نشود خیری در آن نیست. مگر میشود کسی عملی انجام بدهد، اسمش را خیر بگذارد بدون اینکه به تأیید امام رسیده باشد … امروز مشکل برپایی آن دولت عزیز از امام است؟ مشکل از ناحیة ایشان است یا از ناحیه امثال بنده است؟ ما آماده نیستیم. والا نقل از امام صادق (ع) که اشاره کردم فرمودند اگر من به تعداد این گوسفندان یار داشتم حرکت میکردم. بعد شمردند چند تا بود؟ هفده تا بود. حالا آن زمان آنقدر لازم بوده، امروز با این دنیا لابد تعداد بیشتری لازم است. امام که همیشه آماده است ... ما کدام حقیقت بالاتر از امام داریم که بخواهیم بشریت را به آن دعوت بکنیم. چیزی داریم؟ ولایت فقیه حلقة اتصال ما با آن حقیقت است.
ما تا آخر پای سیاست های رهبری ایستاده ایم
9تیر 86 در اولین دیدار کارگزاران اجرایی با رهبری : من می خواهم از جانب فرزندان جناب عالی به شما عرض کنم و اطمینان بدهم که ما پای این سیاستهای شما هستیم.
با حاکمیت ولی فقیه مشکلات از سرراه انقلاب برداشته می شود
14 مرداد 86 به مناسبت سالگرد مشروطه : امروز به لطف حاکمیت ولایت فقیه و با استفاده از تجربه های گذشته شاهد هستیم که مردم مسائل پیش آمده را اصلاح می کنند و مشکلاتی که سر راه انقلاب ایجاد می شود، از پیش پا بر می دارند.
بدون رضایت ولی ، مسجد و میخانه یکی است
1 آذر 86 در جمع روحانیون اردبیل : ولایت امیرالمؤمنین یعنی چه؟ حبل الله متین یعنی چه؟ یعنی الان بنشینم برای امیرالمؤمنین (ع) عزاداری کنیم؟ مدح امیرالمؤمنین را بگوییم. بله، این کارها را باید بکنیم، اما این آن نقطة اتصال است؟ آیا ولایت امیرالمؤمنین 1400 سال قبل بود، تمام و بسته شد. اگر این باشد که اصلاً به کجا متصل بشویم؟ ولایت امیرالمؤمنین الان چیست؟ چه در دستمان است و به کجا وصل بشویم؟ بالاخره ما که به امیرالمؤمنین دسترسی نداریم. ولایت امیرالمؤمنین ولایت جاری در هستی است. و امروز در وجود نورانی مولای ما حجت ابن الحسن (عج) است؛ امامی که الان ولایت دارد و حاکم و خلیفه الله است. همان دستگیرة اصیلی است که هر کس به او متصل شد، دیگر اصلاً نه حزنی، نه اندوهی و نه غصه ای دارد ... اصلاً ما در دوران غیبت مأموریتی جز دعوت مردم به امام داریم؟ فرض کنیم همة 6 میلیارد جمعیت عالم «ملا»؛ یعنی دیگر آخر خط علم عالم. اما هیچ توجهی به سمت امام نداشته باشند، این با وضع موجود الان چه تفاوتی می کند؟
اصلاً بگذارید من جسارت را بالاتر ببرم، کسی اگر دلش پیش امام نباشد، چه در محراب باشد، چه در میکده. چه فرقی می کند؟ خدا مگر به این ملق زدن آدمها احتیاج دارد. همة نماز، همه اینها، برای این است که طرف متصل بشود به این ریسمانی که او را به خدا می رساند. اگر به آن ریسمان وصل نباشد، هرجا می خواهد باشد. مثل حادثة عاشورا می ماند. کسی که با امام نبود، هرجا که بود. چه در طواف کعبه چه در حال عشرت و فساد. این دو با هم چه فرقی می کنند؟ امام حسین پرچم را بلند کرده و می گوید بیایید، می شنود. در حال طواف مکه است. این بدتر از بت پرستی صدر اسلام است. اینها با هم چه فرقی می کند؟ اصلاً ما مأموریتی جز متصل کردن مردم به امام نداریم. اصلاً نظام ولایت فقیه، اصلاً همة اصالت و مشروعیتش همین است. نقطة اتصال است. به نیابت است، یعنی می خواهد همه را به این رودخانة زلال هستی متصل کند، والّا اگر این را هم از او بگیریم، دیگر چه مفهومی دارد؟
ولایت فقیه حلقه اتصال به امام معصوم است
8 آذر 87 سخنرانی در دیدار با ائمة جماعات استان تهران : می خواهم جسارتم را مقداری جلوتر ببرم. عزیران من، اصلاً ما در این دوران مأموریتی جز دعوت به امام حق داریم؟ ما اگر عدالت را برپا می کنیم برای این است یاد امام باید زنده بشود. اگر عمران و آبادی می کنیم برای این است که باید یاد امام زنده بشود، والا می خواهیم چه را تبلیغ کنیم؟ فرض کنید دوران امیرالمؤمنین است. یک کسی رفته در یک جایی ایستاده و مثل بنده سخرانی می کند. از همه چیز بگوید جز امیرالمؤمنین. این اصلاً به چه دردی می خورد. اصلاً همة برکت و هستی در همین است و نظام ولایت فقیه یعنی نظامی که حلقة اتصال در آن است و مردم را به این حقیقت نزدیک و متصل می کند. والّا یک حکومتی درست کرده ایم که حالا ما هم حاکم باشیم. آنها کراوات می زدند سه تیغه و حالا ما ریش می گذاریم و یقه ها را سفت می بندیم و با اعوذ بالله و بسم الله شروع می کنیم. اینهاست؟ اینها در حقیقت عالم فرق ندارد. اگر کسی به این حبل الله متصل شد ، همه چیز در آن هست. متصل نشد چیزی در آن نیست، می خواهد حاکم بر همة جهان باشد.
ولی فقیه منصوب امام معصوم است
12 دی 86 در همایش بین المللی غدیر : ولایت مقابله با استکبار و ظلم و دفاع از مظلومان است و غدیر معرفی ولایت امت و آغاز ولایت حضرت امیر وائمه معصومین و غدیر تا ولایت حضرت مهدی (عج) ادامه دارد که منجر به استمرار عدالت در جهان، شکوفایی عقلها، از بین رفتن انحرافات و ستمگریها خواهد شد . البته در دوران غیبت، امت رها نشده است و ولایت فقیه، منصوب غیر مستقیم امام معصوم است .
امروز نظام ولایت فقیه، حلقه اتصال و تمرین زندگی در نظام امامت وموجب وحدت و رشد و انسجام و قدرت و عزت اسلام است ؛ چنان که همه شاهد بوده ایم و هستیم .
فرق دولت ما با دویست دولت دیگر در ولایت فقیه است
26 دی 86 در جمع عزادران مسجد ارک : عزیزان من، راه سعادت و کمال از همین ارتباط آگاهانه، عاشقانه و فداکارانة با امام حسین (ع) می گذرد و دنبالة خطش امروز به فرزند برومندش حضرت حجة ابن الحسن (ع) می رسد. اصلاً نظام ولایت فقیه و جمهوری اسلامی حلقه اتصال با این خط است. اصلاً انقلاب برپا شد تا دلها را به همین خط متصل کند والّا یک کشور درست می شد مثل دویست کشور دیگر که هر کدام برای خودشان یک سازی می زنند. فرق جمهوری اسلامی با بقیه همین است که به این کاروان حقیقت، کاروان حیات واقعی و کاروان نجات متصل است.
همه حرف ما با دنیا در این است که چرا شما ولی فقیه ندارید
5 اسفند 86 در جمع اعضای مجلس خبرگان رهبری : اتحاد و انسجام باید برای تحقق هدف معین اتفاق بیفتد و تحقق هدف معین نیز نیازمند حرکت و برای حرکت نیازمند رهبر و ولایت هستیم.
همه اقدامات در رسیدن به وحدت به ضرورت وجود رهبری و ولایت بستگی دارد، همه حرف ما با دنیا این است که اگر رهبریت و ولایتی وجود نداشته باشد، چگونه وحدت اتفاق خواهد افتاد؟
رمز پیروزی ما در پیروی از ولایت فقیه است
20 فروردین 87 در مراسم افتتاحیه 6 هزار سانترفیوژ : رمز پیروزی ملت ایران توکل به خدا ، همدلی و پیروی از خط ولایت فقیه است .
در گذشته در مراکز آموزشی نمی شد از ولایت فقیه حرف زد
31 خرداد 87 در جمع مسئولان هیئات رزمندگان : آنهایی که در دوران دفاع مقدس در کنجی خزیده بودند یا دنبال پر کردن جیبها بودند، یا دنبال رفاهیات خودشان بودند، یکباره میدان دار عرصه های گوناگون و طلبکار شدند. گفتند شماهایی که انقلاب کردید و در دفاع مقدس و این فضاها بودید، حالا دیگر تشریفتان را ببرید. الان وقت میدان داری کسانی است که به اصطلاح کار بلدند.
همة طراحیها برای این بود که ولایت را در مظلومیت کامل و اندیشة ولایی را در انزوای کامل قرار دهند. در این کشور به طور علنی گفتند حکومت دینی و ولایت فقیه معنا ندارد. یادمان هست و کسانی که می گفتند و توهین و تمسخر می کردند، حمایت می شدند. یک موج اندیشة مادی با زرق و برق و در زرورق پیچیدة خیلی جاذب با پشتوانة جریانات، آدمها، پولها و رسانه ها برای اینکه آن اندیشه ای را که رزمندگان ما را در مقابل همة جهان واداشت، محو کنند.
برای اینکه این طراحی شکست بخورد، خیلی کارها شد. اما بدون تردید، بخش مهمی از کار به عهدة همین هیئتها و هیئت رزمندگان اسلام بود. آن موقعی که می گفتند نام اهل بیت را نبرید. اسم از تقوا می بردیم، مسخره می کردند. یادتان هست؟ فضا را جوری درست کرده بودند که در بعضی از این مراکز آموزشی نمی شد از شهدا، دفاع مقدس، رزمندگان و ایمان و ولایت فقیه اسم ببریم.
من به دانشگاهی رفتم، عدة زیادی در سالن عدة زیادی نشسته بودند، در راهروها، صندلیها پر بود و روی زمین و روی سن هم نشسته بودند. بعد یکی به خیال خودش می خواست شیطانی بکند و گفت آقا نظر شما راجع به ولایت فقیهچیست؟
خیال می کرد ما هم مثل خودشان یک زاویه می گیریم، اگر دفاع کردیم، هو کنند و اگر سست آمدیم بگویند دیدید اینها هم این طوری هستند. البته من به فضل الهی آن چنان دفاع کردم که اصلاً در آن جلسه مبهوت و منزوی شدند. فضا را به کجا رسانده بودند؟ البته طبیعی هم هست، به شما بگویم. پیامبر عزیز اسلام بعد از فتح مکه فرمودند: علیکم بجهاد الاکبر. بعضیها تفسیر کرده اند که حالا باید خودسازی کنید. بله، خود سازی همیشه هست. اگر خود ناساخته بودند که در جنگ بدر نمی ایستادند. اما به نظرم شاید یک تعبیر این باشد که دوران هجمة بر کفر تمام شد، امروز جنگ شما با نفاق است و جنگ با نفاق جهاد اکبر است. چون در سیستم است. از موضع دلسوزی است. می گوید آقا ما خودمان که در انقلاب بودیم... می خواستند یأس را بیاورند. چه چیزی امید می آورد؟ جز این گونه تجمعات و یاد خدا و ولایتو امام و یاد امام عصر؟
تاییدات رهبری از تصمیمات دولت ، مدالی درخشان برای ماست
3 شهریور 87 در استان مرکزی : تأیید جهتگیریها و تلاش خستگیناپذیر دولت از سوی مقام معظم رهبری، مدالی درخشان بر سینهمان است و اعضای هیأت دولت آن را با هیچ امتیاز دنیایی، عوض نخواهد کرد.
رهبر گرانقدر انقلاب مثل همیشه و بلکه رساتر، روشنتر و قویتر از گذشته فرزندان خود و خادمان ملت را مورد عنایت ویژه قرار دادند، لذا از جانب همه اعضای هیأت وزیران به ایشان اطمینان میدهم که فرزندان انقلابی شما در دولت ،قدر فرصت خدمتگزاری را به خوبی میشناسند و برای آنان روز اول شروع به خدمت با روز آخر هیچ تفاوتی نمیکند.
رئیسجمهور تصریح کرد: دولت تا لحظهای که مسؤولیت خدمتگزاری را بر دوش دارد با همت و تلاش روزافزون در خدمت انقلاب و مردم است. امیدوارم کلام ایشان در تأیید اقدامات دولت خاتمهای بر تمام هیاهوهایی باشد که گاه و بیگاه با تخریب سازمانیافته داخلی و خارجی علیه دولت نهم صورت میگیرد.
به رهبری عزیز انقلاب اطمینان میدهم که اعضای دولت ،محکم بر خط ولایت دلبستهاند و تا زمانی که در این مسیر حرکت میکنند، بداخلاقیها و تخریبها، هیچ تأثیری در کارکرد دولت ندارد.
رضایت رهبر انقلاب را با هیچ چیز عوض نمی کنم
4 شهریور 87 در همایش روحانیون مبلغ : نظام ولایت فقیه راهی مطمئن برای آشنایی مردم با مفهوم انسان کامل است. این نظام برپایه آموزه های دینی صحیح برپا شده تا دست مردم را در دست انسان کامل نهاده و مقدمه ای برای برپایی حاکمیت جهانی مهدوی باشد … ابراز رضایت مقام معظم رهبری از عملکرد دولت نهم را با هیچ یک از امور مادی تعویض نمیکنیم؛ چرا که هیچ چیز به اندازه نفس کشیدن و خدمت کردن در نظام جمهوری اسلامی برای ما ارزش ندارد
نظام ولایت فقیه حلقه وصل و دروازه ورود به دنیاست
4 شهریور 87 سخنرانی در جلسه شورای عالی مدیران دفتر تبلیغات اسلامی حوزة علمیه قم : ما باید در دنیا امام را به مردم خودمان معرفی کنیم. جوانی که امام را بشناسد و دلش مالامال از عشق امام باشد، دیگر محال است تن به پستی بدهد؛ نمی دهد. بعد ما می خواهیم چگونه تبعات این را جبران کنیم؟ دست مردم را بگیریم و در دست امام بگذاریم. اصلاً نظام ولایت فقیه همین است. نظام ولایت فقیه یک انعکاس، حلقه وصل، ذکر، راه و دروازة ورود به دنیاست. اینها را شما بلد هستید.
توصیه های رهبری چراغ راه ماست
11 شهریور 87 در نامه ای به رهبری : محضر رهبر فرزانه انقلاب اسلامی ، حضرت آیت الله خامنه ای سلام علیکم؛ گفتارهای حکیمانه رهبر انقلاب اسلامی، دگرباره قلوب مؤمنین و آحاد ملت را به نقطه اطمینانبخش و وحدتآفرین مدیریت و ولایت فقیه آگاه و پارسا در نظام اسلامی رهنمون گردید و فرزندان خدمتگزارتان در دولت را نشاطی مجدد بخشید و روحی تازه در کالبد آنان دمید.
فرزندان شما و سربازان ملت میثاقی جاودانه بستهاند که با تمام وجود حافظ آرمانهای بلند ملت ایران و خدمتگزار آنان باشند و بر این طریق، استوار و پایدار بمانند. بدون تردید در این روزگار که فریاد ضداستکباری، ستمسوزی، عدالتخواهی ومهرورزی انقلاب امید تازهای به همه آزادگان جهان بخشیده و ایران اسلامی هم گامهای بلند خود را در جهت آبادانی و تعالی برمیدارد. خادمان ملت در دولت اسلامی در پیروی از مقتدایشان آمادهاند که تا آخرین لحظه بر آرمان معمار کبیر جمهوری اسلامی ایران و خون شهیدانشان ثابت قدم بمانند.
بیانات راهگشای حضرتعالی مسؤولیتی مضاعف را متوجه دولت کرد تا بیش از پیش بر آرمان مقدس و ارزشهای بیبدیل اسلام، امام، انقلاب و میثاق با ملت استوار و پایدار باشیم که انشاءالله مدد الهی و عنایت حضرت صاحب الزمان(عج) و دعای خیر جنابعالی را به همراه خواهد داشت.
ضمن تشکر مجدد از حمایت و اعتماد مقام معظم رهبری نسبت به دولت نهم ، اعلام میداریم که توصیههای حضرتعالی را چراغ راه خویش قرار داده و برای خدمت به مردم و اعتلای میهن اسلامی تمامی توش و توان خود را به کار خواهیم بست.
حاکمییت اسلام و امام عصر، در سایه ولایت فقیه است
8 آبان 87 در ایلام : حاکمیت اسلام بر سایه ولایت فقیه به عنوان حلقه اتصال با امام عصر(عج) در ایران اسلامی برپا شده است و باید دست در دست هم برای برپایی عدالت در داخل و نیز در عرصه جهانی حرکت کنیم.
ولایت فقیه یعنی مجاهدت برای اتصال به امام عصر
1 اسفند 87 در یزد : تا زمانی که توجه و اتصال و دلبستگی به انسان کامل و امام معصوم وجود دارد حرکت انقلاب اسلامی رو به جلو است و حتی اگر همه فاسدها و شیاطین عالم جمع شوند، قادر نخواهند بود انقلاب ملت ایران را متوقف کنند و یا خدای ناکرده به عقب برگردانند.
رمز ماندگاری و عظمت جمهوری اسلامی ایران ارتباط با واسطه فیض الهی و انسان کامل است و اصل ولایت فقیه به معنای مجاهدت یک ملت برای پیوستن به امام و انسان کامل است.
اصل ولایت فقیه به امام عصر پیوسته است
9 خرداد 88 در جمع روحانیون تهران : انقلاب اسلامی را با حرکت های سیاسی تاریخ متفاوت می دانیم، این انقلاب گامی در استمرار حرکت نورانی پیامبر اسلام (ص) برای رسیدن به مقصد نهایی است. همه ارزش های انقلاب اسلامی و اصل مترقی ولایت فقیه پیوستگی با امام عصر)عج) است.
انقلاب اسلامی ظرفیت فراوانی دارد و نباید در جغرافیای محدودی محصور شود چرا که ذات انقلاب ما جهانی است .
تبعیت از ولایت فقیه جامعه را به سوی عدالت سوق میدهد
17 مرداد 88 در پیام رئیس جمهور به جشنواره بینالمللی انتظار کرمان: دولت زمینهساز ظهور امام عصر(عج) باید مبانی، اهداف و سیاستهای خود را بر پایه ساختن جامعه مهدوی و در نتیجه نزدیکتر کردن ظهور استوار سازد و در این بین آشنایی با معارف مهدوی و آثار تربیتی آنگه به اجرای احکام نورانی اسلام، تبعیت از ولایت مطلقه فقیه و انجام وظایف شرعی و اجتماعی میانجامد، میتواند جامعه را در طریق کرامت انسانی و زمینهسازی برای استیلای حکومت عادلانه سوق دهد.
رابطه دولت با رهبری اعتقادی و از جنس پدر و پسر است
9 مرداد 88 در جمع اساتید بسیجی دانشگاه ها : در روزهای اخیر عده ای با خیال خام خود به تکاپو افتادند تا رابطه دولت و رهبر عزیز انقلاب را خدشهدار جلوه دهند و با جار و جنجال، جدایی و فاصله بین دولت و رهبری را القاء کنند در حالی که آنان نمیدانند که نوع رابطه ما با مقام معظم رهبری فراتر از قالبهای سیاسی و اداری است و از جنس محبت، اعتقادی و پدر پسری است.
وی تصریح کرد: وارد شدن بدخواهان در چنین عرصه ای و القاء چنین شبهاتی حرکتی بینتیجه است و آنها قطعا چنین آرزویی را به گور خواهند برد و این راه به روی شیاطین بسته است.
اعترافات كودتاگران مخملي حجت است؟
قاسم روانبخش
هفته گذشته اعترافات برخي عناصر مؤثر در كودتاي مخملين از سيماي جمهوري اسلامي پخش گرديد وهمه را شگفت زده كرد. اين اعترافات به اندازهاي مهم بود كه برخي مثل آقايان يوسف صانعي و بيات زنجاني كه گويا نقش مرجعيت تقليد را براي جبهه اصلاحات ايفا ميكنند، ديدن آن را تحريم و آن را غير قابل اعتماد دانسته اند! بعضي نيز كه هنوز در حلقه توهمات خود به سر ميبرند، آن را اعتراف تحت فشار يا قرص و آمپول ناميدهاند!
درباره اعترافات فوق نكاتي چند قابل تامل است:
1) اگر با قرص و كپسول مي توان از متهماني مثل حجاريان و عطريان فر اعتراف گرفت، امريكاييها كه از تكنولوژي بالاتري برخوردارند مي بايست در اين امر از ما جلوتر باشند؛ درحالي كه نه اسراييليها توانستهاند از اسراي حزب الله اين گونه اعتراف بگيرند و نه امريكايي ها توانستند از ديپلمات هاي ايراني دستگيرشده در بغداد و اربيل كوچكترين اعترافي بگيرند. اگر ميشد با كمك قرص و كپسول اعتراف گرفت، اين همه انسانهاي بيگناه در زندانهايي مانند ابوغريب و گوانتانامو در زير شكنجه جان نميدادند و حاج اخمد متوسليان و دوستانش چند دهه در زندان هاي مخوف اسراييل بلاتكليف نميماندند. ضمناً خود متهمان بهويژه ابطحي اين سخن را مضحك و توهين به خود و شعور مردم دانستند.
2) به نظر مي رسد حكمت اعترافات در جاي ديگري است و آن ضعف ايمان و علاقه شديد به دنيا است؛ همه همت برخي سياستزدگان، تأمين زندگي هرچه بهتر و مرفه تر دنياست. بنابر اين، اگر احساس كنند زندگي دنيايي آن ها به خطر افتاده طبيعي است همه همت وتلاش خود را به كار ببندند. دفاعيات آقاي عطريان فر در دادگاه و تمسك به آيات وروايات و سخنان حضرت امام(ره) نشان داد كه وي از احكام اسلام بياطلاع نيست. او خوب ميداند كه در يك پروژه براندازي دستگير شده و مجازات براندازي در نظام اسلامي، بسيار سنگين است؛ از اين رو براي فرار از آن حاضر است با دادگاه همكاري كند و به واقعيتهايي كه در پروندهاش موجود است اعتراف كند، شايد بهخاطر اين همكاري، از مجازات وي اندكي كاسته شود. جملهاي كه دايما در سخنانش تكرار مي شد اين بود» يقين دارم كه رافت جمهوري اسلامي شامل حالم خواهد شد» .اما فرزندان مؤمن وانقلابي كه جز به خدا و آخرت نمي انديشند از مرگ و اعدام هراسي ندارند بلكه شهادت در راه خدا را بالاترين رستگاري مي دانند از اين رو در زير سخت ترين شكنجه هاي قرون وسطايي اسراييل و آمريكا نيز استقامت كرده لب به سخن واعتراف نمي گشايند. و جالب اين كه از قرار شنيدهها برخي از دستگير شدگان اخير، در همان مسير انتقال به بازداشتگاه اعتراف مي كردند!!
3) نكته ديگري كه بايد توجه داشت اين است كه اين اعترافات از پشتوانه اسناد برخوردار است؛ مكالمات تلفني و اسناد ارتباط آن ها با بيگانگان و اعترافات دوستان نشان در باره آن ها، حضور در كلاس درس كودتاي مخملين در دبي يا قرار گاه اشرف همراه با برخي نيروهاي امنيتي كه در ميان آن ها نفوذ كرده بودند همه موجود است، چنانچه آن ها اعتراف هم نكنند، انتشار اسناد مي تواند گوياي بسياري از اين مسايل باشد. بنابراين وجود اسناد و شواهد غيرقابل انكار، راهي جز اعتراف باقي نميگذارد.
درباره فتاوايي هم كه اين روزها از بعضي بهاصطلاح مراجع در باره اعترافات آشوب گران صادر ميشود بايد گفت اين آقايان سال هاست كه در اردوگاه اصلاح طلبان خيمه زده اند و شعار خود را «دانستن حق مردم است» قرار داده بودند و اكنون مي گويند كه «ندانستن حق مردم است»! صانعي مي گويد: «نكته مهمي كه بايد مورد توجه قرار گيرد، عبارت از بياعتنايي به اين اعترافگيريها و عدم ترتيب اثر به آنهاست و مخالفتي روشن و آشكار با قرآن و وحي و حكمالهي است.» و آقاي بيات كه سال ها پيش به دليل برخي تخلفات به زندان افتاد و با عفو رهبري آزاد شد در موضع گيري آشكار مردم را از شنيدن و ترتيب اثر دادن به اعترافات باز ميدارد! گويا اينگونه افراد تصور ميكنند كه مقلدانشان (اگر مقلدي داشته باشند) بايد در چارچوبي كه آنها تعيين ميكنند فكر كنند و تصميم بگيرند. ظاهرا ترس آن ها از اين است كه مردم متوجه شوند عوامل اغتشاشات اعترافات كردهاند كه با اسراييل و انگليس و آمريكا ارتباط داشته و دقيقا نقشه هاي آنان را عملياتي مي كردهاند؛ واقعيت تلخي كه در دادگاه دوم از سوي برخي متهمان به آن تصريح شد و خانم كلينتون وزير خارجه آمريكا نيز به آن اعتراف كرد. اكنون ديگر چه آبرويي براي آقاي موسوي و آقايان صانعي و بيات و ديگر حاميان اين نامزد سبز پوش باقي مانده است كه بخواهند با سر پوش گذاشتن بر واقعيتها، چند روز ديگر افكار عمومي را ناآگاه نگهدارند. بحمدا... همه چيز بر همگان روشن شده و حجت بر همه تمام گرديده است. با اين وجود، ديگر پس از اعتراف طرف آمريكايي به همان مضمون اعترافاتي كه متهمان كودتاي مخملي داشتهاند جاي هيچ ترديدي باقي نميماند كه اين گروه در پي براندازي نرم و كودتاي مخملي بودهاند و با اين بهاصطلاح فتاوي موهن چيزي از اعتبار اعترافها كاسته نخواهد شد، جز اعتبار خود اين آقايان.
4) پس از اعترافات رسمي خانم كلينتون و وزراي خارجه انگليس و فرانسه، ديگر جاي هيچگونه ترديدي در هدايت كودتاي مخملين از خارج باقي نميماند؛ چرا كه آنها علاوه بر پذيرش نقش آمريكا و... در راه اندازي اغتشاشات، ميگويند: ما اين راه را ادامه خواهيم داد. حتما مدعيان شكنجه وفشار و دادن قرص و كپسول، در مورد خانم كلينتون و... نيز خواهند گفت اعترافاتش تحت فشار يا بر اثر قرص و كپسولهاي ارسالي از سوي ايران بوده است!
5) آيا مدعيان خط امام(ره) تمام اعترافات انجامشده توسط مجرمان مختلف در زمان ايشان را نيز بياعتبار ميدانند؟! مثلاً آيا كودتاگران نوژه و يا آقاي قطبزاده، وزير خارجه اوايل انقلاب، در كجا اعتراف به قصد كودتا كرد؟ به جز در زندان و دادگاه؟! آيا وي براساس همين اعترافات و... در زمان حضرت امام(ره) اعدام نشد؟! آيا اعترافات وي از نظر صانعي و بيات و مدعيان اصلاحات، شرعي و قانوني نبود؟!
6) بهراستي معمولاً مجرمان درحال آزادي و قبل از دستگيري اعتراف ميكنند يا پس از زندانيشدن و به دادگاه رفتن و ديدن اسناد و شواهدي كه جرم آنها را نشان ميدهد؟ در كجاي دنيا اعتراف در دادگاه غيرقانوني و غيرقابل پذيرش است؟!
7) روشن است كه مدعيان اصلاحات و سران اغتشاش اگر اعترافات را زير سؤال نبرند پس چه كنند؟!!!
8) با روشن شدن وابستگي مدعيان اصلاحات به دشمنان و هماهنگي با آنان در جهت براندازي، بايد حكم قطعي اسلام در باره اين براندازان به سرعت اجرا شود؛ چرا كه آنها در صورت موفقيت، اندك ترحمي نميكردند و بر حسب اعترافاتشان نظام اسلامي را به نظام شاهنشاهي تغيير مي دادند. بنابراين بايد همانند كودتاگران نظامي با آنها برخورد كرد تا درس عبرتي براي ديگران باشد. البته درباره كساني هم كه اين روزها در پوشش فتوي و توصيه به كمك كودتاچيان آمده اند بايد تأمل كرد و آنها را نيزمورد پرسش قرار داد. را نيزمورد پرسش قرار داد.
کسی انتخاب مجدد احمدی نژاد را تبریک نگفت !
یکی از موارد عدم کفایت لازم دموکراسی عدم درج مشروعیت الهی در آن است. که در تئوری آن نظر اکثریت همواره مطابق واقع لحاظ میشود.(ایکاش به این مورد حداقل التزام داشتند). انتخاب مجدد دکتر احمدی نژاد کابوس شبهای دول مستکبر و هم پیمانان آنها شد. تمام تلاش آنها قبل از انتخابات ایجاد متحدانی علیه احمدی نژاد یا همان تفکر انقلابی بود و بعد از انتخابات شکست دولت وی.
علیرغم فشارهای زیادی که به دولت های جهان برای تحریم و منزوی ساختن ایران آورده اند ٬ پیام های تبریک زیادی برای دکتر احمدی نژاد ارسال شد.
رئیسان جمهور و سران کشورهای جهان به مناسبت پیروزی دکتر محمود احمدی نژاد در انتخابات بیست و دوم خرداد با رای قاطع ملت ایران پیام های کتبی و تلفنی روانه کردند که نمونه های آنرا با هم میخوانیم :
رييس جمهور بلاروس
وي با ارسال پيامي تجديد انتخاب دكتر احمدي نژاد به رياست جمهوري اسلامي ايران را تبريك گفت.
الكساندر لوكاشنكو در اين پيام همچنين بر تداوم روابط سازنده اوكراين - تهران و تقويت پروژه هاي راهبردي بين دو كشور تاكيد كرد.
بشار اسد رييس جمهور سوريه
وي با تبريك اقبال گسترده مردم ايران به دكتر احمدي نژاد بر تحكيم و تقويت هر چه بيشتر روابط دوجانبه و منطقه اي تاكيد كرد و گفت: مشاركت فعالانه و اقبال بي سابقه جهت انتخاب جناب عالي جهت رياست جمهوري اسلامي ايران براي دومين بار به خاطر دستاوردهايي است كه در خلال سالهاي گذشته به آن نايل آمديد و همچنين نشان از رغبت صادقانه در تحكيم وحدت ملي و سربلندي جمهوري اسلامي ايران و پيشرفت و شكوفايي آن جهت تحقق آرزوي ملت ايران است.
معمر قذافي رييس جمهور ليبي
وي در پيامي با تبريك و تهنيت به مناسبت انتخاب مجدد دكتر احمدي نژاد به رياست جمهوري اسلامي ايران خاطرنشان كرد: يقين دارم كه تجديد انتخاب حضرتعالي تاثير تقويت كننده اي در روابط برادرانه دو كشور و مزيد بر آن عاملي در راستاي تحقق امنيت ، صلح و ثبات كل جهان خواهد بود.
متن پيام رئيس جمهور ليبي به اين شرح است:
جناب آقاي دكتر محمود احمدي نژاد
رياست محترم جمهوري اسلامي ايران
السلام عليكم
خرسندم از طرف خود و از جانب ملت عربي ليبي، خالصانه ترين تبريكات و تهنيتها را به مناسبت تجديد انتخاب جنابعالي بعنوان رياست جمهوري اسلامي ايران تقديم كرده و موفقيت حضرتعالي را در اين مسووليت بسيار ارجمند آرزو كرده و دوام صحت و سعادت را براي آنجانب و پيشرفت و شكوفايي هر چه بيشتر را براي جمهوري اسلامي ايران، از خداوند مسالت داريم .
البته اينجانب يقين دارم كه تجديد انتخاب حضرتعالي ، تاثير مثبت و تقويت كننده اي را در روابط برادرانه بين دو كشور و دو ملت برادر ايفا خواهد كرد و مزيد بر آن عاملي خواهد بود در زمينه همكاريها و رايزني هاي بيشتر در مواردي كه منافع مشترك دو كشور و امت اسلام را تامين كرده و در راستاي تحقق امنيت ، صلح و ثبات كل جهان گام بردارد.
والاترين عبارات تجليل و احترام را از طرف ما بپذيريد.
برادر شما معمر قذاقي
عبدالعزيز بوتفليقه رييس جمهور الجزاير
وي با تبريك تجديد انتخاب دكتر احمدي نژاد به رياست جمهوري اسلامي ايران، لياقت ، زيركي فراوان و سياست مبتني بر رشد ملي را عامل كسب اكثريت آرا مردم ايران دانست و بر تقويت مناسبات دوجانبه تاكيد كرد.
متن كامل پيام رييس جمهور الجزاير به شرح زير است:
جناب آقاي رييس جمهور و برادر عزيز
به مناسبت انتخاب مجدد آن جناب به سمت رياست جمهوري اسلامي ايران بسيار خوشوقتم از سوي خود و مردم و دولت الجزاير صميمانه ترين تبريكات و خالصانه ترين آرزوها را براي موفقيت و پيروزي شما در دوره جديد رياست جمهوري تقديم نماييم.
كسب آراء اكثريت مردم ايران در واقع اعتراف و قدرداني از شايستگي ، لياقت و زيركي فراوان و سياست مبتني بر رشد ملي موفق شما در جهت تامين منافع كشور و ملت برادر ايران است.
اين فرصت مبارك را مغتنم شمرده بار ديگر بر عزم و اراده خود جهت تداوم تلاش براي هماهنگي با شما و تقويت همكاريها ميان ايران و الجزاير بر اساس منافع متقابل و مشترك دو كشور تاكيد مي نمايم.
جناب آقاي رييس و برادر عزيز ضمن عرض تبريك مجدد از شما تقاضامندم مراتب دوستي و تقدير اينجانب را بپذيريد.
عبدالعزيز بوتفليقه
رييس جمهور سنگال و رييس دوره اي سازمان كنفرانس اسلامي
وي در پيامي انتخاب مجدد دكتر احمدي نژاد توسط ملت ايران به رياست جمهوري اسلامي ايران را تبريك گفت.
عبدالله واد در اين پيام همچنين تقويت روابط دوجانبه و همكاري هاي مشترك در سازمان كنفرانس اسلامي و ديگر سازمان هاي بين المللي را مورد تاكيد قرار داد.
رييس جمهور سودان
وي در پيامي انتخاب مجدد دكتر احمدي نژاد به رياست جمهوري اسلامي ايران را تبريك گفت.
عمر حسن احمد البشير در اين پيام خواستار تداوم همكاري هاي برادرانه در راستاي تحقق صلح و عدالت در منطقه و جهان اسلام شد.
رييس جمهور كوبا
وي در پيامي انتخاب مجدد دكتر احمدي نژاد به رياست جمهوري اسلامي ايران را تبريك گفت.
رائول كاسترو در پيام خود حضور گسترده مردم ايران در انتخابات رياست جمهوري را در مناسبات جهاني تاثيرگذار دانست.
پیام های تبریک کشورهای زیر نیز دریافت گردید :
رئیس جمهور روسیه
رئیس جمهور خلق چین
رئیس مجمع عمومی سازمان ملل متحد
دبیر کل حزب الله لبنان
رئیس جمهور لبنان
امیر کویت
امیر قطر
پادشاه عمان
رئیس جمهور الجزایر
پادشاه بحرین
رئیس جمهور ارمنستان
نخست وزیر مالزی
رئیس جمهور سریلانکا
دبیر کل سازمان کنفرانس اسلامی
رئیس جمهور نیکاراگوئه
رئیس جمهور افغانستان
نخست وزیر کامبوج
رئیس جمهور ترکیه
رئیس جمهور پاکستان
نخست وزیر ترکیه
رئیس جمهور قزاقستان
نخست وزیر هند
رئیس جمهور ونوزئلا
رئیس جمهور آذربایجان
دبیرکل اتحادیه عرب
رئیس جمهور سوریه
رئیس جمهور اکوادور
رئیس جمهور ترکمنستان
رئیس جمهور عراق
رئیس جمهور یمن
رهبر لیبی
رئیس جمهور تونس
رئیس جمهور پارلمان کره شمالی
رئیس جمهور کومور
نخست وزیر کنیا
نخست وزیر بحرین
ولیعهد بحرین
نخست وزیر لبنان
رئیس مجلس لبنان
ولیعهد کویت
اسقف اعظم ارامنه جهان
گروه های فلسطینی شامل مسئولین حماس ٬ جنبش جهاد اسلامی ٬ جبهه دموکراتیک برای آزادی فلسطین ٬ محمود عباس رئیس جنبش آزادی بخش میهنی فلسطین ٬ احمد جبریل دبیر کل جبهه خلقبرای آزادی فلسطین
خس و خاشاک چه کسانی هستند ؟
اگر عبارت «خس و خاشاك» را در گوگل جستجو كنيد شايد دهها سايت و وبلاگ را پيدا كنيد كه در يك هماهنگي جالب، خبري را منتشر كرده و روي آن هم حسابي مانور دادهاند كه از ريشه و اساس دروغ و كذب محض است. اين دوستان عزيز با اشاره به سخنراني روز يكشنبه دكتر احمدينژاد در ميدان وليعصر تهران، مطابق معمول دست به جوسازي و شايعهپراكني زده و آنقدر سر و صدا كردهاند كه حتي برخي آدمهاي منطقي هم اسير شايعات آنها شدهاند.
دوستان معترض ما اعتقاد دارند كه احمدينژاد در ميدان وليعصر تهران به آنها توهين كرده و آنها را برابر با «خس و خاشاك» دانسته است! در راهپيماييهاي چند روز اخير هم حاميان آقاي موسوي بطور مرتب شعارهايي را عليه احمدينژاد سر داده و اعتراض كردهاند كه «ما خس و خاشاك نيستيم!» حتي استاد بزرگواري چون محمدرضا شجريان هم به اين موضوع شديدا واكنش نشان داده و گفته است «صداي اين خس و خاشاك را از تلويزيون پخش نكنيد!»
سوال اينجاست كه آيا اصلا اين مساله حقيقت دارد؟ آيا حقيقتا احمدينژاد به ميليونها ايراني كه به او راي نداده بودند، اينچنين توهين كرده است؟ راستش را بخواهيد در روزهاي اخير آنقدر روي اين مساله تبليغ كردهاند كه خيليها واقعا چنين تصوري دارند. من هم با اينكه آن سخنراني را مستقيما از تلويزيون ديده بودم، يك لحظه دچار شك و ترديد شدم و با خودم گفتم نكند اين دوستان عزيز واقعا راست ميگويند، اما وقتي به اصل خبر و متن سخنراني احمدينژاد مراجعه كردم، خيالم راحت شد. در اينجا از همه دوستان معترض و منتقد هم خواهش ميكنم كه انصاف داشته باشند و فارغ از احساسات و تعصبات، اين بخش از سخنراني احمدينژاد را به دقت بخوانند:
«در انتخابات ایران 40 میلیون نفر خودشان بازیگر اصلی و تعیین کننده اصلی بودهاند. حالا چهار تا خس و خاشاک این گوشه ها کاری می کنند بدانید این رودخانه زلال ملت جایی برای خودنمایی آنان نخواهد گذاشت. 70 میلیون ملت ایران و 40 میلیون شرکت کننده در انتخابات همه عزیزند، همه ملت ایرانند و همه همدلند و دولت خادم همه آنان و در خدمت همه آنهاست. رقابت ها به پایان رسید و دوره دوستیها و ساختنها آغاز شد»
همان طوري كه ميبينيد، احمدينژاد در آن سخنراني چند بار روي آراي 40 ميليوني مردم ايران تاكيد و از همه آنها هم بعنوان ملت همدل و عزيز ايران ياد كرده بود. اما در ادامه با اشاره به شورشها و اغتشاشات روزهاي اخير، براي آنهايي كه در اين اغتشاشات نقش داشتند، از عبارت «خس و خاشاك» استفاده كرد. دليل ادعاي من هم اينست كه احمدينژاد دقيقا در اين قسمت از سخنانش به سوال يك خبرنگار غربي اشاره ميكند و ميگويد:«امروز خبرنگاری سوال کرد بعضیها در گوشه و کنار کارهایی انجام میدهند، اغتشاش است، شورش است، اعتراض است، واژههای تندی را بکار برد و من برای او یک مثالی زدم و نتیجه گیری کردم. من به این خبرنگار گفتم شما اشتباه میکنید، ملت ایران یکپارچه است»
حالا سوال من از دوستان معترض اينست آيا احمدينژاد چيزي جز حقيقت گفت؟ آيا شما قبول نداريد كه عدهاي در گوشه و كنار مملكت، دست به آشوب و اغتشاش زدهاند؟ آيا به نظر شما آشوبگران و اراذل و اوباش، آدمهاي محترمي هستند و خس و خاشاك نيستند؟ اگر طبق گفته شما، منظور احمدينژاد از خس و خاشاك، همان حاميان آقاي موسوي بود، ديگر چه لزومي داشت كه او چندين بار به آراي 40 ميليوني مردم اشاره كند و به آنها احترام بگذارد؟ حالا بالاخره شما خودتان را جزوي از آن 40 ميليون ميدانيد يا آن 4 تا خس و خاشاك؟!
آنهايي كه چنين ادعايي دارند، اين جمله احمدينژاد را چطور تفسير ميكنند كه در اولين نطق تلويزيوني خود بعد از پيروزي در انتخابات خطاب به مردم گفت: «بايد از همه کساني که چنين حماسه بزرگي خلق کردند؛ چه کساني که به من راي دادند و چه کساني که به ديگران راي دادند، تشکر کنم»
قطعا آن اراذل و اوباشي كه در روزهاي گذشته دست به آشوب و اغتشاش زدهاند، چيزي جز خس و خاشاك نيستند و ما هم به آنها حق ميدهيم كه از شنيدن اين عبارت ناراحت و عصباني بشوند، اما سوال اينجاست كه چرا حاميان آقاي موسوي اصرار زيادي دارند اين جمله را به خودشان بگيرند؟ مگر ميرحسين موسوي در بيانيهاش به صراحت نگفت حساب ما از آشوبگران جداست؟!
از آدمهاي متوهم و دروغگو انتظار چنداني نيست، اما آنهايي كه دم از شعور و منطق و عقل و حقيقت و انصاف ميزنند، چطور عبارت به اين واضحي را ناديده ميگيرند و فورا آن «خس و خاشاك» را به خودشان ميگيرند؟! آيا درك يك جمله معمولي اينقدر براي بعضي دوستان سخت و دشوار است؟ يا اينكه مشكل جاي ديگري است و آنها به خودشان حق ميدهند كه براي رسيدن به اهدافشان، به هر شيوه و دروغ و شايعهاي متوسل شوند؟
کلیپ صوتی زیر که همان قسمت سخنرانی دکتر احمدی نژاد هست را دانلود کنید :
۳۹۰ کیلوبایت
دانلود کلیپ صوتی
یک سؤال؛ چرا این کسانی که با تحریف صحبت رئیس جمهور محبوب، او را به دروغ، بابت “خس و خاشاک نامیدن مردم”، تقبیح کردند امروز ساکتند؟
مگر تلویزیون و سایت های مختلف را ندیده اند تا به اشتباه خود پی ببرند؟ اشتباهی که مقصرش خودشان بودند و با یک مطالعه ساده متن سخنرانی رئیس جمهور می توانستند بفهمند که دارند اشتباه می کنند. چرا الآن ساکت شده اند؟!
آقای توکلی که سابقه عذرخواهی سیاسی هم زیاد دارند و این تهمت را هم جلوی میلیون ها بیننده تلویزیونی مطرح کردند؛ پس چرا الآن عذرخواهی نمی کنند؟
محمدرضا شجریان چرا ساکت شده؟ او که سریع علیه این عمل انجام نداده محمود احمدی نژاد موضع گرفت و آبروی یک انسان مومن را برد؛ چه کار می کند؟
از بقیه اتهام زنندگان نظیر رضایی و تابناک و سایت های اصلاح طلب و سران آن ها می گذارم، چرا که آن ها برای خودشان آبرویی باقی نگذاشته اند تا از آن ها انتظاری حتی به این سادگی داشته باشم، اما از افراد بالا که برای خود شخصیتی دارند، می پرسم که چرا حاضر نیستید اشتباه خود را بپذیرید و یک معذرت خواهی ساده، انجام دهید؟!!
شما که نه عنوان خاصی دارید که عذرخواهی تان به آن خدشه وارد می کند و نه پذیرش اشتباه از سوی شما، به آبروی کشور ضربه می زند؛ چرا برای دروغ پراکنی و تحریف افکار عمومی بسیاری از جامعه که توسط شما، منحرف شده است و دیگر هم تصحیح نخواهد شد؛ یک دفعه ساکت شدید؟!! آیا نمی دانید که مسئولیت دنیوی و اخروی انحراف افکار جامعه بر عهده شما است؟!
آیا در حالی که تمام جبهه مقابل احمدی نژاد که منتخب اکثریت ملت است، این عمل انجام نداده احمدی نژاد را محکوم کردند و الآن حتی یک نفرشان حاضر به قبول اشتباه خود نشده، می توان برای آن ها احترامی قائل بود؟!
آیا این افراد که ساده ترین اصول اخلاقی و قانونی را زیر پا گذاشته اند، مجازند که بار دیگر در جایگاه منتقد بنشینند؟ و آیا اگر چنین کردند به حکم آنکه، خودشاند به ساده ترین اصول نقد پایبند نبوده اند، نباید آن ها را نادیده گرفت؟
مظلومیت دکتر احمدی نژاد و خفت و پستی دشمنان او را کاملا از این مستند تخریبی میشود مشاهده کرد . آنهایی که در میدان مناظره قادر به پاسخگویی نبودند و لرزش و اضطراب و تکه کلامهای آنها کاملا مشهود بود راهی بجر از این کار ندارند .
تولید مستند «90 سیاسی» توسط ستاد موسوی چند ماه زمان برده و در نتیجه این کار از نظر فنی خوش ساخت و احتمالا تاثیرگذار بوده و از سوی دیگر با تیراژ بیش از 10 میلیون برای تخریب دکتر احمدی نژادت تکثیر شده است.
پخش این فیلم در روزهای پایانی دلیل دیگری برای ضعف مدعیان صداقت است که فرصت پاسخگویی را از حریف بگیرند. اما وعده ی الهی بالاتر از این هاست ٬ والله خیرالماکرین...
جهت اطلاع مردم عزیز و هوشمند کشورمان، این مستند را مورد نقد وبررسی قرار میدهیم:
این شبه مستند که با تقطیع جملات رئیس جمهور و استفاده از مغالطه های تصویری و همچنین بازگویی بخشی از حقیقت برای نفی تمام آن، ساخته شده است از جمله ترکش های نهایی مخالفان دکتر احمدی نژاد برای تحریک مردم به رأی ندادن به وی می باشد که در روزهای پایانی تبلیغات برای تأثیر گذاری موثر در نتیجه انتخابات، توزیع شد.
جالب اینجاست که ستاد آقای موسوی با نهادینه سازی تخریب علیه دولت و نامزد مقابل، در ستادهای خود اقدام به تکثیر و توزیع این سی دی می نماید و حتی برنامه ریزی برای توزیع خانه به خانه آن نیز انجام گرفته است. برخی شنیده های دیگر حاکی از تیراژ 12 میلیونی این مستند است.
اما برخی شیطنت ها و مغالطه هایی که در این شبه مستند وجود دارد عبارتند از:
1- اولین مچ گیری در این شبه مستند مربوط به عبارت پول نفت بر سر سفره های مردم می باشد. احمدی نژاد مدعی است که این جمله را ایشان بیان نکرده اند اما تصویر صفحه نخست روزنامه کیهان در سال 84 بعنوان شاهد ادعای کذب رئیس جمهور نشان داده می شود. کیهان به نقل از احمدی نژاد این جمله را نقل نموده است. 90 سیاسی در صدد است که احمدی نژاد را متهم به دروغ گویی کند اما هیچ دروغی در سخن احمدی نژاد نیست چرا که این تیتر می تواند تیتر نقل قولی نباشد بلکه تیتر استنباطی خبرنگار از سخنان وی باشد که برای اهل فن و آشنایان به مباحث خبری مساله روشنی است. تأکید دکتر بر این است که این جمله که خود موضوعیت یافته و دائماً از زبان مخالفان تکرار می شود جمله وی نیست البته مفهوم آن نه تنها از زبان وی بلکه از زبان اکثر نامزدها و کارشناسان شنیده شده و می شود. در این مستند با قطع سخنان احمدی نژاد و توضیحات بعدی وی اینگونه القا شده است که ایشان اساسا این موضوع را منتفی می داند.
2- در بخش دیگر این شبه مستند دیدگاه احمدی نژاد در سال 84 در مورد وضع لباس و موی جوانان پخش می شود و سپس عکسهایی مربوط به گشت های ارشاد به نمایش گذارده می شود. تهیه کنندگان این فیلم به موضع گیری چندباره دکتراحمدی نژاد نسبت به این نوع برخورد نیروی انتظامی هیچ اشاره ای نکرده و از این نکته هم گذشته اند که ارتباط ایشان با این طرح که مصوبه مجلس است و نیروی انتظامی مأمور به اجرای آن می باشد، چیست؟
3- در بخش سوم، اعتراض آقای خاتمی در مورد ترافیک تهران و کنایه ایشان به شهردار وقت و پاسخ احمدی نژاد به وی مورد توجه قرار گرفته است. احمدی نژاد در گفت و گو با 20:30 عنوان می کند از اینکه آقای خاتمی بعد از هشت سال مشکل مردم را درک کرده و از خط ویژه استفاده نکرده است خوشحال است. در این شبه مستند در یک استقراء ناقص و در جهت اثبات دروغ گوئی دکتر احمدی نژاد! 4 تیتر روزنامه که نشان دهنده حضور آقای خاتمی در بین مردم است به تصویر کشیده شده. جالب اینجاست این چند مورد حضور خاص وی آنچنان ارزش خبری استثناء و شگفتی را دارا بوده است که تیتر یک برخی روزنامه ها شده است و بیشتر از آنکه در نفی سخنان احمدی نژاد باشد آن را تأیید می کند.
4- در بخش دیگری از این شبه مستند، تهیه کنندگان آن جهت اثبات اتهام دروغ گوئی به احمدی نژاد به تطهیر سیاست های مکارانه و دروغهای پنهان و آشکار نظام سلطه پرداخته اند. البته اینها مقدمه ای است برای بررسی موضوع هاله نور...
5- خبرنگار یکی از شبکه های خارجی از احمدی نژاد می پرسد که شما گفته اید هنگام سخنرانی در سازمان ملل احساس کرده اید که هاله ای شما را در بر گرفته است. آقای احمدی نژاد در پاسخ به وی می گویند : « من هم این چیزها را در روزنامه خواندم.» گفتگوئی هم از کامران نجف زاده با رئیس جمهور آورده شده که رئیس جمهور این مسئله را تقریباً بازی رسانه ای عنوان می کند و البته به دلیل تقطیع جملات رئیس جمهور و اینکه ایشان قبل و بعد آن چه گفته اند، قابل بررسی نیست اما این شبه مستند با آوردن تصاویر و سخنان دکتر احمدی نژاد در محضر آیت ا... جوادی آملی سعی دارد بار دیگر اتهامی که به احمدی نژاد وارد کرده است -یعنی دروغ گوئی- را ثابت نماید. البته در نگاه اول شاید برای بیننده عادی مسئله به همین صورت که تصویر شده است به نظر بیاید اما اندکی دقت، مغالطه ی فیلم را آشکار می سازد.
اولاً دکتر احمدی نژاد بیان می نمایند یکی از کسانی که در مجمع حضور داشته اند به وی گفته اند احساس کردم شما در حصاری از نور قرار گرفته اید، بنابراین در پاسخ به خبرنگار که گفته بود شما هاله نور دیده اید قاطعانه عنوان نموده اند که این مطلب را در روزنامه ها خوانده ام. در حقیقت ایشان زیرکانه عنوان نموده اند که انتساب این احساس به وی، کار روزنامه ها بوده است. البته ایشان در ادامه میگویند «من هم این را احساس کردم که حاضران پلک هم نزدند». در مناظره بامهدی کروبی نیز شاهد بودیم که احمدی نژاد از شرح این ماجرا طفره رفت و این حرف را که هاله نور دیده را تکذیب کرد؛ چرا که حقیقت نیز همین است و در هیچ صحنه ای از این فیلم نیز او به اینکه خودش هاله نور را دیده اشاره ای نکرده است. اما دلیل اینکه چرا احمدی نژاد حتی به اصل ماجرا نیز اشاره نکردند و سعی نمودند از پاسخ صریح به آن بگذرند، در ادامه خواهد آمد.
ثانیاً هرکس تجربه معنوی و عرفانی خاصی در طول زندگی دارد حتی مکاتب عرفانی یا شبه عرفانی بشری نیز این نوع تجربه ها را تأیید می کند. به چه دلیل آقای احمدی نژاد باید به سبب بازگو کردن تجربه معنوی یک فرد خارجی که پیام ملت ایران را انسانی و الهی دیده است مواخذه گردد؟
ثالثاً اگر این تجربه ها و مکاشفه ها اساساً وجود نداشت و عقلی و شرعی نبود مطمئناً آیت ا... جوادی آملی بدان اشاره می نمودند.
رابعاً دکتر احمدی نژاد این مسئله را در جمعی عمومی و رسانه ای مطرح نکرد، چرا که می دانست هر مجلس اقتضائی دارد. ایشان در محضر حکیمی عارف چنین سخنانی را بر زبان آوردند که ایشان نیز با احترام بدان گوش سپرده اند برای کسانی که اندکی به مسائل معنوی ایمان داشته باشند باور چنین قضیه ای چیز چندان سختی نیست. دکتر احمدی نژاد نمی خواستند که این موضوع رسانه ای شود. اما فرد یا افرادی امانت این جلسه را حفظ نکرده و آن را به بیرون منتقل نمودند. به گونه ای که موجی از حملات ناجوانمردانه به سمت وی نشانه رفت. بنابراین باید به دکتر حق داد که از طرح مجدد رسانه ای موضوع پرهیز نموده و از آن بگریزد.
6- بخش دیگر این فیلم به موضوع هزینه های تبلیغاتی سفرهای آقای احمدی نژاد می پردازد و بنرهای مختلفی که در سطح شهر کرج نصب شده است به نمایش گذاشته می شود. البته اگر امضای بنرها در تصاویر آورده می شد برای تهیه کنندگان 90 سیاسی قابل استفاده نبود و برای ما موضوع حل شده، اما چون کل فیلم اصل را بر بی صداقتی قرار داده است تنها به نماهایی تار و دور از بنرها اکتفا نموده است. کاملاً طبیعی است که با سفر رئیس جمهور به هر منطقه نهادهای غیر دولتی اعم از شهرداری ها، مجامع صنفی، شرکتهای خصوصی و تعاونی ها و... اقدام به نصب بنرهای خیرمقدم نمایند. نهادهای دولتی نیز بعضاً با هدف معرفی پروژه های مجموعه خود که در این سفرها افتتاح شده یا عملیات اجرائی آن آغاز می شود اقدام به نصب بنر می نمایند. البته منکر برخی هزینه های زائد و تخلفات ادارات در این زمینه نیستیم.
7- در ادامه فیلم سعی شده تا برخی اقداماتی که دولت برای اطلاع رسانی انجام داده است با این شعار احمدی نژاد که «کار ما تبلیغاتی نیست» متضاد جلوه داده شود در حالی که می دانیم اطلاع رسانی از عملکرد از وظایف مهم دولت هاست که اعتماد و نشاط مردم را به دنبال دارد. ضمن اینکه این شبه مستند مجموعه ای از سی دی های سفرهای استانی را به نمایش گذاشته است که توسط یک موسسه فرهنگی غیر دولتی تهیه و تکثیر شده و ارتباطی با دولت ندارد.
8- بخش دیگر این فیلم با عنوان نحوه گفتار نماینده ملت ایران سعی دارد تا گفتار احمدی نژاد را سطحی و دور از شأن ملت ایران بنامد. از بیش از هزار سخنرانی دکتر احمدی نژاد، 4 بخش کوتاه از سخنرانی های وی در این شبه مستند آورده شده است که از نگاه تهیه کنندگان 90 سیاسی سخنان درستی نیست و ناسزائی گویی به دشمن تلقی می شود. در حالی که اینگونه نیست؛ مثلاً تکیه ایشان بر اینکه دشمنان ما احمقند اولاً ریشه در یک روایت دارد که معصوم از اینکه دشمنان ما از حمقا(احمق ها) هستند خدا را شکر می گوید. ثانیاً به قول یکی از اساتید مسلم ادبیات، به دلیل اینکه همه انسان ها - غیر از اولیای الهی- سهمی در حمق و حماقت دارند و عقل کل نیستند، اساساً کلمه احمق فحش و ناسزا نیست.
9- در بخش ورزشی رشد چشمگیر سرانه مکان های ورزشی و رشد قابل توجه مدال آوری در دولت نهم به واسطه ناکامی ایران در المپیک پکن به کلی نادیده گرفته شده است.
10- 90 سیاسی برای القای ناکارآمدی دولت نهم به بازی آماری نیز روی آورده است از جمله:
الف- تشکیک در آمار بیکاران کشور با زیر سوال بردن تعریف افراد شاغل؛ در حالی که این تعریف در دولت گذشته تصویب شده و دولت نهم در ارائه آن نقشی نداشته است.
ب- ارائه نرخ تورم بدون آگاهی بخشی به عوامل ناخواسته در افزایش تورم از جمله بحران جهانی، افزایش قیمت نفت و...
ج- همچنین در خصوص میزان درآمد دولت نهم، میزان واردات در این دولت و همچنین مسئله مفقود شدن یک میلیون دلار نیز ادعاهایی مطرح شده که پاسخ تخصصی آن توسط صاحبنظران و کارشناسان داده شده است.
11- گاف دیگر 90 سیاسی این است که با در کنار هم چیدن برخی سخنان دکتر احمدی نژاد که در آن از اقبال برخی سران و مردم جهان به ایران و نماینده آن یعنی رئیس جمهور خاطراتی نقل می کند، تعبیر به خودستائی و تعریف از خود می کند و با مصاحبه مردمی کوشش دارد این نکته بدیهی را بفهماند که تعریف از خود مذموم و ناپسند است. در حالی که اگر متن کامل سخنان در دسترس بود این نکته را می توان در اکثر سخنرانی های دکتر یافت که علت توجه ملت ها به رئیس جمهور ایران به سبب توجه و احترام آنها به امام، ملت و پیام های عدالت خواهانه ملت ایران است. اینکه رئیس جمهور بیان کرده اند که من یک آدم دانشگاهی و اجرائی هستم نیز مورد تمسخر اصحاب 90 سیاسی قرار گرفته است و مصداق دیگر تعریف از خود دانسته شده است!
12- ظاهراً سازندگان 90 سیاسی انتظار دارند رئیس جمهور در مقابل این سوال که آیا فکر می کنید قطعنامه سوم شورای امنیت نیز تصویب خواهد شد یا خیر؟ از موضع ضعف و خلاف منافع ملی به این سوال پاسخ مثبت بدهد و بر اساس غیب گوئی از همه تحولات احتمالی آتی خبر دهد. هنگامی که رئیس جمهور می گوید بسیار بعید می دانم که قطعنامه دیگری علیه ایران به تصویب برسد هم آرامش را به مردم ایران بر می گرداند هم پیام های ملت ایران را به گوش دشمنان می رساند. در حقیقت این پاسخ خود نوعی موضع گیری علیه اقدام احتمالی آنان است.
13- در بخش دیگری از این شبه مستند برای اثبات غیر کارشناسی بودن دیدگاه های رئیس جمهور به مسئله انتخابات آمریکا اشاره می شود. چند ماه پیش از انتخابات رئیس جمهور عنوان می کند: « در آمریکا رأی مردم تزئینی است/ مردم آمریکا هیچ علاقه ای به دخالت در مسائل سیاسی کشورشان ندارند/کمترین مشارکت در آمریکا وجود دارد/بعید می دانم هیأت حاکمه آمریکا بگذارد اوباما به کاخ سفید راه یابد». پس از پخش این جملات خبر رأی آوری اوباما و میزان مشارکت نسبتاً خوب مردم آمریکا نشان داده می شود و قضاوت در مورد دیدگاه های کارشناسی رئیس جمهور به مردم سپرده می شود. اما در این مورد توجه به نکات ذیل ضروری است:
الف- در درستی سه جمله نخست ذکر شده از زبان آقای احمدی نژاد شکی نیست، بررسی آمار و نحوه انتخابات امریکا موید این مسئله است. تحلیل ایشان مبنی بر احتمال عدم راه یابی اوباما به کاخ سفید هم مبتنی بر فضای انتخاباتی چند ماه پیش از انتخابات امریکا بود و اکثر کارشناسان همین گونه نظر داشتند، ضمن اینکه این مطلب شاید جنبه تهییجی و سیاسی نیز داشته باشد که در عرف دیپلماسی نکته نامعقولی نیست.
ب- تصویر رسانه های جهان و صفحه ی روزنامه ای که در این فیلم در مورد مشارکت خوب مردم امریکا نشان داده می شود و همچنین حک تهیه کنندگان فیلم بر روی تصاویر بر این نکته تأکید دارد که مشارکت مردم در انتخابات اخیر امریکا-در حدود 64%- بی نظیر و نوعی رکورد زنی بوده است. احمدی نژاد بر اساس سوابق انتخابات آمریکا آن هم چند ماه پیش از برگزاری آن به تحلیل می پردازد که این میزان خطا قابل قبول است.
14- تقطیع جملات رئیس جمهور و اکتفا به پخش سوالات مجری های تلویزیونی در مصاحبه با احمدی نژاد و گریز از پاسخ های ارائه شده، از دیگر شگردهای روانی این شبه مستند است.از جمله می توان به موارد ذیل اشاره نمود:
الف- در جایی مجری از احمدی نژاد می پرسد «آیا بازهم گرانی را انکار می کنید؟» پاسخ ایشان به این ادعا پخش نمی شود.
ب-در جایی دیگر سوال مجری که می گوید «مردم می پرسند گران شدن یا ارزان شدن نفت چه تأثیری در زندگی آنها دارد؟» که این هم بدون پاسخ دکتر پخش می شود.
ج- در نمونه سوم سوال مجری مبنی بر «کم حرمتی به ایرانی ها در برخی کشورها» مطرح می شود و تنها نگاه های احمدی نژاد پخش می شود. در حالی که ممکن است در همه موارد فوق پاسخ ایشان قانع کننده باشد.
15- احمدی نژاد در یکی از گفتگوهای تلویزیونی مدعی می شود افکار عمومی جهان با ملت ایران است، این شبه مستند برای نفی این ادعا گزارش نجف زاده از آمریکا را مورد استفاده قرار می دهد که در آن با چند شهروند آمریکایی مصاحبه شده به گونه ای که آنها حتی ایران را نمی شناسند و پس از آن، ادعای رئیس جمهور که کودکی در یکی از کشورهای آمریکای جنوبی وی را به نام محمود می شناسد به عنوان پارادوکس مطرح می شود. این در حالی است که نه احمدی نژاد برای اثبات ادعای خویش از آن مثال استفاده کرده است و نه پاسخ آن چند شهروند آمریکایی می تواند ادعای رییس جمهور را نفی کند. استدلالات سطحی 90 سیاسی که مصداق کامل عوامفریبی و تخریب است به این موارد متوقف نمی شود و اگر حوصله باشد موارد بسیاری را می توان در دروغ پراکنی مدعیان اخلاق و صداقت در این فیلم تخریبی یافت.
مجموعه ی "نود سیاسی در وقت اضافه" چند روز بعد از پخش سیدی تخریبی ساخته شد . البته به دلیل زمان کوتاه برای ساخت به خوش ساختی مجموعه ی تخریبی نیست اما نکات جالبی در آن قابل رویت است.
ما امکانات تکثیر این مجموعه جوابیه را نداریم پس شما لطف کنید این کلیپ ها را دانلود و پخش کنید.
این مجموعه را با دو کیفیت 3gp و wmv برای دانلود در اختیار شما قرار میدهم :
کیفیت موبایل :
قسمت اول - توضیحات کارشناسان
۱۲.۷ مگابایت
دانلود کنید
قسمت دوم - احساس خطر
۳.۷ مگابایت
دانلود کنید
قسمت سوم - سیاست خارجی
۱.۸ مگابایت
دانلود کنید
قسمت چهارم - فعالیت های هسته ای
۴.۴ مگابایت
دانلود کنید
قسمت پنجم - قانونمداری و مدرک رهنورد
۲.۵ مگابایت
دانلود کنید
قسمت ششم - گشت ارشاد و افراط و تفریط
۱.۶ مگابایت
دانلود کنید
قسمت هفتم - تورم
۱.۹ مگابایت
دانلود کنید
قسمت هشتم - نرخ بیکاری
۳.۵ مگابایت
دانلود کنید
قسمت نهم - آمارهای دروغ و ضریب جینی
۵ مگابایت
دانلود کنید
قسمت دهم - گناهان احمدی نژاد
۲.۳ مگابایت
دانلود کنید
قسمت یازدهم - ابر قدرت صالح
۱.۶ مگابایت
دانلود کنید
قسمت دوازدهم - اخراجی ها
۴.۶ مگابایت
دانلود کنید
کیفیت بالاتر مخصوص کامپیوتر:
۴.۸۴ مگابایت
ورود به محدوده ی قدرت
۴.۰۳ مگابایت
در دولت اصلاحات بر ما چه گذشت -1
۴.۸۹ مگابایت
در دولت اصلاحات بر ما چه گذشت -2
۴.۷۵ مگابایت
قانون مداری با رنگ سبز
۲.۷۷ مگابایت
افراط و تفریط
۳.۱۶ مگابایت
قضاوت با شماست
۳.۴۷ مگابایت
انکار حقیقت -1
۳.۱۷ مگابایت
انکار حقیقت -2
۴.۳۶ مگابایت
آمارهای ما و آمارهای شما-1
۵.۰۴ مگابایت
آمارهای ما و آمارهای شما-2
۴.۴۱ مگابایت
حرفهای خودمانی
۲.۵۷ مگابایت
ابرقدرت صالح
۵.۹۹ مگابایت
حامیان صداقت-1
۶.۰۱ مگابات
حامیان صداقت -2
۶.۱۲ مگابایت
حامیان صداقت -3
۸.۵۶ مگابایت
حامیان صداقت -4
امیدوارم مورد استفاده ی شما عزیزان قرار گرفته باشد.
ميرحسين موسوي که بيشترين نقش را در انجام اين تحريکات خسارت بار داشته در اصلي ترين شکوائيه اش نسبت به نتايج انتخابات شکوهمند 22 خرداد به نکاتي اشاره کرد که در ذيل به مرور اين شبهات و پاسخ به آنها مي پردازيم:
1- تعداد واجدين شرايط راي دادن کمتر از ميزاني بوده که وزارت کشور اعلام کرده است؟
پاسخ :
تعداد واجدين شرايط براساس محاسبات آماري برپايه سرشماري عمومي نفوس و مسکن مرکز آمار ايران مي باشد. به اين مفهوم که سرشماري هر 10 سال يکبار در ايران توسط مرکز آمار انجام مي گيرد و بر پايه نتايج سرشماري و با برآوردهاي سالانه از جمعيت کل کشور ميزان واجدين شرايط با محاسبات آماري تخمين زده مي شود که به واقعيت جامعه بسيار نزديک است. قابل ذکر است که اين روال در تمام انتخابات ملاک عمل بوده و کارشناسان و خبرگان آماري نيز شبهه اي براين امر ندارند.
2- چرا درحالي که 46ميليون و 200هزار راي دهنده وجود دارد 58ميليون تعرفه راي چاپ شده است؟
پاسخ:
يكي از مسائلي كه همواره مورد شبهه از سوي برخي قرار ميگرفت، ميزان تعرفههايي بود كه براي اين دوره از انتخابات به چاپ رسيد، در اين دوره از انتخابات 57 ميليون برگه تعرفه راي به چاپ رسيد كه با توجه به جمعيت 46 ميليون و 200 هزار نفري واجدين شرايط چيزي حدود 15 تا 20 درصد بيشتر بود و اين افزايش ميزان چاپ تعرفه در تمامي دورههاي برگزاري انتخابات در طول 30 ساله اخير وجود داشته است. وعلت اساسي آن نيز وجود جمعيت شناور در هر يك از شهرستانها و شعب اخذ راي است تا مردم براي راي دادن دچار مشكل كمبود تعرفه نشوند
چاپ تعرفه هاي راي گيري با نظارت شوراي نگهبان صورت مي گيرد و در هر انتخابات به علت تسريع در عملکرد اجرايي و توزيع مناسب تعرفه هاي راي گيري در شعب شهري و روستايي سراسر کشور تعدادي تعرفه اضافه چاپ مي شود. اصل همترازي درتعداد تعرفه - يعني چاپ تعرفه ها به تعداد دقيق واجدين شرايط - از آن جهت امکان پذير نيست که جمعيت در گردش ومسافر قابل تخمين مکاني نيستند.
با چاپ تعرفه به تعداد بيشتر ، ضريب امکان حضور مردم و مشارکت اجتماعي بالاتر خواهد رفت.
نکته دوم اينکه موضوع تازگي ندارد و در تمام دوره هاي انتخابات برگزار شده در کشور اين اصل رعايت گرديده است و تعدادي تعرفه اضافي چاپ شده است.
نکته سوم اينکه اين کار يکي از امور اجرايي معمول در عرصه انتخابات است و در تمام کشورهايي که از سيستم راي گيري کاغذي استفاده مي کنند رايج و عرف است .
درمورد شبهات مطروحه ی آقای موسوی:
1- آقاي موسوي در نامه خود عدد واجدين شرائط رأي دهنده را تعداد 45 ميليون و 200 هزار نفر ذكر كرده اند كه آشكارا يك ميليون كمتر از تعداد واقعي است. همانگونه كه بارها اعلام شده، تعداد واجدين شرايط 46 ميليون و 200 هزار نفر بوده است، صرفنظر از اينكه جريان اصلاح طلب بارها اعلام ميكرد كه تعداد واجدين شرايط بيشتر از اين هم هست.
2- ايشان پذيرفته اند كه به تعداد معقولي بايد تعرفه اضافه چاپ مي شد اما نگفته اند كه اين تعداد چند تا بايد باشد؟
3- چاپ تعرفه اضافه كه طبق قانون و عرف انتخابات صورت گرفت، بارها و بارها در مطبوعات و از سوي ستاد ايشان، مورد تهاجم واقع شد كه وزارت كشور در موقع خود پاسخ آنها را داد و بر اساس وظيفه قانوني و با توجه به ميزان مشاركت بيشتر پيش بيني شده اقدام به چاپ تعرفه كرد، تا با مشكل مواجه نشود. طبيعي است تخمين دقيق و بدون خطاء تعداد رأي دهنده در هر شهرستان و يا در هر صندوق امكان پذير نيست.
4- در اين دوره از انتخابات، به منظور صيانت از آراء مردم، كليه تعرفه ها داراي سريال مخصوص و كد اختصاصي استاني بود كه امكان جابجايي را از بين مي برد تا رأي مردم با ضريب امنيتي بيشتري حفاظت گردد.
5- ما قصد اين را نداريم كه بگوييم آيا آقاي موسوي و ديگران، با سوء نيت آن فشارها را وارد مي كردند تا تعرفه اضافه چاپ نشده و در نتيجه مردم با كمبود تعرفه مواجه شوند و آنها امروز بهانه اي ديگر براي تهمت و اعتراض داشته باشند، ليكن اظهارات فعلي ايشان جاي اين سؤال را باقي مي گذارد.
6- با توجه به شكوه و عظمت حضور ملت از ساعات اوليه در سر صندوقهاي رأي، صفوف متراكمي تشكيل شده بود و به همين دليل نيز به كليه شعب گفته شد به محض آنكه تعداد تعرفه هاي باقيمانده به عدد 100 رسيد، سريعاً خبر دهيد و قبل از اتمام آنها، تعرفه هاي موردنياز براي آنها ارسال مي شد.
با اينكه تبليغات همه جانبه اي هم از سوي هواداران ايشان سازماندهي شد و به دروغ آشكار متوسل شدند كه قرار است در صندوقهاي مستقر در مساجد تقلب صورت گيرد! و مردم را به سوي صندوقهاي مستقر در مدارس دعوت كردند.
7- با توجه به قانون انتخابات، رأي دهندگان مجاز هستند در هر نقطه اي از كشور كه بخواهند رأي بدهند. لذا سيال بودن تعداد رأي دهندگان، موجب مي شود تا نتوان دقيقاً برآورد كرد كه در هر صندوق چند نفر مراجعه مي نمايند از اين رو در شعب اخذ رأي، با در نظر گرفتن آمار رأي دهندگان در آخرين انتخابات در هر شهرستان و صندوق تعداد تعرفه متناسب تحويل داده شدو تنها تعداد معدودي از شعب اخذ رأي با كمبود تعرفه مواجه شدند كه به سرعت تعرفه لازم تحويل گرديد.
3- چرا براي برخي از نمايندگان کانديداها براي رفتن پاي صندوق کارت صادر نشده است؟
پاسخ:
تنها دليل عدم صدور کارت براي نمايندگان کانديداها براي حضور پاي صندوق هاي راي عدم تکميل مدارک آنها بوده است. برخي کانديداها سعي دارند قصور و کوتاهي خود را به پاي وزارت کشور بگذارند، چرا که مهلت تحويل مدارک نمايندگان جهت صدور کارت تا 3/88/17 بوده ليکن وزارت کشور حسن نيت به خرج داده و حتي تا روز 3/88/18 نيز مدارک نمايندگان کانديداهاي معترض را به صورت دستي از ستادهاي کانديداهاي معترض پذيرفته است.
قابل ذکر است که در شهر تهران براي نمايندگان آقاي موسوي به علت نقص مدرک و پايبندي به قانون کارت تنها 300 نماينده صادر نشده است که علت اصلي آن هم نقص مدارک بوده است ولي براي کانديداي پيروز انتخابات 700 کارت به علت نقص مدارک صادر نشده است.
بنابراين تعداد نمايندگان کانديداي معترض بيش از نمايندگان کانديداي پيروز پاي صندوق هاي راي بوده است.
نکته قابل قابل توجه ديگر اين است که براساس آمار تعداد کارت هاي صادر شده آقاي موسوي در 89 درصد صندوق هاي راي کل کشور نماينده داشته است. اين درحالي است که احمدي نژاد در 72درصد، کروبي 29/5درصد و رضايي 12درصد صندوق ها نماينده داشته اند. با توجه به اينكه بيش از 92 هزار كارت براي نمايندگان كانديدا در سراسر كشور صادر شده بود، تقريبا در هر يك از شعب به طور متوسط بيش از 2 نماينده حضور داشتند.
قابل قبول است که آقاي موسوي در مورد صندوق هايي که ناظر نداشته اند داراي شک و شبهه باشد. اين شک کاملا معقول ومنطقي است اما راه حل برطرف شدن آن اين است که ايشان خواستار بازشماري تعدادي از اين صندوق ها بصورت تصادفي شوند و نتايج آنها را با صندوق هايي در همان منطقه و شهر مقايسه کنند که در آنجا ناظر داشته اند و ببينند که آيا چنان تفاوت فاحشي وجود دارد يا خير. قطعا ايشان مي دانند که براي انکه 10 ميليون راي جابجا شود بطور متوسط 10 هزار صندوق مي بايست کاملا داراي آرا واژگون شده باشد.
شناسايي و پيدا کردن اين 10 هزار صندوق اصلا کار دشواري نيست خصوصا براي جناب آقاي محتشمي رييس کميته صيانت آقاي موسوي که خود در زمينه تخلف انتخاباتي در مقام وزير کشور داراي سوابق قابل توجه هستند.
براي اينکه درباره آقاي محتشمي بيشتر بدانيد يادآوري مي کنيم که در انتخابات سومين دوره مجلس شوراي اسلامي جناح حامي دولت مهندي موسوي با سوار شدن بر موج تبليغاتي بر محور دو تايي "اسلام ناب - اسلام آمريکايي" که بطور کلي توسط حضرت امام ره بيان شده بود جمع کثيري از روحانيون باسابقه انقلاب را به داشتن "اسلام آمريکايي" متهم کردند تا بتوانند فهرست مجمع روحانيون مبارز تازه تاسيس را بجاي فهرست جامعه روحانيت مبارز به مجلس بفرستند.
در اين انتخابات که آقاي محتشمي - وزير کشور - مجري انتخابات بود گزارش هاي فراواني مبني بر تخلف در صندوق هاي راي وجود داشت. شوراي نگهبان از تاييد انتخابات خودداري کرد و به بازشماري برخي صندوق ها پرداخت که در موارد زيادي تخلف مجريان محرز شد.
دولت آقاي موسوي با مراجعه به رهبر انقلاب خواستار مداخله ايشان در انتخابات و استفاده از حکم ولايي جهت تاييد انتخابات شد.
با توجه به "شرايط حساس کشور" در نهايت امام راحل ره با صدور حکمي خواستار پايان يافتن بازشماري آرا شده و پرونده رسيدگي قانون شوراي نگهبان به تخلفات انتخاباتي مختومه شد. به دنبال حکم حضرت امام (ره) آيت الله صافي گلپايگاني دبير وقت شوراي نگهبان که امروز از مراجع تقليد هستند، از مقام خود استعفا داده و به قم مراجعت نمودند. اينکه امروز آقاي موسوي در اعتراض به نتيجه انتخابات به مراجعي چون آيت الله صافي نامه مي نويسد، اما پاسخي نمي شنود شايد چندان بي نکته نباشد.
4- چراي برخي کانديداها پيش از شمارش آرا اعلام پيروزي کردند؟
پاسخ:
خوشبختانه چند سالي است نظر سنجي در ايران جا افتاده است و بعد از افتضاح بعضي ها از جمله آقاي عباس عبدي که اين مقوله را به ابزاري براي جاسوسي تبديل کرده بودند، امروزه کارکردهاي اين موضوع براي مسوولان و عموم مردم آشکار شده است.
نتايج نظر سنجي هاي معتبر و علمي برخي مراکز دولتي و خصوصي تا 24 ساعت قبل از انتخابات حاکمي از اختلاف شديد آراي کانديداي پيروز انتخابات با کانديداي معترض داشت که هم اکنون نيز اين موضوع به خوبي آشکار گرديد.
علاوه بر نظرسنجي هاي موسسات داخلي چندين موسسه خارجي از جمله نتايج انتخابات را پيش بيني کرده بودند و در روزنامه واشنگتن پست نيز اين نتايج را منتشر نمودند.
ذکر اين نکته ضروري است که اعلام پيروزي در انتخابات به عنوان يک ترفند جنگ رواني از سوي آقاي موسوي و به سفارش بعضي اطرافيانش در روز انتخابات به کار گرفته شد تا جايي که آقاي موسوي ساعت 10 صبح از پيروزي خود به صورت قاطع خبر داد.
علاوه بر اين سايت هاي قلم نيوز، کلمه و ياري ساعت 20:30 از پيروزي قاطع ايشان خبر دادند و کار به جايي رسيد که آقاي خاتمي ساعت 21 شب پيروزي آقاي موسوي را از طريق همين سايت ها به وي تبريک گفت.
ضمنا آقاي موسوي فراموش نکرده اند که ساعت 23 شب تاريخ 3/88/22 در جمع خبرنگاران چه گفتند. وي گفته بود که اگر تقلب نشود پيروز انتخابات است و در همان ساعت تقلب گسترده در انتخابات را پيشگويي کرده بود همان گونه که خانم "عفت مرعشي" همسر آقاي هاشمي رفسنجاني اين موضوع را هنگام انداختن راي خود در صندوق اعلام کرده بود.
5- چرا وزارت کشور تجميع را به صورت رايانه اي انجام داد و نتايج را به صورت آنلاين اعلام مي نمود؟
پاسخ:
براي اولين بار در تاريخ انتخابات ايران و با توجه به پيشرفت علم روز تجميع نتايج انتخابات رياست جمهوري دهم رايانه اي انجام شد.
به اين مفهوم که شعب راي گيري نتايج خود را براساس فرم شماره 22 به صورت آنلاين براي ستاد انتخابات کشور ارسال نموده و در ستاد نيز اين نتايج به صورت آنلاين روي سايت ستاد قرار مي گرفت.
نتايج بر اساس آراي شعب سراسر کشور و به صورت تجميع شده در خروجي قرار مي گرفت و ساعت 30 دقيقه بامداد 3/88/23 رييس ستاد انتخابات کشور از تجميع 5 ميليون راي خبر داد ضمن اينکه نتايج رايانه اي با نتايج حاصل از فرم 22 / فرم شعبه ها / تطبيق داده مي شد و سپس بر روي سايت قرار مي گرفت. سوالي که از کانديداي معرتض مي کنيم اين است که جرا نمايندگان شما ساعت 2 و 30 دقيقه بامداد 3/88/23 با شنيده نتايج حاصل از تجميع که خبر از شکست قاطع شما داشت، محل ستاد را با عصبانيت ترک کردند و شبهه عدم اعتماد به تجميع رايانه اي را مطرح کردند؟
6- چرا در برخي شعبه ها تعرفه راي کم آمده است؟
پاسخ :
مشارکت بي سابقه 85 درصدي مردم در سراسر کشور بي سابقه بود و برنامه ريزي براي توزيع تعداد تعرفه ها با ديگر دوره ها کاملا متفاوت بود. شعبه ها موظف بودند که کمبود تعرفه خود را با در دست گرفتن آخرين دسته صد برگي تعرفه راي به مسوولان ذيربط اعلام نمايند تا اين کمبود جبران گردد. با توجه به تمهيدات صورت گرفته توسط ستاد انتخابات کشور هيچ شعبه اي به خاطر تمام شدن تعرفه راي گيري را متوقف نکرده است و در اسرع وقت ممکن تعرفه مورد نياز شعبه ها در اختيار آنها قرار گرفته است و شوراي نگهبان نيز ناظر بر اين موضوع بوده است.
به چاپخانهاي كه تعرفههاي اين دوره از انتخابات در آن چاپ شده بود اعلام شد كه به ميزاني، تعرفه در روز جمعه به چاپ برساند كه بر اين اساس ميزان كل تعرفه به چاپ رسيده در اين دوره از انتخابات به 58 ميليون 875 هزار رسيد كه براي برخي از استانهايي كه با كمبود تعرفه مواجه شده بودند، ارسال و مقاديري از آن در شهر تهران توزيع شد.
7- چرا از ساعت 9 تا 14 روز 23 خرداد وزارت کشور آمار جديدي ارائه نکرد؟
پاسخ:
تجميع نتايج انتخابات براساس 2 فرم صورت مي گيرد فرم شماره 22 که مخصوص شعب اخذ راي مي باشد و فرم شماره 28 که مخصوص فرمانداري ها و تجميع آمار شهرستان ها مي باشد تا ساعت 9 بامداد روز 3/88/23 تجميع به صورت آنلاين و براساس فرم شماره 22 صورت گرفت. از ساعت 9 تا 13 روند اعلام نتايج براساس فرم 22 متوقف گرديد چرا که نتايج شهرستان ها ي مختلف در قالب فرم 28 به ستاد انتخابات کشور ارسال گرديده بود و تجميع نتايج به جاي شعبه به شعبه به صورت شهرستان به شهرستان صورت گرفت تا هم دقت کار بيشتر شود هم سرعت تجميع و در نتيجه جمع بندي نهايي زودتر صورت گيرد.
در همين حين طرفداران آقاي رضايي مي گويند چطور شده است که در ساعت 9:47 دقيقه و با شماره 30506422 راي آراي وي 633048 بوده و در ساعت 13:53 دقيقه و با شمارش 34377493 راي تعداد آراي ايشان 587913 راي بوده است.
پاسخ اين شبهه نيز با تشريح روش تجميع داده مي شود. تا ساعت 9 تجميع براساس فرم 22 صورت گرفته و در ساعت 13 آمار بر اساس فرم شماره 28 بوده است که نتيجه ساعت 13 بر اساس فرم هاي شهرستان ها بوده است که ممکن است نتايج برخي صندوق ها در تجميع شهرستانها محاسبه نگرديده باشد .
در نهايت آراي آقاي رضايي 681851 راي بوده است اگر تعداد آراي نهايي آقاي رضايي کمتر از ساعت 9 بود اين شبهه وارد بود ليکن الان فقط ملاک شمارش تغيير يافته است و شبهه اي درباره اين موضوع مطرح نمي باشد.
۸ - قضیه ی "تقلب گسترده" در انتخابابت چیست؟!
پاسخ:
واژه تقلب گسترده را آقاي موسوي در نامه 7 بخشي خود به شوراي نگهبان بکار برد در حالي که هيچگونه استدلالي براي اين موضوع مطرح نکرد.
در باره اين موضوع تنها به 2 جمله از آقاي موسوي و آقاي تاج زاده / از عوامل هدايت اغتشاشات کنوني و اغتشاشات سال 78 و رييس ستاد انتخابات کشور در دوره اصلاحات / اشاره مي کنيم.
مگر نه اينکه آقاي موسوي پس از انتخابات سال 65 گفته بود جابجايي راي ها و تقلب در انتخابات توسط دولت با حضور شوراي نگهبان امکان پذير نيست. پس امروز چه چيزي تغيير کرده است.
پس از انتخابات مجلس ششم زماني که بحث تقلب در انتخابات مطرح شد، تاج زاده رييس وقت ستاد انتخابات کشور گفته بود "همه حرف من اين است که بايد به راي مردم احترام گذاشت و اين بزرگترين خيانت است که چون دوستان من به مجلس نرفته اند اصل انتخابات را مخدوش اعلام کنم و راي مردم را به هيچ بگيرم".
وي همچنين تاکيد کرد خدشه دار بودن انتخابات تهران و تقلب انتخاباتي در آن هرگز پذيرفتني نيست زيرا جفا به همه مردم است.
تاج زاده که امروز دم از تخلف در انتخابات توسط ستاد انتخابات کشور مي زند، پس از انتخابات مجلس ششم در مصاحبه خود در مشهد در باره امکان تقلب توسط ستاد انتخابات کشور گفته بود به بررسي اهم وظايف ستاد انتخابات کشور به نحو مختصر مي پردازد تا معلوم شود که ستاد مذکور از لحاظ اجرايي اصولا در امر انتخابات دخالت ندارد تا بتواند مرتکب تخلف يا جرم گردد .
ستاد انتخابات کشور که با دستور وزير کشور آغاز به کار مي کند، نهادي است فاقد شخصيت حقوقي مستقل و تنها به طور موردي به عنوان يک ستاد به منظور هماهنگي و پشتيباني ستادهاي انتخابات استان ها و مراکز حوزه هاي انتخابيه فعاليت مي کند و به هيچ ترتيبي واجد مسئوليت اجرايي يا نظارتي نيست. اصلاح طلبان به مردم گفتند که اگر مشارکت در انتخابات بالاي 70 درصد باشد امکان هرگونه تقلب در آن سلب مي شود، چه شده است که امروز آنها حرف سابق خود را پس گرفته اند؟
۹ - علت شرکت بیش از صد درصدی در بعضی از استانها چیست ؟
پاسخ:
نكته مورد تاكيد اين موضوع شركت 100.2 درصد مردم استان مازندران در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري است علت هم این است که اين استان به واسطه سفرخيزي و مقصد قرار گرفتن بسياري از سفرهاي مردم حجم بيشتري از جمعيت را در خود دارا بوده است . اين موضوع براي برخي از شهرهاي استان خراسان رضوي نيز وجود داشته اما معدل كل شركتكنندگان در انتخابات رياست جمهوري دهم 84.73 درصد است.
۱۰ - نامه ی وزیر کشور به آیت الله خامنه ای چه بود ؟
پاسخ:
يكي از موضوعاتي كه مستمسك برخي رسانههاي معاند خارجي براي ايجاد هجمه بر عليه سلامت انتخابات قرار گرفته نامهاي جعلي ازسوي وزير كشور به رهبر فرزانه انقلاب است كه در آن هيچ عرفي از لحاظ اداري و سلسله مراتب رعايت نشده و در آن به خوبي مشخص است كه اين نامه جعلي بوده و تنها با هدف تشويش اذهان ملت جعل آن صورت گرفته است.
هر نامه عرفي دارد و وقتي نامهاي از سوي وزير كشور به مقام رهبري داده ميشود به اصطلاح "از طرف " امضا نميشود. همچنين در اين نامه جعلي كه قاعدتا بايد موضوع بسيار مهمي باشد، هيچ گونه مهر خاصي از طبقهبندي اطلاعاتي و همين طور شمارهاي براي پيگيري وجود ندارد، علاوه بر اين وقتي نامهاي با سربرگ وزير كشور وجود داشته باشد، در زير آن مجددا عنوان وزير كشور نميآيد.
همين طور ادبيات نامه نيز بسيار غيرمتعارف بوده و اعدادي كه به عنوان اعداد جعلي نتايج انتخابات آمده است، پس از جمع كردن اساسا با ساير اعدادي كه در اين نامه آمده همخواني ندارد اما همين نامه از سوي برخي رسانههاي بيگانه به ابزاري براي مخدوش كردن انتخابات تبديل شده است.
۱۱- ثبت كد فرد كانديدا چه تاثیری در شمارش آرا داشت؟
پاسخ:
بارها اعلام شد كه نوشتن كد هر يك از كانديدا اساسا لازم نيست و در صورت ننوشتن كد كانديداي مورد نظر هر فرد، در برگه راي مشكلي در اين خصوص وجود ندارد و آراي افراد به هنگام شمارش بر مبناي نام و نام خانوادگي كانديدا شمارش شده و اساسا هيچ برگه رايي در هيچ شعبهاي بواسطه ننوشتن كد كانديدا باطل و يا ناديده گرفته نشده است.
۱۲ - نحوه ی نظارت بر صندوق های سیار چگونه بود ؟
پاسخ:
شبهاتي در خصوص افزايش 10 برابري صندوقهاي سيار در اين دوره از انتخابات مطرح كردند كه بر مبناي آمار موجود در هر يك از دوره ها به آن پاسخ داده شد.
در زمان برگزاري نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري كه برگزاري انتخابات بر عهده دولت ديگري بود، نسبت صندوقهاي سيار به كل صندوقها حدود 33 درصد بود اما در اين دوره از انتخابات اين نسبت حدود 3 درصد كاهش يافت و به حدود 30 درصد رسيد و علاوه بر اين نمايندگان كانديدا در صندوقهاي سيار نيز ناظر بودند و اينچنين نيست كه صندوقهاي سيار بدون ناظر و به حال خود رها شده باشند و در موقع پلمپ صندوقها نيز اعضاي هيئت نظارت و نمايندگان حضور داشند و اگر حضور نداشتند، كليگوييها در اين خصوص درست نيست و هر يك از كانديدا ميتوانند در قالب ليستي حوزهاي كه در آن به موقع پلمپ صندوق نماينده آن حضور نداشته را به ستاد انتخابات كشور براي بررسي اعلام كند.
درخصوص صندوقهاي سيار آقای موسوی مواردي را گفته اند كه از كسي مانند ايشان بعيد است، اينگونه آشكارا خلاف واقع بگويد:
1- ايشان ادعا كرده اند كه «طبق ماده قانون انتخابات رياستجمهوري تخصيص شعب سيار صرفاً براي مناطق صعبالعبور كوهستاني و مسافتهاي دور و نقاطي كه تشكيل شعب ثابت مقدور نيست تشكيل ميشود» اي كاش شماره آن ماده را ذكر مي كردند، تا با مراجعه به آن ماده معلوم مي شد كه تشكيل شعب سيار «صرفاً» براي مناطق صعب العبور و كوهستاني نيست و در ادامه ماده مربوطه چگونگي آن مشخص شده است.
آنچه در نص صريح قانون آمده اينگونه است «ماده 50 ـ هيئت اجرايي بخش با تصويب هيئت اجرايي شهرستان ميتواند براي مناطق صعب العبور و كوهستاني و مسافتهاي دور و نقاطي كه تشكيل شعب ثابت ثبت نام و اخذ رأي مقدور نيست، شعب اخذ رأي سيار تشكيل دهد، هيئت اجرايي شهرستان نيز مي تواند در صورتي كه لازم بداند نسبت به تشكيل شعب اخذ رأي سيار در مركز شهرستان و بخش مركزي اقدام نمايد...» مي بينيم كه در نامه ايشان واژه صرفاً بهكار رفته و دنباله عبارت نيز حذف شده است و اين روش تحريف قانون، غير صحيح و غير اخلاقي است.
2- اي كاش ايشان مستنداً، اعلام مي كردند كه در انتخابات رياست جمهوري هفتم، هشتم و نهم چند صندوق ثابت شهري و چند صندوق سيار وجود داشته و حالا تعداد اين صندوق ها چه ميزان است؟ ما اين اطلاعات را در سايت وزارت كشور رسماً و شفاف و مبسوط قرار دادهايم.
طبق قانون و سيره مستمره، شعب سيار، نه تنها براي مناطق صعب العبور كه همواره براي مناطق شهري، بيمارستانها، پادگانها، مناطق كم جمعيت و موارد ديگر تشكيل مي شده است.
به طور مثال در انتخابات رياست جمهوري نهم در دولت اصلاحات، از مجموع 41071 صندوق اخذ رأي، تعداد 14102 صندوق آن سيار بوده است يعني 33 درصد كل صندوقها، در حالي كه در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري از مجموع 45713 صندوق تعداد 14294 سيار بوده است، يعني 30 درصد كل صندوقها، پس ملاحظه مي شود كه درصد صندوقهاي سيار در اين انتخابات به نسبت دوره گذشته 3 درصد كاهش يافته است! از طرفي متأسفانه حتي افزايش ميزان 11 و 7دهم درصدي تعداد صندوقهاي ثابت نيز مورد اعتراض طرفداران آقاي موسوي به جهت نگراني آنها از افزايش تعداد صندوق ها، واقع شده است.
لازم است اشاره شود كه براي تعداد 27958931 رأي (كل آراء ماخوذه دردومين مرحله نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري) 14102 صندوق سيار در دولت اصلاحات پيش بيني شده و اين در حالي است كه براي كل آراء ماخوذه دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري يعني 39371214 رأي، 14294 صندوق سيار پيش بيني شد و اين نشانگر عدم صحت مطالب مطرح شده در اين خصوص از سوي ايشان است. اگر فقط افزايش مشاركت انتخابات رياست جمهوري دهم را نسبت به مرحله دوم انتخابات رياست جمهوري نهم يعني افزايش از حدود 62 درصدي به حدود 85 درصد در انتخابات دهم را در نظر مي گرفتيم، بايد تعداد كل صندوق ها معادل 41071 ضربدر 85 درصد، تقسيم بر 62 درصد يعني برابر 56307 صندوق و تعداد صندوق هاي سيار را معادل 14102 ضربدر 85 درصد تقسيم بر 62 درصد يعني برابر 19333 صندوق درنظر ميگرفتيم، كاملاً مشهود است كه به نسبت و با توجه به مشاركت 85 درصدي به مراتب كمتر از دوره نهم در نظر گرفته شده است. مضافاً اينكه فضاي جدي و رقابتي و شور و شوق و نشاط انتخاباتي و تبليغاتي قبل از انتخابات و نتايج اكثر نظر سنجي ها هم نشان از ميزان مشاركت بالاتري در دور دهم نسبت به دور نهم را نشان ميداد.
3- هيچ گونه ممانعتي براي حضور نمايندگان ايشان بر سر صندوقهاي سيار وجود نداشته و طبق تبصره ماده 8 آيين نامه اجرايي حضور نمايندگان نامزد هاي رياست جمهوري، تأمين نيازهاي نمايندگان نامزد ها به عهده نامزد مربوطه مي باشد و وزارت كشور از اين بابت هيچ گونه تكليفي ندارد، (اعضا هر شعبه بهعلاوه عوامل انتظامي 14 نفر ميباشند كه اگر نمايندگان كانديداها هم اضافه شود جابجايي آنها بسيار سخت است) اما با اين حال اعضاي اجرايي شعب نهايت همكاري را با نمايندگان كانديداها داشته ا ند.
4- اشكال ايشان مبني بر افزايش صندوقهاي سيار در تناقض با اشكال ديگرشان مبني بر عدم ارائه امكان لازم براي رأي دادن مردم است، لذا شرط صداقت اين بود كه ايشان هم درخواست افزايش صندوقهاي ثابت و هم سيار را مي نمودند. چنانكه شرح آن با اعداد و ارقام اشاره شد.
۱۳- انحراف معیار آرای اعلام شده مشکلدار بود؟
پاسخ:
در طی هفته گذشته مطالبی در بین جامعه دانشگاهی پخش شد که با استفاده از علم آمار سعی در اثبات تقلبی بودن آرا را داشت. استدلال نگارنده آن مطالب بر تقلبی بودن آمار اعلام شده توسط وزارت کشور مبتنی بر این بوده که انحراف معیار آمار اعلام شده در دوره های گذشته حدودا 10 درصد بوده است ولی در این دوره در حدود یک درصد بوده است و این اختلاف ده برابری از نظر علم آمار امکانپذیر نمی باشد.
اشتباه فرضی نگارنده آن مطالب این بوده است که جامعه آماری مورد استفاده برای تحلیل انتخابات گذشته را با این دوره یکی دانسته است درصورتیکه جامعه آماری مورد استفاده برای تحلیل انتخابات گذشته شهرستانهای کشور بوده است ولی جامعه آماری در این دوره صندوقهای رای میباشد. تفاوت این دو بدین صورت است که در روش قبلی کل جامعه آماری حدود 350 نمونه (تعداد کل شهرستانهای ایران) میباشد که در هر مرحله حدودا 40 شهرستان اعلام میگردید ولی در روش جدید کل جامعه آماری حدود 45000 (تعداد کل صندوقهای رای)میباشد که در هر مرحله 5000 صندوق اعلام شد. میزان انحراف معیار با جذر تعداد نمونه آماری رابطه معکوس دارد. این بدان معناست که نسبت میزان انحراف معیار روش اول به میزان انحراف معیار روش دوم برابر خواهد بود با جذر 5000 به جذر 40:

این بدان معنی است که انحراف معیار روش اول باید تقریبا 11 برابر انحراف معیار روش دوم باشد که نگارنده آن مطالب اختلاف تقریبا 10 برابری را نشان داده است. بنابراین، انحراف معیار موجود در آرای این دوره دلیلی بر تقلب در آرا نمیباشد.
۱۴ - علت قطعي سيستم پيامك چه بود ؟
پاسخ:
متاسفانه در اين دوره از انتخابات ، جنگ رواني ، بسيار گسترده و البته زشت و پليدي بصورت توليد و توزيع انبوه شايعات و ادعاهاي دروغ شكل گرفته بود و با پيامك در جامعه منتشر ميشد. گستردگي توليد و انتشار شايعات پيامكي در روز 5 شنبه 21 خردادماه (روز منع تبليغات) به حدي رسيد كه حتي دفتر رهبر انقلاب ناچار به انتشار اطلاعيه رسمي در عصر روز 5 شنبه و تكذيب شايعات منسوب به ايشان شد.
ادامه توليد و انتشار اين پيامكها ميتوانست بر سلامت انتخابات تاثير بگذارد. به عنوان مثال اگر پيامكي با محتواي «فلان نامزد به نفع ديگري كنارهگيري كرد» منتشر ميشد، نه فقط ميتوانست سلامت انتخابات را مخدوش كند بلكه ظلم بزرگي به يكي نامزدها روا داشته ميشد. علاوه بر اين در روزهاي منتهي به 21 خرداد ، برخي ستادها با توليد و انتشار پيامكهايي ، نامزد خود را پيروز قطعي انتخابات معرفي ميكردند كه تداوم اين كار احساس پيروزي در جامعه پيامك گيران را تقويت و نتيجه واقعي آراي كل كشور را برايشان غيرقابل باور ميكرد كه البته زمينهساز رواني آشوبهاي اخير هم شد.
تداوم قطع پيامكها بعد از انتخابات را هم طبعا بايد پيشگيري از سوء استفاده آشوبگران و هدايت كنندگان سازماندهي كنندگان آشوبها دانست.
شايد قطع شبكه پيامك كشور در روز انتخابات در كار ناظران آقاي موسوي اختلال ايجاد كرده باشد اما با توجه به اينكه در روزهاي حساس و شلوغ از نظر تبادل پيامها (مانند عيدنوروز) ، پيامكها با تاخير ارسال ميشود، جاي اين سوال باقي است كه چرا ستاد آقاي موسوي براي انتقال اطلاعات تخلفها، قصد داشتند از پيامك استفاده كنند؟! آيا به اين نكته ساده «تاخير در ارسال پيامكها در روزهاي شلوغ» توجه نكرده بودند و يا اينكه موضوع قطع پيامكها را بهانهاي و مدركي تقلبي دانستن نتيجه انتخابات قرار دادهاند؟
۱۵ – علت كندي اينترنت و فيلتر كردن سايتها چه بود ؟
پاسخ:
در روزهاي منتهي به انتخابات و ايام بعد از آن، كاربران فارسي زبان و ايراني در اينترنت بسيار زياد شده است و همان سوء استفاده از شبكه پيامك در برخي سايتها و وبلاگها را هم شاهد بودهايم. با اين حال فيلتر كردن سايتهاي خبري يكي از نامزدها كار اشتباهي بود كه جبران شد. به نظر ميرسد اگر مسوولان وزارت كشور و شوراي نگهبان نسبت به شايعات و سوالات بعضا منطقي ايجاد شده در اذهان حساس تر باشند و به سرعت به شايعات پاسخ داده و پاسخهاي قانع كننده و ايجاب كنندهاي به سوالات مطرح شده بدهند، نيازي به فيلتر كردن سايتهاي دروغپرداز و شايعه پراكن نخواهد بود.
آنچه مسلم است هر چند برخي طرفداران نامزدها بسيار متعصب هستند و حرف نامزد خود را از هر دليل و منطقي بالاتر ميدانند، اما اكثريت قريب به اتفاق مردم و افكار عمومي ايران، منصف و منطقي هستند و با ارايه اطلاعات صحيح و قانع كننده ، مجاب ميشوند.
۱۶ – پارازيت روي ماهوارهها ٬ چرا؟
پاسخ:
صرفنظر از ممنوعيت قانوني استفاده ازماهواره در كشور ما در روزهاي اخير برخي شبكههاي ماهوارهاي به طور رسمي و علني در خدمت آشوبگران قرار گرفتهاند و حتي طرز تهيه بمب دست ساز و آتش زدن سطلهاي زباله و ايجاد رعب و ناامني را آموزش ميدهند و بينندگان خود را به ايجاد آشوب و ناامني تحريك ميكنند. اخلال در امواج چنين شبكههايي با هدف جلوگيري از سازماندهي كردن آَشوبگران و اقدامي صحيح ارزيابي ميشود.
مجموعا به نظر ميرسد در كشور ما مقررات مديريت بحران، شفاف و روشن نيست. در برخي كشورها مثل آمريكا، فرمانداران ايالاتها اجازه دارند در مواقع بحراني مثل وقوع زلزله، با «بحران زده» اعلام كردن يك منطقه خاص در مدتي خاص، برخي آزاديهاي شهروندان را نقص كنند. تجربيات بحران اخير نشان داد كه جاي مقررات مشابهي در كشور ما خالي است تا در مواقع بحراني، مردم بدانند كدام يك از آزاديهاي مدني تا چه حدي و تا چه زماني نقض خواهد شد و چه رفتارهايي جرم خواهد بود و مجازات آنها چه خواهد بود و حدود اجازه نيروهاي امنيتي براي سركوب آشوبگران و محدوديتهاي ارتباطي (نظير ارسال پيامك يا اينترنت) تا چه حد خواهد بود. با فروكش كردن اين بحران، تدوين اين مقررات بايد از جمله آموزههاي بحران اخير باشد.
۱۷- محدود كردن زمان رأي گيري در ادعاهای آقای موسوی چه جوابی دارد؟
پاسخ:
محدود كردن زمان رأي گيري نيز مانند بسياري از مطالب ديگر ايشان خلاف واقع است، زيرا رأي گيري به درخواست فرمانداران و با دستور وزير كشور، 4 بار و تا ساعت 22 تمديد شد. لازم به ذكر است كه انتخابات رياست جمهوري نهم از ساعت 9 صبح شروع شده بود ولي انتخابات دهم از ساعت 8 صبح آغاز گرديد، (يعني يك ساعت زودتر) و طبق قانون تا ساعت 18 ادامه يافت و وقت دوم از 18 تا 19 تمديد شد و بار سوم از ساعت 19 تا 20 تمديد گرديد و بار چهام از20 تا 21 تمديد شدو بار پنجم از 21 تا 22 تمديد گرديد و در نهايت نيز در اطلاعيه رسمي ستاد انتخابات كشور اعلام گرديد تا زماني كه رأي دهنده در مقابل شعبات وجود دارد، افراد به داخل شعبه هدايت شده و از آنها رأي گيري به عمل آيد، به طوري كه در برخي از شعب تا پاسي از نيمه شب نيز رأي گيري ادامه داشت.
ايشان ادعا كرده اند كه 4 نفر از ستاد ايشان به وزارت كشور مراجعه نموده اند و تقاضاي ملاقات با وزير كشور جهت تمديد مهلت اخذ رأي داشته اند و به آنها اجازه ملاقات داده نشده است، در حالي كه 4 تن از نمايندگان ايشان به نام آقايان بهزاديان نژاد، علي ربيعي، مهرعليزاده و فرد ديگري به ستاد انتخابات كشور مراجعه كردند و بيش از يك ساعت با رئيس ستاد انتخابات كشور ملاقات داشتند و سخنان و درخواست هاي ايشان شنيده شد و پاسخ هاي مستدل ستاد انتخابات كشور را نيز دريافت نمودند.
۱۸- آیا انتقال صندوق ها به فرمانداري بدون ناظر بود ؟
پاسخ:
آقاي موسوي ادعاي عجيبي ديگري نيزنموده اند كه مانند بقيه سخنان ايشان، بدون استناد مي باشد.
ايشان ادعا نموده اند كه در مرحله شمارش آراء و تنظيم صورتجلسات در شعب اخذ رأي، هيچ نظارتي از سوي نمايندگان كانديداها وجود نداشته است، در حالي كه نمايندگان ايشان در صندوق هاي اخذ رأي تا پايان شمارش آراء و تنظيم صورتجلسات و امضاء فرم هاي مربوطه، در شعب اخذ رأي حضور داشته و اعداد و ارقام فرم هاي مذكور را يادداشت نموده اند و بر تمامي مراحل شمارش آراء و اعلام نتايج صندوق ها نظارت داشته اند. اين در حالي است كه تمامي صندوق ها با حضور اعضاء اجرايي شعبه، نماينده فرماندار، بازرسان، ناظران شوراي نگهبان، محافظان صندوق ها و نمايندگان نامزدها شمارش شده است، يعني موقع شمارش آراء حداقل 14 نفر در محل هر صندوق حضور داشته اند.
ايشان در بخش ديگري از نامه خود به اعلام نتايج شمارش آراء صندوق ها به وسيله صدا و سيما اعتراض كرده اند، در حالي كه اين اقدام ستودني ستاد انتخابات كشور، شايسته تقدير است زيرا در انتخابات ادوار گذشته معمولاً مردم حداقل تا 12 ساعت پس از پايان برگزاري انتخابات، هيچگونه اطلاعي از نتايج شمارش آراء نداشتند و از سوي مسئولان انتخابات به آنها اطلاع رساني نمي شد. همانگونه كه همگان از مدت ها قبل اطلاع دارند، در اين انتخابات به دليل ضرورت اطلاع رساني سريع به مردم، نرم افزاري طراحي گرديد و نتايج شعب اخذ رأي، مستقيماً از شعبه ها به ستاد انتخابات كشور ارسال مي شد و بلافاصله به صورت نوبه اي به اطلاع مردم مي رسيد. اين امر نه تنها هيچ منافاتي با قانون انتخابات رياست جمهوري ندارد بلكه در راستاي احترام به حق مردم براي اطلاع رساني سريع از نتيجه انتخابات مي باشد. ما مردم را نامحرم ندانسته و سعي نموديم هر نتيجه اي كه به ستاد انتخابات كشور مي رسد، در اختيار مردم نيز قرار گيرد. البته از ساعت 12 ظهر روز شنبه 23/03/88 كه فرم هاي 28 انتخابات (اعلام نتايج شهرستانها) به تعداد معتنابهي رسيد، اعلام نتايج بر اساس اين فرم ها ادامه يافت.
اگر آقاي موسوي ادعا دارند كه نتايج انتخابات و تجميع آراء واقعي نبوده، مي بايست دلايل خود را اعلام و مستندات خويش را ذكر مي نمودند.
ايشان با ذكر نامه نمايندگان 3 نفر از نامزدها، ادعا كرده اند كه اين نمايندگان كه در ستاد انتخابات كشور مستقر بودند، از جريان اعلام نتايج بي خبر بوده اند. اي كاش ايشان بدون عصبانيت، لحظه اي در قانون انتخابات تأمل مي كردند تا مي فهميدند كه ستاد انتخابات كشور، صرفاً موظف است نتايج فرم هاي 28 (اعلام نتايج شمارش آراء شهرستان ها) را به نمايندگان نامزدها اعلام نمايد و ارائه نتايج فرم هاي رايانه اي واصله از شعب اخذ رأي به اين افراد بر عهده وزارت كشور نيست. البته در راستاي اجراي قانون، كليه فرم هاي 28 واصله از شهرستان ها بدون تأخير به اين نمايندگان ارائه مي شد. نكته قابل ذكر اينكه نمايندگان برخي نامزدها، وقتي در ساعت حدود 6 صبح از ناكامي نامزدهاي خود مطلع شدند، ستاد انتخابات را به اختيار خود ترك نمودند.
۱۹ - آیا آرایش نسبت آرا در کل کشور شک برانگیز نیست ؟
پاسخ:
يكي از مسائلي كه به نظر آقاي موسوي قابل تأمل بوده و صحت انتخابات را مورد ترديد قرار داده، نسبت تقريباً ثابت آراء كانديداها در تمام مناطق كشور بوده است! در اين رابطه ذكر موارد زير مفيد به نظر ميرسد.
1- توجه ايشان را به اين نكته معطوف مي داريم كه آراء كانديداها در مناطق كشور ثابت نبوده و به عنوان مثال خود ايشان در رتبه بندي آراء، در استانهاي آذربايجان غربي و سيستان و بلوچستان نفر اول مي باشند.
2- اگر مردم كشور در اكثريت بالايي از شهرستانها، جناب آقاي دكتر احمدينژاد را مورد اعتماد و تأييد قرار داده اند، بهتر است آقاي موسوي دليل اين امر را در عملكرد و شعارهاي ايشان جستجو كند و اصل انتخابات و حماسه عظيم قريب به40 ميليوني ملت بزرگ ايران را زير سؤال نبرد.
3- ادعاي ايشان در مورد عدم كسب اكثريت آراء نامزدها در محل تولدشان، ناشي از اطلاعات كذبي است كه به ايشان رسيده وگرنه بر طبق نتايج انتخابات كه در صدا وسيما نيز اعلام شده و نيز آماري كه هم اكنون در سايت پرتال وزارت كشور وجود دارد، آقاي موسوي در زادگاه خود يعني در شهرستان شبستر، آقاي رضايي در شهرستان لالي و آقاي احمدينژاد در گرمسار حائز اكثريت آراء شده و آراء آقاي كروبي در شهرستان اليگودرز حائز بهترين نتيجه خود در كل كشور يعني در رتبه دوم قرار دارد. ضمن اينكه به لحاظ عقلي هم هيچ الزامي وجود ندارد كه حتما اهالي يك شهرستان به همشهري خود رأي دهند.
4- اعلام نتايج به تفكيك استانها و شهرستانهاي سراسر كشور از سوي ستاد انتخابات كشور رسماً منتشر و توسط صدا وسيما و جرايد و رسانه ها اعلام گرديد. هم اكنون نيز براي اولين بار در طول تاريخ انتخابات، اعلام نتايج انتخابات به تفكيك شعب اخذ رأي از سوي ستاد انتخابات كشور در حال انجام است كه به خودي خود نشانگر صحت انتخابات و اطمينان برگزار كنندگان از درستي عملكرد خويش مي باشد.
۲۰- تطمیع ملت برای رای دادن به احمدی نژاد! ٬ چرا ؟
پاسخ:
در قسمت انتهايي نامه آقای موسوی كه اشاره به تخلفات ادعايي مربوط به قبل از برگزاري انتخابات از قبيل استفاده از رسانه ملي، استفاده از وسايل نقليه دولتي، افتتاح پروژههاي عمراني، پرداخت معوقه كاركنان دولت، توزيع سهام عدالت و امثال آنها را داشته است، لازم به ذكر است با اين گونه ادعاها هيچ خدشه اي به رأي مردم وارد نمي شود.
مردم فهيم و آگاه ما با توجه به همه اين تبليغات و مباحثات به نامزد مورد نظر خود رأي داده اند و اين موضوعات قبل ازبرگزاري انتخابات هم از سوي ايشان و طرفدارانشان و رسانه هاي همسو با حجم وسيع مطرح گرديد و ليكن مردم براساس شناخت خود از نامزد ها 40 ميليون رأي به صندوق ها ريختند و سرنوشت انتخابات را با رأي خود رقم زدند. بديهي است تك تك آراء 40 ميليوني مردم فارغ از اينكه به چه نامزدي تعلق گرفته است، براي مسئولين برگزار كننده انتخابات محترم است.
و در آخر آقاي موسوي بايد به اين نكته توجه داشته باشد كه اگر خدمات دولت و مقدمات انتخابات را باعث ابطال انتخابات مي دانستند، بايد از ابتدا با اعلام باطل بودن انتخابات در انتخابات شركت نمي كردند نه اينكه پس از عدم كسب رأي لازم در انتخابات، موضوعات اتفاق افتاده ادعايي قبل از برگزاري انتخابات را بهانه اي براي ابطال آراء حدود 40 ميليوني رأي ملت اعلام مي كرد.
رفتار آقاي موسوي اين ذهنيت را تقويت ميكند كه ايشان با اين هدف شركت كردند كه اگر موفق به كسب اكثريت آراء شدند، انتخابات خوب است و اگر شكست خوردند انتخابات باطل و بد است. ازجناب آقاي موسوي خواستاريم به قانون و رأي مردم احترام قائل شده و قانونگرايي را در رفتار خودشان نشان دهند.
آیا احمدی نژاد معتقد به خلیج عربی هست ؟!
این مطلب را می نویسم چون می بینم این روزها مدام تکرار می شود که احمدی نژاد در اجلاسی شرکت کرد که عنوانش «شورای همکاری کشورهای خلیج عربی» بود، یا در زیر تابلویی که عبارت «خلیج عربی» بر آن نوشته شده بود، نشست. این ادعا را کسانی تکرار می کنند که مطمئن هستم سواد عربی شان در حدی هست که بفهمند دارند چه اشتباه بزرگی می کنند، اما وقتی مدام این اشتباه را تکرار می کنند یا باید در سواد و نخبگی شان شک کرد یا در صداقتشان.
عکس را در ایـنــجـا ببینید.
عنوان اجلاسی که احمدی نژاد در سال ۱۳۸۶، به شرکت در آن دعوت شد (و اگر آن دعوت را نمی پذیرفت به طور حتم از سوی همین کسانی که او را به خاطر شرکت در آن اجلاس شماتت می کنند به ماجراجویی و تشنج و تنش آفرینی در روابط با همسایگان متهم می شد)، «مجلس التعاون لدول الخلیج العربیه» بود. مخالفان باسواد احمدی نژاد، عنوان این اجلاس را اینگونه ترجمه می کنند: «شورای همکاری دولتهای خلیج عربی». در حالیکه هر دانش آموزی، با سوادِ عربی دوم راهنمایی می داند که ترجمه درست این عبارت، «شورای همکاری دولتهای عربی خلیج» است. چرا؟ توضیح می دهم:
کلمه «العربیة» در این عبارت به «ة»، ختم شده است، یعنی به شکل مونث به کار رفته است. در قواعد زبان عربی، صفت کلمه مونث، مونث و صفت کلمه مذکر، مذکر است. بنابراین در این عبارت، کلمه «العربیة»، صفت یک کلمه مونث است. در عبارت «دول الخلیج العربیة»، کلمه «خلیج»، دارای جنسیت مذکر است، نه مونث. بنابراین «العربیة»، نمی تواند صفت خلیج باشد. اگر صفت خلیج بود، این عبارت باید به این شکل می آمد: «دول الخلیج العربی».
اما کلمه «دول» که جمع مکسر کلمه غیر جاندار «دولة» است، از نظر جنسیت، مونث است. بنابراین روشن می شود که کلمه العربیة، صفت کلمه «دول» است و نتیجه اینکه ترجمه درست «دول الخلیج العربیة»، «دولتهای عربی خلیج» است نه «دولتهای خلیج عربی».
یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری، اخیرا در سخنرانی اش در پاسخ به سئوال انتقادی یکی از حضار که به خاطر ایام فاطمیه، لباس مشکی پوشیده بود گفته است: «به جای مشکی، لباس قرمز بپوشید ولی دروغ نگویید.» با این حال ایشان در همان سخنرانی، مدعی شده اند احمدی نژاد در اجلاسی شرکت کرده که عنوان «خلیج عربی» داشته است. من هم به نوبه خودم، خدمت این کاندیدای محترم عرض می کنم «به جای شال سبز، کراوات به گردن بیندازید ولی دروغ نگویید»!
توضيح تكميلي
آدرس زير، بخش ترجمه سايت گوگل است که کلمه ها، عبارتها و جمله عربي را به انگليسي ترجمه مي كند:
http://translate.google.com/translate_t?hl=en&sl=ar&tl=en#
دوستاني كه در صحت ادعاي بنده شك دارند، مي توانند هر دو عبارت «مجلس التعاون لدول الخلیج العربیة» و «مجلس التعاون لدول الخلیج العربی» را در اين صفحه یا هر صفحه ترجمه دیگری در اینترنت وارد كنند و ترجمه آنها را با هم مقايسه كنند.
كساني هم كه حوصله ندارند، مي توانند اينجا را كليك كنند و ترجمه انگليسي هر دو عبارت را با هم مقايسه كنند. همانطور كه مي بينيد ترجمه انگليسي اين دو عبارت به ترتيب از اين قرار است:
The Cooperation Council for the Arab States of the Gulf
The Cooperation Council for the Arab Gulf States
با تشکر از وبلاگ آرمانشهر
آیا نقش زن در دولت نهم کمرنگ شد و به حاشیه سپرده شد؟
امروزه هيچ قانوني نداريم كه فرقي بين زن و مرد در حقوق انساني و مناسبات اجتماعي ايجاد كند. نقش زنان در انقلاب زياد بوده است. پس از پيروزي انقلاب تا امروز هم بانوان كشور در همه صحنهها خيلي نقش داشتند و انقلاب، ميداني باز كرد كه خانمها بيش از آقايان در برخي عرصهها فعاليت و حماسه خلق كردند و امروز تعداد محصلين و دانشجويان زن- دختران تحصيلكرده در مراكز عالي- بيانگر اين واقعيت است و همينطور عده زناني كه در مراكز پزشكي و درماني در مراكز گوناگون علمي و پژوهشي در اين كشور مشغول كار و تحقيق هستند، بيشتر از گذشته است. به طوري كه ما مشاركت زنان و جوانان مستعد با رعايت مراتب شايسته سالاري را در مديريت كشور شاهد هستيم.
افزايش 10 درصدي زنان كارمند دولت طي 10 سال گذشته
براساس آخرين آمار وضعيت زنان در زمينه هاي اجتماعي ، فرهنگي ، هنري ، آموزشي ،بهداشتي و سياسي ، جمعيت زنان در سال 1385 ، بيش از 34،600،000نفرشمارش شده كه اين رقم حدود 49 درصد جمعيت كل كشور بوده است ومتوسط رشد جمعيت زنان طي ده سال گذشته برابر 52/1بوده است وبيش از 50 در صد جمعيت زنان زيرسنين 25 سال قرار دارند.
همچنين تعداد مواليد در سال 1386 حدود 000/300/1 نفربوده است كه 87/48 درصد آنها مواليد دختربوده اند كه اوج افزايش تعداد مواليد در دهه اول بعداز انقلاب اسلامي بوده و بعد از آن تعداد مواليد درهر سال كاهش پيدا كرد ه است ولي امروزه مواليد دهه اول انقلاب درسنين ازدواج وباروري هستند واحتمالا سالهاي آينده شاهد رشد مجدد تعداد مواليد خواهيم بود .
طلاق ثبت شده در سال 1386 بيش از 99.800 مورد بود
تعداد ازدواج ثبت شده در سال 1386 بيش از 840 هزار مورد بوده و ميانگين سن دراولين ازدواج در سال 1385 ، 2/23 سال براي زنان و 2/26 سال براي مردان برآورد شده است كه روند افزايشي اين شاخص در سالهاي اخير قدري كنترل شده و اندكي كاهش يافته است همچنين تعداد طلاق ثبت شده در سال1386 بيش از 99800 مورد بوده و نسبت طلاق به ازدواج در اين سال 12 درصد است بطوريكه مي توان گفت از هر 8 ازدواج يك ازدواج به طلاق انجاميده است البته بيشترين ميزان طلاق نسبت به جمعيت در استان تهران به وقوع پيوسته است .
ميزان باروري نسبت به 30 سال گذشته 2/4 كاهش داشته است
اميد به زندگي د ر بدو تولد در سال 1386 حدود 75 سال براي زنان و 2/70 سال براي مردان برآورد شده است كه اين شاخص براي زنان طي 30 سال گذشته بيش از 18 سال افزايش داشته است ، ميزان باروري كل در سال 1385 ، 1/2 فرزند برآورد شده كه نسبت به 30 سال گذشته 2/4 فرزند كاهش داشته است و اين مسئله حاكي از كنترل جمعيت در كشور طي سالهاي گذشته بوده است ، در صد زنان شاغل نسبت به كل شاغلين كشور در سال 1385 ، 6/13 در صد برآورد شده كه اين رقم نسبت به 10 سال گذشته 3/12 درصد افزايش داشته است .
افزايش 32 درصدي زنان سرپرست خانوار طي 30 سال گذشته
6/36 در صد زنان شاغل در بخش خدمات ، 8/31 درصد بخش صنعت و 6/13 در صد بخش كشاورزي مشغول به كار هستند . همچنين 7/59 در صد زنان شاغل در بخش خصوصي و 3/37 درصد در بخش دولتي مشغول به كا ر هستند ، تعداد كاركنان زن در سال 1385 بيش از 750.000 نفر گزارش شده كه اين رقم 6/33 در صد كل كاركنان دولت است و نسبت به ده سال گذشته ، 10 در صد افزايش داشته است ، در صد زنان سرپرست خانوار به كل سرپرستان خانوار كشور در سال 1385 ، 46/9 در صد برآورد شده كه نسبت به 10 سال گذشته 13 در صد و نسبت به 30 سال گذشته 32 در صد افزايش داشته است .
تعداد مستمري بگيران زن از كميته امداد امام خميني (ه ) در سال 1385 بيش از 2.100.000 نفر بوده است كه اين رقم 51 در صد كل مستمر ي بگيران را شامل شده است و نسبت به سال 1378، 7 درصد كاهش داشته است البته در سال 1384 ، 7/64 در صد مستمري بگيران كميته امداد را زنان تشكيل مي دادند كه اين نسبت در سالهاي اخير در مورد مردان افزايش و در مورد زنان كاهش داشته است همچنين براساس آمار سال 1385 نرخ زنان باسواد نسبت به كل جمعيت زنان بالاي 6 سال 34/80 درصد برآورد شده است كه اين رقم 68/46 درصد كل باسوادن كشوربوده است و نسبت به 30 سال گذشته بيش از 126در صد افزايش داشته است .
كاركنان زن آموزش و پرورش بيش از 285 درصد در 30 سال گذشته افزايش داشته است
تعداد دختران دانش آموز در سال 1387 بيش از 6791000 نفر گزارش شده كه اين رقم 6/48 درصد كل دانش آموزان را شامل مي شود و به دليل كنترل جمعيت نسبت به 10 سال گذشته 3/20 در صد كاهش يافته است ، البته نسبت به 30 سال گذشه 144 در صد افزايش داشته است كه حدود 63 در صد دانش آموزش مقطع پيش دانشگاهي را دختران تشكيل مي دهند كه تعداد كاركنان زن آموزش و پرورش در سال 1386، 522، 511 نفر گزارش شده كه اين رقم 51 در صد كل كاركنان آموزش و پرورش است و نسبت به 30 سال گذشته بيش از 285 در صد افزايش داشته است .
افزايش 4/71 در صد آموزشياران زن نهضت سواد آموزي در20 سال اخير
تعداد آموزشياران زن نهضت سواد آموزي در سال 1385 حدود 41.800 نفرگزارش شده كه اين رقم 72/84 در صد كل آموزشيان است و نسبت به 20 سال گذشته 4/71 درصد افزايش داشته است ، تعداد سواد آموزان زن در سال 1385 حدود 1.150.000 نفربوده است كه اين رقم 65/85 در صد كل سواد آموزان را شامل مي شود و نسبت به 20 سال گذشته 75/58 درصد افزايش داشته است ، تعداد كل دختران شركت كننده در آزمون سراسري سال 1387 ، ( 847 ، 756 ) نفربوده است كه اين رقم 19/63 درصد كل شركت كنندگان در اين سال است و نسبت به 25 سال گذشته 7/ 5 برابرشده است .
دانش آموختگان زن در مراكز آموزش عالي نسبت به 30 سال گذشته 7/6 افزايش داشته است
تعداد پذيرفته شدگان زن در مراكز آموزش عالي دولتي درسال 1386 ، ( 634 ، 285 ) نفر گزارش شده كه اين رقم نسبت به 30 سال گذشته 20 برابر شده است ، در سال 1386 در صد دختران پذيرفته شده نسبت به كل پذيرفته شدگا ن در مقطع كارداني 27/44 درصد ، در مقطع كارشناسي 4/63 درصد، در مقطع كارشناسي ارشد 3/42 درصد و در مقطع دكتري 7/44 درصد بوده است ، تعداد دانش آموختگان زن در مراكز آموزش عالي دولتي د رسال 1385 ، ( 93.686 ) نفرگزارش شده كه اين رقم 7/52 درصد كل فارغ التحيصلان است و نسبت به 30 سال گذشته 7/6 برابرشده است ، تعداد كاركنان آموزشي زن در مراكز آموزش عالي دولتي در سال 1386 ، (16.476 ) نفر گزارش شده كه اين رقم 20 در صد كل كادر آموزشي دانشگاه ها را تشكيل مي دهد و نسبت به 30 سال گذشته 7 برابر شده است .
افزايش 7 درصد زنان داوطلب براي نمايندگي دوره هشتم مجلس نسبت به دوره اول
تعداد زنان داوطلب براي نمايندگي دوره هشتم مجلس شوراي اسلامي 585 نفر بوده است كه اين رقم 16/8 در صد كل داوطلبين است و نسبت به داوطلبين زن در دوره اول مجلس بيش از 7 برابر شده است ، تعداد نمايندگان زن در دوره هشتم مجلس شوراي اسلامي 8 نفر بوده كه اين رقم 76/2 درصد كل نمايندگان است و نسبت به نمايندگان زن در دوره اول مجلس 2 برابر شده البته نسبت به دوره پنجم 8/42 در صد كاهش داشته ، تعداد زنان عضو شوراهاي اسلامي شهر و روستا در دوره سوم 491.1 نفر گزارش شده كه اين رقم نسبت به دوره اول 44/8 در صد افزايش داشته است .
كتاب هاي منتشرشده توسط زنان نويسنده در سال 1386 ، 5378 نسخه بوده است
تعداد سازمانهاي غيردولتي زنان كه تا پايان سال 1386 اجازه فعاليت گرفته اند به 980 تشكل رسيده كه اين رقم طي 10 سال گذشته بيش از 16 برابرشده است براساس آخرين اطلاعات منتشر شده از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي از مجموع 3420 نشريه منتشر شده طي 30 سال گذشته 143 نشريه با موضوعيت زنان و خانواده بوده است كه اين رقم 4 درصد كل نشريات را شامل مي شود ، همچنين از مجموع نشريات منتشره در سطح كشور 369 نشريه يعني 11 در صد آنها توسط زنان منتشرمي شود ، تعداد زنان صاحب امتياز و مدير مسئول كه طي سالهاي 1383 الي 1386 موفق به اخذ مجوز نشريه شده اند 249 نفربوده است كه اين رقم 10 درصد كل صاحبان نشريات است و طي دو دهه اخير بيش از 15 برابر شده است ، تعداد كتابهاي منتشره شده با موضوع زنان و خانواده در سال 1386 ، 407 نسخه بوده است كه اين رقم نسبت به 10 سال پيش 7/180 در صد افزايش داشته است ، همچنين تعداد كتابهاي منتشر شده توسط زنان نويسنده در سال 1386 ، 5378 نسخه بوده است كه اين رقم 24/23 در صد كل كتابهاي منتشر شده در اين سال بوده و نسبت به 10 سال پيش بيش از 5 برابر شده است.
تعداد زنان مولف نسبت به 10 سال پيش نزديك به 5 افزايش داشته است
تعداد زنان مولف در سال 1386 ، 3643 نفر گزارش شده كه اين رقم 6/16 در صد كل مولفان كشور در اين سال بوده و نسبت به 10 سال پيش نزديك به 5 برابر شده است ، تعداد زنان مترجم در سال 1386 ،1365 نفر گزارش شده كه اين رقم 7/23 در صد كل مترجمان در اين سال بوده و نسبت به 10 سال پيش بيش از 250در صد افزايش داشته است ، تعداد زنان صاحب اثر برگزيده در سال 1386 ، 6 نفر گزارش شده كه اين رقم نسبت به سالهاي قبل رشد چشمگيري داشته است .
تعداد تئاترهاي اجراشده توسط كارگردانان زن در سال 1386 ، 12 مورد است
تعداد زنان قاري و همچنين حافظ قرآن در سطح مسابقات ملي تا سال 1386 ، 40 نفرگزارش شده كه تعدادي از آنها به مسابقات بين المللي قرآني راه يافته اند همچنين تعداد زنان داور مسابقات قرآني 15 نفر بوده است كه اين رقم 50 در صد كل داوران مسابقات قرآني كشور است ، تعداد تئاترهاي اجراشده با موضوع زنان و خانواده 10 مورد بوده است كه نسبت به سالهاي قبل 67/66 درصد افزايش داشته است، همچنين تعداد تئاترهاي اجرا شده توسط كارگردانان زن در سال 1386 ، 12 مورد بوده است كه اين رقم4/44 در صد كل تئاتر هاي اجراشده در اين سال است و نسبت به سالهاي قبل 140 در افزايش داشته است.
افزايش 2 در صدي آثار برگزيده زنان نسبت به مردان در جشنواره هاي داخلي هنرهاي تجسمي
تعداد آثار نمايشگاههاي هنرهاي تجسمي با موضوع زنان و خانواده در سال 1386 ، 500 اثربوده كه نسبت به سالهاي قبل بيش از 3 برابر شده است ، همچنين تعداد نمايشگاههاي هنرهاي تجسمي برگزارشده توسط زنان در سال 1386 ، 6 نمايشگاه بوده كه اين رقم 30 در صد كل نمايشگاههاي هنرهاي تجسمي در اين سال بوده و نسبت به سالهاي قبل 20 در صد افزايش داشته است ، تعداد آثار برگزيده زنان در جشنواره هاي داخلي هنرهاي تجسمي در سال 1386 ، 30 اثربوده كه اين رقم بيش از 2 برابر آثار مردان در اين سال است و نسبت به سال هاي قبل 200 در صد افزايش داشته است ،تعداد كل زنان عضو خانه سينما تا سال 1386 ، 696 نفر بوده كه بيشترين گروه آنان شامل انجمن بازيگران ، انجمن چهره پردازان و انجمن منتقدان است .
افزايش 3 در صدي ورزشكاران زن نسبت به 10 سال گذشته
تعداد بانوان ورزشكار تحت پوشش هيات هاي ورزشي سازمان تربيت بدني در سال 1385 بيش از 3.246.000 نفر گزارش شده كه اين رقم نسبت به 20 سال پيش ، بيش از 16 برابر افزايش داشته است ،
تعداد مربيان و داوران ورزش بانوان كشور در سال 1385 ، 71 هزار و 650 نفرگزارش شده كه اين رقم نسبت به 10 سال پيش ، بيش از 3 برابر افزايش داشته است .
1- انضباط پولي
1-1-
پاسخ:
الف- تورم در دولت نهم کمتر از تورم در دولتهاي پيشين بوده است
دولتهاي قبلي رکوردداران نرخ تورم در کشور ميباشند. دولت هاشمي رکورددار نرخ تورم اقتصاد ايران است (تورم 50% سال 74 و تورم 34% سال 73). بعد از هاشمي دولت موسوي با تورم 28.5% در سالهاي 66 و 67 در جايگاه دوم قرار دارد.
انتقاد به تورم دولت نهم درحالي است که نرخ تورم در اين دولت در دو سال اول کاهش يافت (از 15% در سال 83 به 12% در سال 84 و 13% در سال 85). سپس در سال 86 افزايش يافت و در سال 87 به 25% رسيد.

ب- افزايش حجم نقدينگي يکي از چندين علل تورم بوده است
گرچه بخشي از تورم در دولت نهم مربوط به افزايش حجم نقدينگي بوده است، اما در کنار آن، عوامل ديگري نظير تورم وارداتي نيز موثر بودهاند. بسياري از صنايع و توليدات کشاورزي ما وابسته به مواد خام وارداتي ميباشند. لذا گران شدن واردات مستقيم و غير مستقيم بر افزايش قيمتهاي داخلي موثر است. علاوه بر اين، افزايش مشکوک قيمتها توسط شبکه انحصاري توزيع کالا در کشور، رکود بورس، حس رواني در حرکت به سمت بازار مسکن نيز در ايجاد تورم نقش داشتند.
ج- نقدينگي در همين فاصله زماني در دولتهاي قبلي نيز دو برابر شد
با بررسي آمار نقدينگي از اول انقلاب تاکنون در مييابيم که نقدينگي هر 2، 3 سال يكبار 2 برابر شده است. حالا چطور شده كه اين افزايش در دورههاي قبل عادي بوده و در دوره آقاي احمدينژاد تبديل به فاجعه شده است!
در دوره آقاي هاشمي حجم نقدينگي ظرف دو سال (73 تا 75) از 6 هزار ميليارد تومان به 11 هزار ميليارد افزايش يافت (حدود دو برابر) شد. نقدينگي ظرف سه سال (1377 تا 1380) دو برابر شد. نقدينگي در دولت هشتم نيز طي دوره 1380 تا 1383 تقريبا 2/2 برابر شد. در دولت نهم نيز بعد از سه سال حجم نقدينگي در پايان سال 1386 به رقم 164 هزار ميليارد تومان رسيد يعني كمتر از 4/2 برابر.

د- دولت نهم نسبت به پيشينيان عملکرد بهتري در خصوص نقدينگي داشته است
حمله به دولت نهم در حالي صورت ميگيرد که اين دولت موفق شد تا نرخ رشد نقدينگي را به 16.7% در سال 87 کاهش دهد. دولت نهم نسبت به دولتهاي پيشين عملکرد بهتري در اجراي اهداف برنامه چهارم در زمينه نقدينگي داشته است. هدف برنامه اول توسعه كنترل نقدينگي در سطح 8% بوده است اما در عمل ميزان آن به 28% رسيد. در برنامه دوم توسعه هدف كنترل نقدينگي در سطح 12% بوده است كه عملاًَ ميزان آن به 26% رسيد. تهيهكنندگان برنامه متوجه سختي كنترل نقدينگي شدند و ميزان نقدينگي را در اهداف برنامه افزايش دادند و در برنامه سوم آن را 16% تعيين كردند كه در عمل به 29% رسيد. متوسط نقدينگي سالانه در برنامه چهارم 20 درصد تعيين شده بود كه در عمل 26% را نشان ميدهد كه البته اين رقم ميانگين است، چرا كه در سال 85 رشد نقدينگي بسيار زياد بود اما در سال 86 و 87 بسيار كاهش يافت.
1-2-
دولت نهم با افزايش مخارج و همچنين برداشت بيرويه از صندوق ذخيره موجب افزايش حجم نقدينگي شد.
پاسخ: افزايش نقدينگي و پايه پولي به سبب بدهي بانکها به بانک مرکزي بود
علت اصلي افزايش حجم نقدينگي در دولت نهم نه تبديل ارزهاي نفتي به ريال، بلکه بدهيهاي بانکها به بانک مرکزي ميباشد که از طريق پايه پولي موجب افزايش حجم نقدينگي شد.

دولت نهم نرخ رشد خالص داراييهاي خارجي در پايه پولي را کاهش داد. اين نرخ نسبت به نرخهاي 600% و 55% دولت خاتمي کاهش يافت و به 18% در سال 86 رسيد. با اين اقدام دولت سهم خالص داراييهاي خارجي در رشد پايه پولي از 51% در سال 85 به 24% در سال 86 رسيد.
در واقع كاهش استفاده از منابع ارزي توسط دولت و تحمل بيشتر دولت در تبديل دلارهاي ارزي، بايد رشد پايه پولي و نقدينگي را به شدت کاهش ميداد. اما متاسفانه ضعف نظام بانکي باعث شد تا بدهي بانكها به بانك مركزي 150% رشد يافت و سهم اين متغير در رشد پايه پولي در سال 86 حدود 4 برابر شد. گرچه آن بخش از پايه پولي كه معمولا توسط دولت افزايش پيدا ميكرد، در سال 86 مهار شده اما در عمل رشد پايه پولي 4 درصد هم بيشتر شد چرا که بدهي بانكها به بانك مركزي افزايش يافت.
2- انضباط مالي
2-1- کسري بودجه و وابستگي به نفت در دولت نهم افزايش يافت
دولت نهم کسري بودجه زيادي دارد. گرچه واردات زياد موجب شد تا خالص داراييهاي بانک مرکزي افزايش نيابد و حجم نقدينگي نيز در آن حد وحشتناک افزايش نيابد، اما حداقل بيانضباطي دولت باعث شد تا اولا موجودي صندوق ذخيره کاهش يابد، ثانيا کسري تراز تجاري ايجاد شود، ثالثا حجم دولت افزايش يابد که بار آن به دوش دولتهاي بعدي ميافتد. دولت نهم علارغم شعارها وابستگي بيشتري به پول نفت پيدا کرد.
پاسخ:
الف- در دولت نهم وابستگي بودجه به نفت کاهش يافت
نسبت درآمدهاي نفتي به کل درآمدهاي دولت در دولت نهم بطور مرتب کاهش يافت. اين درحالي است که در دولتهاي خاتمي و هاشمي همواره اين نسبت بسيار بيشتر از دولت نهم بوده است.

ب- حجم دولت نهم بطور متوالي کاهش يافت
دولتها در ايران همواره با افزايش مخارج جاري روبرو بودهاند. اما دولت نهم توانست نرخ رشد پرداختهاي جاري را از 40% در سال 84 به نزديک صفر برساند که در اقتصاد ايران بينظير است. اين اقدام دولت در کنار واگذاريهاي بيسابقه شرکتهاي دولتي به بخش خصوصي، پايبندي عملي وي به کاهش يافتن حجم دولت را نشان ميدهد.
اين در حالي است که دولتهاي قبل در اين زمينه بسيار ضعيف عمل کردند بطوريکه بالاترين نرخ رشد مخارج دولت در کارنامه ايشان ثبت گرديده است (سال 72 هاشمي و سال 81 خاتمي).

ج- کسري بودجه دولتهاي پيشين بسيار بيشتر بوده است
کسري بودجه محصول ساختار بيمار اقتصاد ايران است که بطور خاص در دولت موسوي و هاشمي پايهگذاري شد. ايجاد گسترده شرکتهاي دولتي، استخدام وسيع دولتي و عدم بسترسازي براي اداره مخارج بر اساس ماليات در طي ادوار گذشته باعث شده تا اقتصاد ايران يک اقتصاد دولتي همراه با وابستگي شديد به درآمدهاي نفتي باشد.
در دولت موسوي بيش از 50% بودجه دولت با كسري مواجه شد و نرخ رشد کسري بودجه در سال 65 به 120% رسيد. اين نرخ در دولت هاشمي افزايش يافت و در سال 70 به 170% افزايش يافت. دولت هاشمي براي پوشاندن کسري بودجه خود استقراض خارجي کرد و موجب شد تا در سال 74 نرخ رشد پايه پولي به 44% و نرخ رشد حجم نقدينگي به 38% برسد.
رکورد نرخ رشد کسري بودجه مربوط به سال 81 در دولت خاتمي است. در اين سال مقدار کسري بودجه به بيش از 20 برابر سال قبلش رسيد. همچنين نرخ کسري بودجه در سال 77 به 400% رسيد. دولت خاتمي با استفاده از تعيين نرخ ارز تلاش کرد تا به نوعي کسري بودجه را پنهان کند. اما اين كار خالص ذخاير ارزي بانك مركزي را افزايش داد و تنها در سال 81 به نرخ رشد بيسابقه 600% رساند.
د- اصلاح نظام مالياتي اقدام مهم دولت نهم براي درمان اساسي کسري بودجه
دولت نهم با بررسي مشکلات اساسي اقتصاد ايران، تصميم گرفت تا با اصلاح نظام مالياتي (ماليات بر ارزش افزوده) براي اولين بار مشکل عدم تامين درآمدهاي مالياتي و وابستگي بودجه به نفت را برطرف کند تا جايي که حداقل مخارج جاري از محل ماليات تامين شود.
گرچه دولت نهم نرخ مخارج جاري خود را کاهش داد اما با اين حال تحمل فشار مالي آسيبهاي گسترده خشکسالي به بخش کشاورزي توسط دولت و مصوبات مجلس شوراي اسلامي در الزام دولت به افزايش هزينهها، و تحمل تحريمهاي اقتصادي گسترده خارجي، موجب کسري بودجه شد.
2-2- دولت برداشت بيرويه از صندوق ذخيره ارزي داشته است
دولت نهم با برداشت بيرويه از صندوق ذخيره ارزي، آن را خالي کرده است. اين در حالي است که صندوق ذخيره براي کمک به بخش خصوصي ايجاد شده است و دولتها حق برداشت از صندوق را جز در موارد اضطراري ندارند.
پاسخ: عملکرد دولت نهم در استفاده از صندوق ذخيره بهتر از دولت پيشين بود
مجموع درآمد نفتي كشور طي 8 سال گذشته يعني از زمان تاسيس حساب ذخيره ارزي در سال 79 تا پايان سال 86 85/327 ميليارد دلار بوده كه 5/31% بيش از 103 ميليارد دلار به حساب ذخيره ارزي كشور واريز شده است. در اين زمان 81% از حساب ذخيره ارزي برداشت شده است.
مقايسه عملكرد دو دولت خاتمي و احمدي نژاد در 3 شاخص:
شاخص اول: درصد واريزي به حساب ذخيره ارزي از كل درآمد نفت:
دولت خاتمي از ابتداي تاسيس صندوق ذخيره 2/130 ميليارد دلار درآمد نفتي داشته است و 2/23% آن را به عنوان مازاد درآمد نفت به حساب ذخيره ارزي واريز كرده است. دولت احمدي نژاد طي سه سال مورد بررسي 5/197 ميليارد دلار درآمد نفتي داشته و 9/36% آن را به حساب ذخيره ارزي واريز نموده است.
بنابراين در شاخص اول عملكرد دولت احمدي نژاد بهتر از دولت خاتمي ارزيابي ميشود.
شاخص دوم: درصد كل برداشت از مجموع منابع حساب ذخيره:
در دولت خاتمي از مجموع 3/30 ميليارد دلار كه به حساب ذخيره واريز شد، بيش از 68% آن برداشت شده است. اما از مجموع 83/82 ميليارد دلار منابع واريزي به حساب ذخيره ارزي در دولت احمدي نژاد، بيش از 5/76% آن برداشت شده است. بنابراين طي اين سالها عملكرد دولت خاتمي در شاخص دوم بهتر از دولت احمدي نژاد بوده است.
شاخص سوم: سهم دولت و بخش خصوصي از برداشتهاي حساب ذخيره :
از مجموع مقادير برداشت شده از صندوق ذخيره در دولت خاتمي 54/3 ميليارد دلار يعني 3/17% سهم بخش خصوصي و 7/82% سهم مصارف دولتي بوده است. در دولت نهم سهم بخش خصوصي 3/20% و 36/50 ميليارد دلار يعني 6/79% سهم مصارف دولتي بوده است.
بنابر اين در شاخص سوم دولت نهم با اختصاص سهم بيشتري از وجوه برداشت شده به بخش خصوصي و در مقابل سهم کمتر برداشت دولتي، عملکرد بهتري نسبت به دولت خاتمي داشته است.
مطلب مرتبط : تورم و گرانی در این دولت بی سابقه بوده است!
پول نفت را سر سفره مردم می آوریم!
از جمله فنون ژورنالیستی (که بعضا خود ما هم از آن استفاده می کنیم!) این است که تکه ای جنجال برانگیز از حرف یک سیاستمدار را از بین یک ساعت سخنرانی جدا کرده و تیتر کنیم. یکی دیگر این است که ترتیب سخنان وی را پس و پیش کنیم. این کار را روی قرآن هم می شود کرد.(برای نمونه 15 آیه اول سوره بقره را از آخر به اول بخوانید!)
واقعا متاسفم که از ایرادات اصلی که مخالفان از دولت نهم میگیرند این طیف سوالات است. با پرسیدن این نوع سوالات هم شان خود و بحث را پایین می آورند و هم وقت پاسخ دهنده را میگیرند.
از جمله ایراداتی که نسبت به رئیس جمهور مطرح می شود، این است که ایشان قبل از انتخابات گفته بودند ما پول نفت را سر سفره مردم می آوریم. برای اطمینان، سراغ آرشیوم رفتم و سی دی های انتخاباتی را مجددا مرور کردم. نتیجه همانطور بود که انتظار داشتم. مضمون صحبت رییس جمهور این بود که اقتصاد کشور بیمار است و این بیماری بیش از آنکه بر عهده مسئولین باشد، بواسطه سیستم هاست ( اینکه بیماری سیستم یعنی چه و چه فرقی با بیماری افراد دارد را اگر مایل بودید بعدا توضیح می دهم).
از آنجاییکه مخاطب دکتر عموم مردم بودند، ایشان بعنوان مثال این مورد را ذکر کردند که چرا افزایش و رکود قیمت نفت، بر معیشت خانوارها بی تأثیر است؟ کما اینکه از سیستم بانکی و سایر سیستم های پولی کشور هم انتقاد کردند. لیکن نزد عموم مردم، نقد تخصصی نامأنوس است. کما اینکه در جمع خواص هم انتقادهای تخصصی را مطرح می نمودند. هر انسان غیر معاندی هم می داند این حرف به این معنی نیست که از آنروزی که من رئیس جمهور شدم، به موازات بالا و پایین رفتن قیمت نفت، خانواده های ایرانی ثروتمند و فقیر می شوند. بلکه به معنی اراده ایشان بر اصلاح سیستم های اقتصادی است. حال آنکه چقدر در این کار موفق بودند یا نبودند، در قسمت های دیگر وبلاگ بطور کامل روی آن بحث شده است.
آقای احمدی نژاد در تبلیغات انتخاباتی گفتند : مشکل اساسی جوانان ما نوع حجاب نیست . اما در طرح امنیت اجتماعی با بی حجابی مبارزه شد!
از عجایب دولت نهم این است که از سویی متهم به طالبانیسم و از سویی متهم به تساهل در مبارزه با فساد می شود!
برخی از مذهبیون ایراد می کنند که چرا دکتر احمدی نژاد قبل از انتخابات در یک سخنرانی گفته اند که مشکل اصلی ما حجاب نیست؟
بله، بدحجابی مشکلی است که جا دارد شب و روز بخاطر وجود آن گریست؛ لیکن از قدیم گفته اند هر معلولی علتی دارد. به راستی چرا یک دختر جوان یا یک بانوی متأهل حاضر می شود خود را آرایش کرده، موی خود را بیرون بگذارد و به اجتماع بیاید؟ مگر ما نمی گوییم زن فطرتا با حیاست و حجاب را دوست دارد؟ پس چه علتی دارد که پا روی فطرت خود بگذارد؟
بله؛ بد حجابی یکی از مشکلات جامعه ماست، اما آیا این معضل «علتی» ندارد؟
نمی خواهم اینجا بر سر آن علت بحث کنم، تنها نکته ای که می خواهم متذکر شوم این است که نباید به خود بدحجابی بعنوان مشکل اصلی نگاه کرد، بلکه می بایست به عللی که این معضل را بوجود می آورند اندیشید. و این نگاه هم متأسفانه هنوز در بین مذهبیون و حتی برخی روحانیون ما فراگیر نشده و همچنان مایل به مبارزه مستقیم با این معضل می باشند. (البته بدیهی است که طرح مبارزه با مفاسد اجتماعی حاصل این کوته فکری نیست) .
از طرفی به این نکته ی بسیار مهم نیز توجه نمیشود که گشت ارشاد متعلق به دولت قبل است كه در شوراي انقلاب فرهنگي به تصويب رسيده اما اجرايي شدن آن در اين دولت بوده و هدفش هم همچون گشت ثارالله كه در اوايل انقلاب شكل گرفت نيست و تفاوتش اين است كه نيروي انتظامي در قانون اساسي قبلي ما زيرنظر مستقيم نخستوزير بود و هر كاري كه نيروي انتظامي ميكرد به دستور وزير كشور بود در حاليكه نيروي انتظامي در قانون اساسي جديد زير نظر دولت نيست و آنچه كه امروز در مورد گشتهاي ارشاد مطرح است ما هم موافق نيستيم چون آقاي احمدينژاد مخالف اين رويه بود و بارها سخنگوي دولت مخالفتش را با گشتهاي ارشاد ابلاغ و اعلام كرده است به گونهاي كه فرمانده نيروي انتظامي از اين مخالفت ناراحت شد و معاون ايشان پاسخ داد : من خودم دو نامه مكتوب به فرمانده نيروي انتظامي نوشتم البته بنده ميپذيرم كه جامعه نميتواند بدون پليس باشد و هر قانوني در هر جامعه بايد اجرا شود اما اينكه پليس بايد وظايف وزارتخانه فرهنگ و ارشاد اسلامي يا حوزه علميه، حوزه هنري، صدا و سيما و دانشگاه را انجام دهد نه ميتواند و نه بايد انجام دهد و من فكر ميكنم براي مقابله با ناهنجاريها در هر جامعهاي بايد متناسب با اعتقادهاي خودشان عمل شود و اين در حالي است كه در حال حاضر عموم مردم از اين گشتها راضي هستند چون اين گشتهاي ارشاد فقط براي تذكر دادن به خانمها در مورد حجاب نيست بلكه اين گشتها باعث جمعآوري معتادين و زورگيريها و اشرار شده است.
در مورد نظر رئیس جمهور محترم درباره ی نوع مقابله با بی حجابی مکتوب ایشان را در زیر می آورم.. در نامه ای که ایشان به وزیر کشور در تاریخ ٢١/ ٩/ ٨٧ می نویسند٬ قید میکنند :
" پيرو نامه شماره١٦٩٤٩٣مورخه ٢١/ ٩/ ٨٧ موضوع تشكيل شوراي فرهنگي اجتماعي متشكل از نخبگان و صاحبنظران جهت برنامهريزي و هماهنگي فعاليتهاي عمومي و حفظ حريم اجتماعي ضروري است كليه اعضا و دستگاههاي دخيل به موارد زير توجه كامل نمايند:
١- ملت بزرگ ايران با آگاهي و اختيار و با كمك و ارشاد علماي متخلق و عامل، فرهنگ انسانساز اسلام ناب را به عنوان انديشه و راه زندگي سعادتمند انتخاب كرده است و در طول ساليان با تقديم خون بهترين فرزندان خود و تحمل سختيهاي فراوان از آن صيانت كرده است. امروز و فردا نيز حفظ، تعميق و گسترش اين فرهنگ الهي و انساني جز با حضور، همراهي و پافشاري ملت بزرگ محقق نخواهد شد.
٢- ترديد نبايد كرد كه ملت ما و به ويژه جوانان اين سرزمين امروز در مجموع بهترين و مومنترين و پاكترين جوانان روي زمين هستند و همينها سرمايه اصلي حفظ عزت و فرهنگ كشورند. توجه جدي شود كه سلايق و برداشتهاي شخصي نبايد معيار دستهبندي مردم و خداي ناكرده هدم احترام و كرامت عدهاي گردد. هيچ منطقي وجود ندارد كه نسلهاي جديد نيز همه سلايق شخصي نسلهاي قبل را بپسندند و دنبال کنند. مهم اصول و مباني اعتقادي و رفتاري در چارچوب ارزشهاي اسلامي و ايراني است كه همگان استمرار و بالندگي آن را در روز ٢٢ بهمن به خوبي در ملت بزرگ ايران به ويژه جوانان و نوجوانان ديدند.
٣- در هر كار فرهنگي از جمله صيانت از حريم عمومي، روشهاي فرهنگي پايه و اساس كار است. اخلاق با اخلاق و محبت با محبت و معنويت با معنويت و اعتماد با اعتماد متقابل منتقل ميشود و گسترش مييــابد و كساني بايد براي اين امر مهم گمــارده شوند كه خود عامل و متخلق و حقيقتا پاک و دوستدار خلق خدا بوده و به مردم اعتماد داشته باشند، چرا كه؛
"ذات نايافته از هستي بخش/كي تواند كه شود هستي بخش"
بنابراين در انتخاب افرادي كه ميخواهند ديگران را به اخلاق والا توصيه كنند بايد نهايت دقت به عمل آيد و پس از آموزشها و تعليمات درست و بر مبناي انديشه حقيقي اسلام به كارگيري شوند. فضاي جامعه اسلامي بايد فضاي نشاط، سرزندگي، محبت و همدلي و پاکي و اعتماد باشد و همه در تحقق و تعميق و ترويج آن مسوولند.
٤- حفظ و حراست از حقوق و كرامت شهروندان از وظايف اصلي حكومت است. در هر اقدام بايد احترام و كرامت آحاد جامعه در حد كامل و اجراي دقيق قانون به صورت اكيد مورد توجه قرار گرفته و رعايت گردد. احدي حق ندارد بدون حكم قضايي و يا شاكي حقوقي در امور شخصي مردم دخالت و يا از رابطه آنان با يكديگر استفسار نمايد كه در غير اينصورت خود امري خلاف و نوعي اشاعه فحشا خواهد بود.
٥- بايد بين برخي از افراد عادي كه حسب عادت يا تحت تاثير محيط رشد يا بيتوجهي و يا تبليغات پيچيده دشمنان انسانيت، دچار برخي رفتارها ميشوند با كساني كه به صورت سازمانيافته اقدام به اجراي برنامه تخريب فضاي عمومي مينمايند، تفاوت اساسي قائل شد. با گروه اول، محبت و ياري و ارائه كتب و جزوات و كارتها و هدايايي كه حاوي پيام محبت و اطلاعرساني و هدايت و پرورش باشد و در برخورد با گروه دوم كار دقيق اطلاعاتي و كنترل نامحسوس و برخورد قاطع لازم است.
اميدوارم با همكاري كامل كليه دستگاههاي فرهنگي و ارشادي و انتظامي و با همراهي سازنده جوانان خوب و صميمي اين سرزمين و با استفاده از نظرات و ارشادات دانشمندان متخلق حوزه و دانشگاه و سازماندهي مناسب، اين امر مهم را برنامهريزي و اجرا كنيد و از اقدامات سليقهيي، مقطعي، غيرمنطبق بر اخلاق كريمه اسلامي و بعضا خشن و تخريبكننده شخصيت شهروندان به طور اكيد، جلوگيري و گزارش كار را به صورت مستمر ارائه نماييد. باشد كه ايران عزيز همچنان الگوي زيباترين زندگي همراه با نشاط و بالندگي و ايمان در تمام عرصهها باشد.
محمود احمدينژاد» "
اخیرا هم در گفتگوی تلویزیونی پس از انتخابات ۲۲ خرداد ایشان نظر خود را درباره ی برخوردهای غلط در این زمینه را بیان کردند.
از طرفی اگر به فرض هم تناقضی رخ داده که اینطور نیست ٬ آیا مشکل مطرح کنندگان این شبهه عدم آزادی هر نوع پوشش است ؟!
و آیا دوستان از گشت های زمان آقای موسوی اطلاعی دارند ؟!
چهار گشت تنبیهی به نامهای گشت روح الله (زیرمجموعه ی آقای محتشم پور {کمیته} )
گشت ثارالله
گشت جندالله
و یک گشت دیگر که تحت کنترل آقای اکبر گنجی بود !
آیا بخاطر نمی آورید آقای سیدسراج موسوی (عضو مجمع روحانیون مبارز که اخیرا هم دوباره از موسوی حمایت کرد) در زمان آقای موسوی طرحی برای تنبیه بدحجابان ارائه داد که بر اساس آن با همکاری سازمان امور استخدامی زنان بی حجاب از گذرنامه ٬ گواهینامه و دانشگاه محروم میشدند ؟!
آیا بخاطر نمی آورید در همان زمان ششصد بوتیک در تهران را تعطیل کردند ؟
هدف از یادآوری این نکات تاریخی بررسی قبح یا حسن اعمال انجام شده نیست ٬ بلکه میخواهم یادآوری کنم لم تقولون ما لا تفعلون ...
قضیه ی هاله ی نور و تکذیب آن چیست ؟!

در مورد طرح این سوال باید تاسف خورد.
در بحث ها مشاهده میشوند حداکثر ایرادهای مخالفین دولت نهم از این قبیل سوالات است !
با اینکه ساختگی بودن فیلم تقریبا روشن است. در هر حال با فرض صحت ماجرا گام به گام پیش میرویم :
شروع ماجرا :
در ملاقاتی که آقای احمدی نژاد بعد از قضیه ی نیویورک با آقای جوادی آملی داشت شروع به تشریح حوادث و جریانات سفر میکند . از امنیت آنجا و نحوه ی برخورد آمریکائیها میگوید. از برنامه های ضد ایرانی آنها میگوید و... . آیت الله جوادی هم بینابین سخنان آقای احمدی نژاد با گفتن کلمه ی "الحمدلله" حرف های دکتر را تایید میکند.
دکتر احمدی نژاد به موضوع سخنرانی خود که میرسد می گوید :
" روز آخر که داشتیم می رفتیم تهران یه نفر از همین جمع اومد به من گفت : وقتی تو شروع کردی بسم الله ٬ اللهم را گفتی من دیدم یک نوری اینجوری احاطه کرد تو رفتی توی حصن اون تو حصار اون تا آخر "
دکتر در این دیدار کاملا تصریح میکنه که این از قول شخص ثالثی هست . فایل صوتی این قسمت از صحبت دکتر احمدی نژاد را اینجا برای دانلود میگذارم تا صحت گفته را متوجه شوید :
دانلود کلیپ صوتی ( ۳۳۴ کیلوبایت )
تکذیب توسط رئیس جمهور :
در مستندی که آقای نجف زاده بعد از سفر دوم رئیس جمهور به نیویورک تنظیم کرده بود ٬ در هواپیما از آقای احمدی نژاد می پرسد: ماجرای هاله ی نور چه بود ؟! دکتر می گوید :
" میگن بله ! احمدی نژاد گفته است ! ما کی همچین حرفی زدیم ! هاله ی نور ... ما نورمون کجا بود ! البته هر کس کلام خدا را تکرار بکنه جنس کلام خدا نوره دیگه ٬ جنس کلام پیامبران نوره ٬ جنس عدالت نوره ٬ جنس پاکی نوره ٬ جنس صداقت نوره ٬ حقیقت اینها نوره . میدونید نوره اینا . منتها نه اینکه حالا احمدی نژاد یه ویژگی هایی داره مثلا یه اتفاق خاصی ... . اینا نیست. منتها یه عده هم هستند هر چیزی رو استفاده میکنن برا تخریب کردن... "
و بعد قضیه ی تهمت های منتجب نیا را توضیح میدهد.
در این کلیپ هم ایشان اظهار میکنند که هاله ی نور رو از خودشون نگفتند. کلیپ صوتی این قسمت هم برای دانلود میگذارم تا حقایق روشن بشه :
دانلود کلیپ صوتی ( ۳۷۷ کیلوبایت )
مشاهده می شود که از این قضیه ی بسیار ساده چه حجم وسیعی از تبلیغات و جوسازی ها علیه آقای احمدی نژاد صورت گرفت . آنهم با برش تکه ای از فیلم ماجرا و پخش آن بصورت وسیع. که اگر کمی عقب تر از فیلم در اختیار افکار عمومی قرار میگرفت اینطور تخریب ها نتیجه ای نداشت.
نکاتی که از این ماجرا قابل برداشت است را با هم بررسی میکنیم:
1- اگر چه به علل و دلايلي فرهنگی و اجتماعی که بايستي در جايي ديگر مفصلاً به آن پرداخت، چند سالي است که تعداد اشخاصي كه تجارب معنوي غيرمعمول و يا مشاهداتی خاصي داشته اند افزایش یافته است، اما بزرگان علم و عرفان، گفتن اين مطالب نزد مردم عادي را نهي كردهاند.
دکتر احمدی نژاد هم بنا بر همین اصل بجای مطرح کردن این ماجرا در تریبون های عمومی آنرا در نزد مرجع و عارفی همچون آیت الله جوادی آملی مطرح می کند تا از تجارب معنوی وی استفاده کند . حال چه بايد كرد كه اطرافيان يك مرجع عاليقدر و فيلسوف و فقيه و شاگرد برجسته امام(ره)، در قم همچون دل کوچک و کم طاقت بعضی افراد، قدرت نگهداري راز و امانت مردم را نداشته اند.
2 – سوالی که هیچگاه مطرح نشده است این است که چرا امنیت صحبت کردن در محضر بزرگی همچون آیت الله جوادی وجود ندارد . و کسی تا بحال از آقای جوادی نپرسیده است چه کسی در بیت شما مسایل خصوصی را به بیرون منتقل می کند؟ احتمال خودداری افراد از مشاوره با آیت الله جوادی بعد از این ماجرا بسیار زیاد است و مروجان این کلیپ مسئول عواقب بعدی آن خواهند بود.
3- بعد از چند سال هنوز اين مسئله حل نشده است كه چرا احمدي نژاد ماجراي "هاله ی نور" را توضيح نداده و از پرداختن به آن دوري مي كند؟
علت این است که تایید این موضوع زمینه ای برای تهمت سازی عوامفریبی خواهد شد و تکذیب آن به معنی تهمت دروغ زدن !
لاجرم به مصداق "آنكه را اسرار حق آموختند، مهر كردند و دهانش دوختند" او بايستي سكوت و گريز در بازگويي مجدد را پيشه مي كرد كه بيشتر بر آتش فتنه نيفزايد. زيرا اگر آن ماجرا را تأييد مي كرد، خود به دست خود، آن هم در مقام رياست جمهوري سخني خاص اهل معنا و مجملي قابل تفاسير گوناگون و بلكه متضاد را بيان مي نمود كه نامحرمان و معاندان و كج فهمان و حتي دوستان ديرباور و يا ناباور را بيشتر برمي انگيخت و بر اتهام خرافه گرايي و عوام فريبي جنگ رواني دشمنان صحه مي گذاشت.
جهت يادآوري بايد گفت دقيقاً همان كساني كه اين قصه را نقالي مي كنند و ماجراي "هاله نور" را با تقطيع و حذف مقدمه و مؤخره علني كردهاند، همزمان بر اين طبل مي كوبند كه مملكت را نمي توان با خرافه اداره كرد و رئيس جمهور را به عوام فريبي متهم ميكنند. آيا منظور آنها از اداره مملكت، دفتر و بيت آن آيت الله عظيم الشأن است، و مقصودشان از عوام فريبي معاذالله خود حضرت آيت الله بوده است؟
4- اگر فرضا دکتر احمدی نژاد قصد بر عوامفریبی داشت می بایست اين موضوع را بارها و بارها بر تريبونها نقل كند تا مردم را بفربید که این کار را نکرد.
اين ماجرا آنگونه كه نقل مي شود فقط در محضر معظم له، و در يك جمع كاملاً محدود و خصوصي رخ داده است، بنابراين چه جاي عوامفريبي و خرافه گرايي و تظاهر و ريا و ده ها صفت رذيله اي بوده است كه اكنون به اين بهانه بها و نسبت دادهاند؟
5- مسئله اي كه براي خيلي از اشخاص و حتي علاقه مندان احمدي نژاد نيز مبهم مانده، سؤال از علت "گريز" احمدي نژاد از توضيح و تشريح كامل و دقيق اين ماجراست. در حالي كه، با اندكي تأمل روشن مي شود كه احمدي نژاد نفياً و اثباتاً نمی بايست در سطح عمومي به اين موضوع بپردازد و جزئيات را تشريح كند. چون جنس مسئله اي كه در آن جلسه خصوصي و محضر عالمانه طرح شده و متأسفانه نامحرمان كم ظرفيت نيز در آن حضور داشته اند، از سنخي نيست كه بخواهد در تريبون هاي عمومي براي مردم داخل و خارج بيان كند. "گوش نامحرم نباشد جاي پيغام سروش" و چه بسيار نامحرمان كه شنونده تريبون هاي عمومي داخل و خارجند.
از ديد كساني كه احمدي نژاد را مانند بسياري از خوبان و نيکان به عنوان يك خادم مؤمن اسلام و ايران شايسته توجهات خاص معنوي مي دانند و احتمال اينگونه عنايات را بر او نيز روا مي دارند، چنان كه بسياري از مردم در سطوح مختلف علمي و اجتماعي به ميزان اخلاص و ايمانشان در معرض انواعي از اين عنايات بوده اند، خطاي احمدي نژاد آن بوده كه چرا خود، ولو در جمعي خصوصي آن را بر زبان رانده است.
حتي برخي بر اين عقيده اند كه بخشي از صدمات حيثيتي و آبرويي وارد آمده بر او شايد به دليل همين ناپرهيزي و اسرارگويي او بوده است.
6- دقت شود كه اين مسائل اصالتاً و في نفسه به هيچ وجه خرافه نيستند بلكه تجربيات شخصي معنوي افراد هستند كه جز اهل خبره و صاحبدلان كوي معرفت در مورد كم و كيف آنها نمي توانند نظر بدهند. اگر هم احمدي نژاد بيان آن حرف و نقل قول را تكذيب مي كرد، مرتكب دروغ مي شد. اما او همواره از پرداختن به شرح ماجرا گريخته و در قالب عباراتي مبهم، يا از مطلع شدنش نسبت به "خبر" آن از طريق روزنامه ها اشاره كرد و يا آنكه نفس "ادعاي دیدن هاله نور توسط خويش" را نفي كرده است؛ همانگونه كه به سؤال خبرنگار خارجي و نجف زاده پاسخ داد.
در مناظره با مهدی کروبی نیز شاهد بودیم که احمدی نژاد از شرح این ماجرا طفره رفت و این حرف که هاله نور دیده را تکذیب کرد؛ چرا که حقیقت نیز همین است و در هیچ صحنه ای از این فیلم نیز او به اینکه خودش هاله نور را دیده اشاره ای نکرده است.
اما دلیل اینکه چرا احمدی نژاد حتی به اصل ماجرا نیز اشاره نکرده و سعی کرده از پاسخ صریح به آن بگذرد، در ادامه خواهد آمد.
وی در جواب مهدی كروبي نيز، سعي مي كند نه اين سؤال را پاسخ دهد و نه پاسخ ندهد، با اشاره به فيلم، بدون ورود در ماهيت موضوع، آن را "ساختگي" توصيف مي كند و از كنارش به سرعت عبور مي كند و البته كه فيلم پخش شده و تركيب آن، ساختگي و تقطیع و مونتاژ شده است.
7- فضاي تبليغات سياه و جنگ رواني عليه احمدي نژاد، به وي نسبت دروغ مي دهد و مخاطب كم اطلاع ممكن است دراين هياهو و زير بمباران تصاوير و كلمات تقطيع شده و تحريف شده، در دام و حيله فريبكاراني بيفتد كه خود از تبار دروغند و سالها با دروغ به غارت بيت المال و دشمني با مردم پرداخته اند. لذا ممكن است كه بسياري از مردم در اين غبار و غوغا مجال ديدن حقيقت را نيابند و حتي ديگر دقت نكنند كه احمدي نژاد هرگز اصل اين موضوع را "انكار" نكرده است، بلكه تلاش كرده تا از ورود به آن خودداري كند و بنا به مصلحت ايمان و اعتقاد مردم از آن بگريزد.
8- اگر اين ماجرا مصداق عوامفريبي است، چرا مدعيان دروغ پرداز به اين واقعيت توجه نمي كنند كه تاكنون حتي يك بار هم اين موضوع توسط خود رئيس جمهور و يا همراهان ايشان در بين مردم و عوام ذكر و ترويج نشده است. پس بايستي كار كساني را كه به اين ماجرا دامن مي زنند و گسترش مي دهند، عوامفريبي و تخريب اعتقادات مردم ناميد؛ نه كار آن كس كه از طرح موضوع مي گريزد و مايل به پرداختن به آن نيست.
9- جالب اينجاست كه بعضي اشخاص معترضند كه چرا احمدي نژاد صريحاً از اين ماجرا دفاع نمي كند و مكنون قلبي خويش را كتمان مي كند و يا اينكه چرا صريحآً به تكذيب و يا نفي ما وقع نمي پردازد و اساساً وقوع چنين عناياتي را منكر نمي شود؟
گيريم كه در نظر برخي افراد، نيل به چنين عناياتي در انحصار دوستان و مقبولان آنان است و خود را كليددار خزانه غيب مي دانند، و نشر اينگونه وقايع را خرافه و منكر مي خوانند، پس چرا خود و يا دوستانش به اشاعه و انتشار اين ماجرا دست زده اند و يا منتشركنندگان را نفي و نهي نكرده اند هر از چندگاهي به مناسبت هاي مختلف آن را به ياد مي آورند؟
10- نكته مهم ديگري كه بايستي بدان توجه كرد، اين است كه چه كساني و به چه دليل هرگاه صحبت از سياست خارجي دولت نهم مي شود، اين مسئله را متذكر مي شوند و به صورت صفر و يك خواستار پاسخ به اين شبهه هستند و جواب مطلوب خود به ان را تعيين كننده ميزان صداقت و حقانيت احمدي نژاد عنوان مي كنند.
البته آقاي كروبي و آقاي موسوي و امثال ايشان، به دلايل مختلف، در برابر ملت متدين ايران از سؤال درباره علت ذكرنام امام زمان(عج) در سازمان ملل و ژنو پروا مي كنند، ولي گويا ناخرسندي از توفيق اين رويكرد مؤمنانه و مخلصانه، آنان را واداشته است با تظاهر به ادب و متانت و مقابله با رياكاري، نسبت به رئيس جمهور عاشق امام زمان(عج) و شيفته اهل بيت عليهم السلام اهانت و هتاكي كنند و با قيافه حق به جانب و نگاه عاقل اندر سفيه در حالي كه خود، تمام مقدسات دين و انقلاب را به ابزار عوامفريبي انتخاباتي بدل ساخته اند، احمدي نژاد مظلوم را در حقيقت، به جرم فساد ستيزي اباذري و حق طلبي مالك اشتري و وفاداري جانانه اش به علي زمان، به خرافه و ريا متهم سازند و صداقتش را با بي صداقتي و دروغ پردازي انكار كنند. طرفه آن كه اباذر نيز كه كمال صداقت و راستي و راستگويي اش مزين مؤيد به گواهي پيامبر اعظم(ص) بود، در مسلخ غوغاگري عثمانيان، دروغگو و كذاب ناميده مي شد تا كلام و قیامش عليه زراندوزان و غاصبان بيت المال، مخدوش شود.
نکته ی دیگری که اخیرا روی آن بسیار مانور داده شد خبری جعلی از طرف دفتر آقای جوادی بود. وقتی یک خبر به نقل از یک مقام مذهبی در سایت ها و خبرگزاری های غیر رسمی درج می شود، برای اطمینان از صحت آن خبر می بایست به وب سایت رسمی آن مقام مذهبی مراجعه کرد .
بعد از مراجعه به سایت آقای جوادی علاوه بر اینکه درباره ی این ماجرا متنی صادر نکرده اند بلکه تکذیبیه ای نیز انتشار داده اند! (www.esra.ir)
اطلاعیه دفتر حضرت آیت الله جوادی آملی که در تاریخ یازدهم خرداد ماه سال 88 از سایت رسمی دفتر ایشان منتشر شده است، به شرح زیر می باشد:
به استحضار عموم ملّت شريف ايران می رساند:
همانگونه که قبلاً اعلام شده، موضع رسمی حضرت آيت الله العظمی جوادی آملی (حفظه الله) شرکت همگان در عرصه انتخابات و دادن رأی صحيح به نامزدهای محترم مورد نظر است و معظم له نسبت به افراد اثباتاً يا نفياً نظری اعلام نفرمودهاند.
بديهی است ديدار و ملاقات نامزدهای محترم با ايشان، تنها در جهت ارائه نظرات و رهنمودهای معظم له بوده است.
از اين رو آنچه اخيراً درخصوص واکنش اين دفتر نسبت به فيلم پخش شده در خبرگزاری ها آمده، صحيح نيست و اين دفتر مراکز مزبور و همگان را نسبت به مواضع معظم له ، به سايت رسمی دفتر ايشان www.esra.ir دعوت می نمايد.
دفتر حضرت آيت الله العظمی جوادی آملی(حفظه الله)
والعاقبه للمتقین...
تورم و گرانی در این دولت بی سابقه بوده است!
در بحث تورم هم باید یک ادعایی بکنم ! دولت در اینجا مدعی هست نه ملت ! در این بحث نیز دولت مدعی ِ توفیق است !
ابن که تورم بی سابقه بوده است حرف درستی نیست .
در دولت آقای موسوی تورم ۲۹ درصدی را در سال ۶۶ و ۶۷ داشتیم.
در دولت آقای هاشمی تورم ۴۹.۵ درصدی در سال ۷۴ را شاهد بودیم.
در دولت آقای خاتمی تورم ۲۲ درصدی در سال ۷۸ را داشتیم.
بنابراین همچین نرخ تورمی بی سابقه نیست . و شاید معمول هم بوده است. با توجه به اینکه شاخص نرخ تورم در دولت آقای احمدی نژاد عوض شده است به نکات زیر توجه بفرمائید :
یکی از عوامل افزایش تورم در قضیه ی سهمیه بندی سوخت بود که تصویب مجلس محترم بود. در باره ی اهمیت و ضرورت سهمیه بندی لینک مقابل را بخوانید : اهمیت سهمیه بندی سوخت چه بود ؟
سهمیه بندی یکی از فعالیت های تورم زا بود که در دولت قبلی باید انجام میشد اما به دلایلی(که اگر خوش بین باشیم میگوییم ترس نه خیانت!) انجام نشد. خود مصوبین طرح سهمیه بندی در مجلس پیش بینی حداقل ۱۵ درصد تورم را برای این طرح کردند.
یکی دیگر از عواملی که در افزایش تورم تاثیر داشت بازار جهانی و تورم وارداتی بود. این تورم به علت افزایش قیمت نفت در دنیا بود . تورم وارداتی ۳۴ درصد برآورد شد.
در بحث افزایش قیمت نفت باید درنظر داشت که کشور ما بیشتر از صادرات نفت ٬ به واردات محصولات نفتی میپردازد .{علت و عامل این امر در قسمت کارهای دولت عرض شده است}. پس افزایش قیمت نفت به افزایش تورم کمک کرد. شاهد هم این است که با کاهش قیمت نفت دیدیم که درصد تورم وارداتی کم شده است.
بنابراین دو عامل (۱۵+۳۴)=۴۹ درصد تورم باید اضافه میشد به تورم قبلی (تورمی که دولت قبلی تحویل داد) که ۱۵.۲ درصد بود. پس در حالت عادی باید تورم به (۴۹+۱۵)=۶۴ درصد میرسید که با تلاش های شبانه روزی دولت عدالت محور به ۲۲ درصد رسید. یعنی از مقداری که به آن تحویل شد حدود هفت درصد اضافه شد. یعنی تورم ۶۴ درصدی کنترل شده و به ۲۲ درصد کاهش یافت.
در این جا از تلاش برای ضربه زدن به دولت صرف نظر میکنیم!
از تاثیر قطعنامه هایی هم که شب و روز تصویب میشد هم صرف نظر میکنیم!
پس نشان میدهد که کار انجام شده که تورم کنترل شده است. و اعتدال آن حفظ شده است.
عامل اصلی تورم اینها بود که عرض شد . البته منکر این نیستیم که شاید بهتر از این هم میشد ! اما در شرایط موجود مطلوب بود.
همانطور که میدانید یکی از نتایج تورم ٬ معضل گرانی است.مدتی گرانی با سایه و چهره ی نامبارکش همه را به وحشت انداخته بود. که بحمدلله حدود یک سال است که اوضاع به حالت عادی خود برگشته است و شرایط خوبی را تجربه میکنیم.
آنچه در دل اعتراضهای به حق مردم می شود به عنوان غفلت یاد کرد چیزی نیست جز عدم اطلاع کافی از علت این پدیده ی کم نظیر.
لازم به ذکر است که هرگاه در بطن زندگی شخصی به اتفاقی برخورد کنیم که از اصل حادثه بی اطلاع باشیم تحت تاثیر تحریکات و جو ایجاد شده توسط اطرافیان موضعی غیر منطقی اتخاذ کرده و اقدامی عجولانه و بعضا غیر منطقی را مرتکب میشویم که پس از اطلاع از واقعیت ماجرا اگر از شجاعت اندکی هم بهره مند باشیم به اصلاح موضع خود یا حداقل معترف به اشتباه خویش خواهیم بود.
در معضل گرانی هم شاهد بوده ایم عده ای بی اطلاع از علل فوران قیمت کالا های اساسی و مواد غذایی به فحاشی دولت پرداخته و ندانسته موجب ایجاد جو ناسالم روانی در اجتماع بزرگ شهری و به مراتب کوچکتر در روستاها میشوند.
دراین جا این حقیر که خود از منتقدین گرانی افسارگسیخته ی جهانیست به عامل ایجاد گرانی پرداخته و شما بزرگواران خود منصفانه قضاوت کنید مقصر اصلی دولت پرتلاش است یا دیگر موارد ذیل:
آخرین گزارش بانک جهانی حکایت از آن دارد که قیمت جهانی بیش از هفتاد نوع کالای اساسی در دنیا در طی یک سال اخیر بین 20 تا 420 درصد افزایش را تجربه نمود که در این بین قیمت مواد غذایی از سه ماه نخست سال 2007 تا سه ماه ی نخست 2008 میلادی بین 71 تا 102درصد رشد داشته که برخی از این موارد عبارتند از:
قیمت گندم در کانادا درطی این مدت از 232 دلار در هر تن به 621 دلار رسید که احتمالا رشد 167درصدی را داشته است.
قیمت برنج تایلندی از 254 دلار در هر تن به 522 دلار رسید که رشد 105 درصدی را مشاهده کردیم.
توجه کنیم که ایران سالانه به یک و نیم میلیون تن واردات نیازمند است!! پس تبعا قیمت برنج تحت تاثیر قیمتهای صادر کنندگان برنج در کشورمان خیز بلندی داشته است.
رشد 25 تا 35 درصدی در سال اخیر در قیمت انواع چای که تنها بک نوع آن 2260 دلار در هر تن بوده که به3050 دلار رسید.
قیمت موز از 1036 دلار درهر تن به 1421 دلار درهر تن رسید که بیانگر رشدی 37 درصدیست.
قیمت جهانی شکر نیز با رشد 21 درصدی از 230 دلاربه 280 دلار درهر تن رسیده است.
عزیزانی که این ارقام را مشاهده کرده اند لازم است به مطالب ذیل نیز عنایت کافی داشته باشند که از جمله ی انها خشکسالیست در رابطه باموضوع گرانی.
باید بدانید دولت این وضعیت را زوم نموده و بنا بر اخبار موثق در همان موقع کارگروه مشترکی از نمایندگان مجلس و دولت تشکیل شد که نحوه ی رویارویی اقتصاد کشورمان در مواجه با تورم جهانی و فشارهای سنگین بر اقشار ضعیف را بررسی کنند.
پس از بررسی های مفصل این کار گروه مشترک پیشنهاد شد از محل افزایش درآمد های نفتی مجوز واردات 2 میلیارد دلار کالای اساسی به دولت اعطا شود تادر این ایام به بازارها تزریق شود که از فشار وارده بر مستضعفین بکاهند.
لکن رئیس جمهور برای حمایت از تولید کنندگان داخلی حجم واردات را توصیه نمود به حداقل ممکن رسد که بعد از یک بازبینی مجدد این رقم از 2 میلیارد به یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار تقلیل یافت.
سپس با تنظیم شدن این طرح در قالب یک لایحه دو فوریتی روانه ی مجلس شد که علی رغم سهیم بودن نمایندگان در این طرح با خارج کردن یک فوریت لایحه در مجلس آنرا از دستور کار مجلس خارج کردند .
متعاقبا این برداشتی که دولت میتوانست در صورت تصویب از صندوق ذخیره ی ارزی داشته باشد به سرانجام نرسید و در این برهه از سال یک اقدام موثر در کنترل قیمت و تورم عقیم ماند.
دوستان امیدوارم از مطالعه ی عرایض این کوچک خسته نشده باشید لیکن خواهشمندم در ارتباط با اصل مبحث قبل از داوری کمی تامل کنید.
بنابراین در بحث تورم عواملی نظیر سهمیه بندی سوخت٬ سرما و خشک سالی بی سابقه ی سال ۸۶ ٬ تورم وارداتی و قیمت های جهانی نقش عمده را ایفا کردند که با اقدامات به موقع و حساب شده ی دولت فشار بر مردم به حداقل کاهش یافت.
حاصل کنفرانس ژنو چه بود ؟ عزت ملی بود یا ذلت ؟!!
حضور مؤثر را به 2 شکل میشود، دید. یکی اینکه منشأ حرکتی در جوامع شود، در مقابل حضوری که با یک تعارف دیپلماتیک بگذرد. مثلاً ما یک حضور با عنوان "گفتگوی تمدنها" داشتیم که استقبال کردند و مجمع عمومی سازمان ملل تصویب کرد و یک سال هم به این نام اعلام شد. بعد بگوییم چون پیشنهاد ما به تصویب رسید، این یک حضور مؤثر بود؟ ولی ورای قضیه این است که ما از این مسئله چه چیزی در ارتباط دولتها و ملتها به دست آوردیم؟ ثمره آن چه بود؟ جز اینکه بهعنوان گفتوگو دیکته کردند که نظام جمهوری اسلامی باید تغییر کند؟
حضور مؤثر ممکن است مخالفتهایی را هم دربرداشته باشد. امام(ره) به پاریس رفتند، در واقع هجرت کردند. یک انتخاب اولیه هم نبود. شرایط اینگونه پیش آمد که تصمیم گرفتند، به آن نقطه بروند. همانجا امریکاییها در آن کنفرانس گوادلوپ فشار آوردند. بالاخره فرانسه به مهد لیبرالیسم معروف است. خواستند امام را اخراج کنند، امام هم فرمودند هرجایی بروم، دست برنمیدارم. ولی این برای فرانسه مدعی "مهد لیبرالیسم" بسیار بد بود که تابع فشارهای امریکا بخواهد جلوی اقامت یک فردی را در کشورش بگیرد. این، یک پرسش بزرگ جلوی لیبرالیسم گذاشت. در عین حال، امام(ره) پیامش را به عالم رساند و تصویر روشن مطالبات خود و ملت بزرگ ایران را در معرض اندیشههای آزاد قرار داد. این، یک حرکت مؤثر است.
حضور احمدینژاد در اجلاس سازمان ملل در اروپا که مرکزی برای مشارکت جهانیان برای تأمین صلح و امنیت و حقوق بشر بهعنوان اصول مشترک مورد قبول جوامع با رویکرد تأمین صلح و امنیت و رفاه و توسعه هم جوامع است، همینطور است.
اجلاس هم در اروپا بود که میگویند کانون آزادی و لیبرالیسم است. موضوع نشست، ضدیت با تبعیض است. در هرجایی اختلاف باشد، در مسئله تبعیض نژادی، طبع اولیه همه انسانها موافق برخورد است.
اما در این نشست، امریکا و برخی کشورهای اروپایی اعلام کردند که شرکت نمیکنند. چرا؟
این پرسشی است که آنهایی که مبارزه با نژادپرستی را پایه میدانند و بعد هم پیگیری مسائل را از طریق مجامع بینالمللی تجویز میکنند تا سازمانیافته و نظاممند تصمیمگیری شود، باید پاسخ دهند، این پرسشی است که غرب باید به آن پاسخ دهد. سازمان ملل جایگاه همین حرفهاست.
این عدم حضور در حقیقت بهخاطر دفاع از رژیم صهیونیستی بود. چون در دوربان یک، فضا کاملاً علیه رژیم صهیونیستی بود. امروز هم، شرایط بینالمللی و افکارعمومی، کاملاً متوجه فضاحت رژیم صهیونیستی است. فضای اجلاس هم ضد صهیونیستی بود. اینها پیشاپیش یک چنین استنباطی را داشتند لذا نشست را تحریم کردند و تشکیک نمودند. خصوصاً میدانستند که دکتر احمدینژاد میخواهد حضور پیدا کند.
خب، مگر این تریبون برای گفتگو نیست، مگر برای بیان عقاید نیست. آیا هرکس هرچه میخواهد، بگوید حتماً باید در یک مدار خاصی باشد؟ این، آزاد اندیشه و گردش اطلاعات است؟ چه سنخیتی با اصول آزادی بیان دارد؟
حضور آقای احمدینژاد برای مخالفت آنها با حضور در اجلاس، یک پایه بود. چون بحث منطقی و پاسخ به پرسشهای اصولی و منطقی که احمدینژاد دارد، حتماً منجر به محکومیت آنهاست. این پرسشها را اگر بخواهند پاسخ شفاف دهند، دوگانگی را در مبانی آنها نشان میدهد و مسائلی که مقولههای فکری و اندیشهای و نظام حقوقی موجب میشود، نشان میدهد که رنگ سیاسی بر همه آنها حاکم و غالب است و جایگاه و ساحت سازمان ملل نه یک ساحت حقوقی که جایگاهی سیاسی است که تابع گرایشات قدرتها، متغیر و متنوع است؛ بنابراین، نمیتواند تأمینکننده صلح و عدالت باشد و نقص ساختار را نشان میدهد.
آقای احمدینژاد هنوز صحبتی نکرده بود که حمله کردند.
آیا اظهار و ابراز و حضور در مجامع که حق همهی کشورها است و اصلاً برای همین هم سازمان ملل تأسیس شده است، برای نماینده ایران صرفاً به جرم اینکه دارای یک تفکر و عقیدهای اصولی است، مجاز نیست. چه پاسخی دارند؟ آیا باید گزینش کرد؟ پس سازمان ملل متعلق به همه بشریت نیست؟ متعلق به طیفهای خاص، آنهم با جهتگیری حمایت از صهیونیسم است.
دبیرکل سازمان ملل میگفت که مجمع عمومی تصویب کرده است که صهیونیسم نژادپرست نیست. این در حالی است که یک خاخام سرشناس یهود که در امریکا هست و در این اجلاس هم شرکت کرده بود، صریحاً اعلان میکند که "ذات صهیونیست نژادپرستی است و من به عنوان کسی که با آئین یهود آشنا هستم و با آن تربیت شدهام و از کودکی تا امروز تمام عقاید، تفکر و مبانی یهود در دست من است، اعلام میکنم یهود از اسرائیل بیزار است و اندیشه یهود هیچ سنخیتی با اسرائیل ندارد. اینها تباین و تضاد ذاتی دارند. آقای احمدینژاد اولین کسی است که جرأت کرده این مسائل را بیان کند. صهیونیسم اندیشه نژادپرستانه منحطی است که باید تلاش کرد آئین یهود را از آن مبرا کرد."
تفکری که از آن خاخام عرض کردم، یک جریان فکری است که کم هم طرفدار ندارد. احمدینژاد هم در سخنرانیهایش در سازمان ملل و همینطور سخنرانی اخیرش، با اشاره به آئین همه انبیا و از جمله حضرت موسی(ع) سخن خود را آغاز میکند و همیشه با اشاره به ادیان توحیدی، آئین یهود را جدا از آئین صهیونیستی میخواند و امکان تعامل با ادیان الهی را چه در جامعه ما و چه در جامعه بشری تجویز میکند. ما این تساهل و تلورانس را در تعامل ادیان بسیار ارزنده میدانیم. در گفتگوی ادیان در نیویورک هم یکی از سخنرانیهای مؤثر رئیسجمهور همین بحث بود. احمدینژاد صریحاً اعلام کرده است که صهیونیسم یک حزب سیاسی است. مخالفت با یک حزب سیاسی به خاطر کارکرد و آثاری که از نظر جنایات بر وجدان بشری داشته، مورد اتفاق همه حقوقدانان است.
اینها از قبل فشار آوردند که احمدینژاد شرکت نکند، بعد برخی از آنها، به طور صریح و قاطع تحریم کردند و فشار هم آوردند که احمدینژاد صحبت نکند. بعد درست وقتی که آقای احمدینژاد از یک معیار مورد اتفاق یعنی علیه تبعیض بینالمللی صحبت میکند، بعضی از سران کشورهای اروپایی، اجلاس را ترک میکنند. پیام این چیست؟
یعنی شما با یک نظام بدون تبعیض در جهان مخالفید؟ در حد شنیدن یک حرف هم تحمل ندارید. ذات این رفتار نژادپرستانه است؛ یعنی خود را اندیشه برتر و نژاد برتر دانستن که حتی تحمل شنیدن افکار دیگران را نداشته باشند. اینها پرسشهایی است که وجود دارد.
به نظرم، اینجا نقاب از چهره غرب آنهم با این خشونت و برخوردهایی که شد، افتاد. غرب که میگویم حتی افکار عمومی خود غربیها اینگونه نیست. یعنی نظام فکری که به هرحال بر نظامهای سیاسی و حکومتیاشان سیطره انداخته است، وگرنه وجدان عمومی و مردم در خود آنجا هم فطرتاً حس میکنند که این حرفها، حرفهای مشترک آنهاست. چون بعضاً کسانی که در NGOها شرکت کردند، مسلمان نبودند. یهودیانی که آنجا بودند، از احمدینژاد به عنوان بهترین سخنران یاد کردند و سخنانش را شجاعانه، صریح و منطقی میدانستند.
مقام معظم رهبری چندین سال پیش، روز اول فروردین در مشهد فرمودند که انقلاب ما با 2 نکته محوری در عالم رشد خواهد کرد؛ یکی منطق و دیگری عدالت. رفتار عادلانه و منطق در بیان.
احمدینژاد این 2 خصلت را در همین اجلاس و در اجلاسهای قبلی داشته است. منطق در گفتگو دارد، این منطق، چارچوب قابل قبولی از نظر معیارهای گفتگوی منطقی دارد و روشن است. در عین حال، صریح و شفاف است. آنها حرف صریح و شفاف را ولو منطقی باشد، نمیخواهند بشنوند، بیشتر دنبال کتمان حقایق هستند. این را باید پردازش کرد. اصل قضیه این است.
برخی فکر میکنند احمدینژاد هزینه است، اما دقیقاً برعکس است، یعنی سرمایه ملی و انقلابی برای روشنگری است. باید یک اراده مصمم وجود داشته باشد و فردی خود را در معرض چنین حرکتی قرار دهد. من این اقدامات را جهادی میدانم. یک مجاهدت اعتقادی و یک جهاد عقیدتی، از جنس جهاد پیامبران است. پیامبران روشی دارند، ما روش پیامبران را در انقلابمان پیش گرفتیم، امام(ره) آگاهیبخشی کرد و مبارزه مسلحانه نکرد و آن را تجویز هم نکرد بلکه با این آگاهی رسانی و روشن کردن افکار عمومی، نظام فاسدی را در برابر پرسشهای منطقی، مشروع و عدالتخواهانهای که فطرت انسانها میپذیرفت، قرار داد. در مقابل این روش، آنها خشونت به کار بردند. رسوا شدند، ساقط شدند.
احمدینژاد وقتی محکم میایستد، به خاطر این است که روی ایمان حرف می زند. این دیگر یک نقش و بازی نیست، یک معامله نفعجویانه سرمایهداری نیست که مثل عدهای که اجیر شده بودند تا آن رفتار را انجام دهند، بازی داده شود. کسی که باورهای ایمانی را منطقی عرضه میکند، ایمان و توکل هم دارد. پیروز این جبهه است.
در این قضیه باید تعارض رفتار خشونتگرایانه آنها را با مطالبه مردم بسنجیم. آنجا حمایتها از آقای احمدینژاد بهطور واضح غلبه داشت. چون 4 نفر حمله کردند، میخواستند جلوی سخنرانی احمدینژاد را بگیرند.
اگر احمدینژاد سخنانش را شروع کرده بود، شاید خشونتشان معنا پیدا میکرد اما بسمالله را که گفت، اینها شروع کردند. اگر این رفتار نژادپرستانه نیست، پس چیست؟
شما با بسمالله مشکل دارید. احمدینژاد با حمد خدا، سلام بر پیامبر(ص) و دعا شروع کرد که جلسه را به هم ریختند. با این کلمات مشکل دارید یا با سخنان نگفته؟ یعنی جلوی حرف را میگیرید؟ احمدینژاد که هنوز حرفی نزده تا بگویید میخواهد علیه هولوکاست سخن بگوید؟ غرب در مقابل این پرسش چه پاسخی دارد که باید با خشونت اجازه صحبت به کسی نداد که احتمال بدهیم ممکن است در مورد هولوکاست سؤالی منطقی داشته باشد؟
این رفتار اقلیتی که چند نفر بودند، منجر شد به واکنش اکثریتی که به شدت ابراز علاقه میکردند و حتی در انتهای صحبت، عدهای کف زدند و عدهای هم تکبیر گفتند که غیرایرانی بودند. اینها نشان میداد که خشونتطلبان در اقلیت قرار دارند، چون اگر اکثریت در دست آنها بود که جلسه را به نفع خود مدیریت میکردند اما نتوانستند تحمل کنند و از صحنه خارج شدند. ما در اینجا چه بهدست میآوریم؟ آیا کیفیت جمهوری اسلامی تنزل پیدا کرد؟ امام(ره) در پیامی که در واکنش به ماجرای کشتار حجاج در سال 66 صادر کردند، فرمودند ما هرکاری میخواستیم بکنیم که ماهیت آنها را رسوا کنیم، نمیتوانستیم، اینگونه رسوا کنیم:
«خداوند بزرگ را سپاس مىگزاريم كه دشمنان ما و مخالفين سياست اسلامى ما را از كم عقلان و بيخردان قرار داده است، چرا كه خودشان هم درك نمىكنند كه حركتهاى كورشان سبب قوّت و تبليغ انقلاب ما و معرف مظلوميت ملت ما گرديده است.»
باید آثار این اتفاق را بررسی کرد. فکر میکنم با این سفرهای رئیسجمهور، عمق استراتژیک جمهوری اسلامی بیشتر شد و این یعنی انتقال پیام. آنجا خبرنگار فرانسه از رئیسجمهور پرسید شما میخواهید انقلابتان را صادر کنید؟ دکتر احمدینژاد گفت انقلاب ما صادر شده است. انقلاب ما یک تفکری است که دنبال راهی برای زندگی بهتر و عادلانهتر میگردد. این راه را انقلاب اسلامی پیش رو گذاشته است. این پیام انقلاب است. من فکر میکنم که این رخداد، فضا را باز کرد و فرصت شناختی بهتر برای انقلاب اسلامی بعد از این عمق سانسور غربی ایجاد کرد. این سانسورها مانع ابراز حقایق است. هنوز هم این حرفها درست به افکار عمومی غرب چه در امریکا و چه در اروپا نمیرسد. غرب دچار یک جمود جدید است. همان جمودی که رویه دیگر همان کاری است که در قرون وسطی گالیله را بهخاطر آن کشتند، الآن هم عدهای در امریکا و اروپا حتی تحمل حرف و منطق را ندارند.
ما یک شیطنت و خشونتی را تحمل میکنیم ولی در مقابل، باورهایمان را به گوش بخشهای مختلفی از مردم جهان میرسانیم. بالاخره از این رسانهها منتشر میشود و آنهایی که مستقیم میبینند، میتوانند در مورد آنچه که دیدند، داوری کنند. اینها هزینه نیست، بلکه مقاومت، پایداری و ایستادگی است. یک حرکت مقدس است. رئیسجمهور میتوانست یک سفر تفریحی داشته باشد یا برای استراحت برود و کاملاً هم براساس فضای جاری دیپلماتیک عمل کند و هیچ نتیجهای برای بشریت نداشته باشد و بعد اسم این شیوه سفرها را سفرهای با کیفیت و سفرهایی که جایگاه ملت ما را بالا میبرد، بگذارد. اتفاقاً برعکس سفرهای آقای احمدینژاد نه تنها جایگاه ما را، بلکه جایگاه مسلمانان و آزادگان را و حتی جایگاه آزاداندیشان را در خود غرب بالا برد. احمدینژاد برای آزادی بیان فضا ایجاد و بستر آزادی بیان را مستعد کرد. این کار او برای خود غربیها هم حق آزادی بیان را تثبیت میکند. اگر به قول آنها هزینه هم هست، شخص خود او آن را پرداخت میکند و سود آن به ملت بلکه بشریت میرسد.
به گمانم این توفیق را در 3 عامل میتوان دید؛ منطق در گفتار، عدالت در رفتار، استقامت در اعتقاد.
قدرتها به احمدینژاد توهین کردند، با ادبیاتی در شأن خودشان برخورد کردند. انسان در این موقعیت میتواند به خود اصالت دهد، افکارش را کتمان کند و از فکر، عقیده و نطق، دست بشوید. این آغاز اتفاقات خطرناک است که از یک تفکر منطقی، اصولی، صلحطلبانه، عدالتخواهانه و تعالیبخش بهخاطر خوشایند اغیار دست بردارد. این یک روش است. اما روش دیگر این است که اگر بخواهی بایستی، باید در ظاهر تحقیر شوی. احمدینژاد از تحقیر نترسید و در مقابل فشارها، توهینها و تهدیدهای آنها پس نزد. در برابر این فشارها ایستادگی کرد. مقاومت کرد اما دیوار حایل را که غرب بین منطق ملت ما و افکار عمومی ایجاد کرده بود، برداشت. به میدان آمد و میدان مین دروغ و خشونت را که امریکا و اروپا ساخته بودند، با حضور و شجاعت در بیان پاکسازی کرد. مطالبی که خیلیها در خفا میگویند این حرفها درست است ولی در علن چیز دیگر میگویند، فریاد زد. به خشونت هم متوسل نشد و مقابله به مثل هم نکرد، بلکه گفت اینها را ببخشید، اینها بیاطلاع هستند. یعنی کسی را با جهل مجازات نکرد. جور و جهل، 2 عامل ضربهزننده به بشریت است. جور که دست دستگاههای حکومتی است و جهل که با تبلیغات و رسانه و فضاهایی که در اختیار دارند، برای فکرسازی و اندیشهسازی، شبانهروز القا میکنند. آن حجاب جهل را احمدینژاد برمیدارد و وقتی جهل برداشته میشود، خود فرد هم شناخته میشود. فردی را که مظهر خشونت و حرفهای ناشایست معرفی و سعی میکردند که از آن، یک چهره خطرناک بسازند و او را منفور افکار قرار دهند. اما احمدینژاد امروز از نظر افکار عمومی یک چهره محبوب است، چون صادق، صریح و شجاع است. مردم این خصلتها را دوست دارند، خصوصاً قشری که تحت ظلم واقع شدهاند. احمدینژاد نترسید و مرعوب این فضا نشد. مجذوب این جلوههای باطل نشد و صریح، شفاف و صادقانه، به راهش مؤمن بود.
مقصران اصلی در این حادثه را هم میتوانیم دو دولت قبلی بنامیم! جوی که در این سه سال توسط دولت محترم علیه اسرائیل احیا شده است ریشه اش به امام(ره) بر میگردد.
حضرت امام در پیام قطعنامه می فرماید :
- ما تصميم داريم پرچم لا اله الا اللّه را بر قلل رفيع کرامت و بزرگوارى به اهتزاز درآوريم.
- جنگ ما جنگ عقيده است، و جغرافيا و مرز نمى شناسد.
- ما درصدد خشکانيدن ريشه هاى فاسد صهيونيزم، سرمايه دارى و کمونيزم در جهان هستيم.
- ما تصميم گرفته ايم، به لطف و عنايت خداوند بزرگ، نظامهايى را که بر اين سه پايه استوار گرديده اند نابود کنيم، و نظام اسلام رسول اللّه- صلى اللّه عليه و آله و سلم - را در جهان استکبار ترويج نماييم.
- و ما بايد در جنگ اعتقاديمان بسيج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازيم.
تک تک این جملات به مراتب صریح تر و کوبنده تر از جملات آقای احمدی نژاد است. حال سوال این است که در دوره ی شانزده ساله ی قبل چه شده است که این آرمان ها به فراموشی سپرده شده است؟! و جهان این نوع ادبیات را از خاطر برده است ؟! +
صفحه ی اصلی پاسخ به شبهات
واردات ما بیش ازاندازه بوده است؟ آیا دولت در واردات افراط داشته است؟
با وجود تراز بارزگانی مثبت کشور در سالهای اخیر متاسفانه عده ای با تبلیغات منفی و مغرضانه مبنی بر بی توجهی دولت به صادرات و افزایش بی رویه واردات با نیت ضربه زدن به کشور سعی درایجاد خلل در سیاست های بازرگانی دولت را داشته اند.
این در حالی است که قوانین برنامه ای هیچ وظیفه ای را برای کنترل واردات بر عهده دولت نداشته و تنها گزینه صادرات غیر نفتی را مد نظر قرار داده و میزان خاصی را تعیین کرده است.
صادرات غیر نفتی دولت نهم در سه سال و 9 ماه گذشته 5/54 میلیارد دلار برآورد شده است .در حالی که در همه سه برنامه توسعه قبل در 15 سال گذشته کل صادرات غیرنفتی حدود 53 میلیارد دلار بوده است!
این یعنی صادرات غیر نفتی در عمر دولت نهم بسیار بیشتر بوده است. ضمن اینکه مطابق برنامه چهارم توسعه میزان صادرات غیر نفتی باید به رقم 53 میلیارد دلار می رسید که این اعداد و ارقام بیانگر موفقیت دولت در امر صادرات غیر نفتی است.
آمار صادرات غیر نفتی در سال 1383 معادل 7 میلیارد دلار است در حالی که سال 1386 این رقم بالغ بر 20 میلیارد دلار صادرات غیر نفتی را شامل می شود.
نسبت صادرات غیر نفتی به کل صادرات کشور در سال 22.1383 درصد و در سال 32.1386 درصد بوده است و این بدین معنی است که دولت نسبت را اصلاح نموده و تراز بازرگانی غیر نفتی کشور را به سمت مثبت حرکت داده است.
ذکر این نکته ضروری است که واردات کالاهای اساسی مطابق بودجه به دولت تکلیف می شود و دولت نه تنها واردات دیگری ندارد ؛ بلکه دیگر واردات توسط شرکت های خصوصی و غیر دولتی انجام می شود که آنها نیز تابع قوانین و مقررات بازرگانی هستند.
دولت تنها با وضع تعرفه ها واردات را کنترل می نماید و جالب این است که بیشترین تعرفه را دولت نهم وضع نموده است اما زمانی که تعرفه ها افزایش یابد یک عده هیاهو به راه می اندازند و زمانی که کاهش تعرفه لحاظ می شود یک عده دیگرغوغا به پا میکنند.
تعرفه ها در ایران جزو بالاترین تعرفه های دنیاست و این در حالی است که وزارت بازرگانی از کالاهای سرمایه ای و واسطه ای سود بازرگانی دریافت نمی کند ولی عوارض بسیاری از کالاهای مصرفی را می گیرد.
این که دولت بیشتر از سقف بودجه بنزین وارد کرده است باید یادآور شد که وزارت نفت موظف به تامین نیازهای داخلی است و همیشه نیز بر همین سوال بوده است. از آن جا سنجش بازار از وظایف وزارت نفت است ، پس باید بموقع و به طور مستمر خریداری نماید.
مجلس در بودجه سال 1385 اعلام کرده بود که وزارت نفت جز 3 هزار میلیارد تومان اجازه برداشت از جایی دیگر را ندارد و نمیتواند هزینه کند.
در خرید بنزین پول رد و بدل نمی شود، بلکه باید معاوضه و مبادله نفت یا بنزین صورت گیرد . با توجه به این که دولت وظیفه دارد که بنزین وارد کند و میزان واردات و ذخیره بنزین مساله ساده ای نیست لذا نیاز به حساب و کتاب دقیق دارد. ضمن این که در گذشته با وجود ذخیره ی استراژیک ، لازم نبوده است که معاوضه در اوج قیمت ها انجام گیرد.

